mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
اجتماعی
اجتماعی > علوم اجتماعی >رد پای فن ترجمه در تاریخ

رد پای فن ترجمه در تاریخ

بخش:علوم اجتماعی

فنِ ترجمه یا برگردان،کارِ خطیر و دشوارِ درک و تفسیرِ موضوعات، معانی و مفاهیم پدیدآمده در یک زبان (زبان مبدأ)و سپس انتقال، معادل یابی و بازسازی آنها در زبانی دیگر(زبان مقصد) را بر عهده می گیرد.گاه ممکن است آنچه مورد نظر متکلم است با آنچه مخاطب برداشت می کند، فرق داشته باشد و یا مخاطبان معانی متفاوتی را از یک متن برداشت کنند. این امر بیان کننده این مطلب است که عوامل بسیاری در داد و ستدهای زبانی حاکم اند که متون و ابزارهای نظام زبان (اصوات، دستور و واژگان) تنها یکی از آنها است.

 

 

تحقیقات نشان می دهد که ترجمه در ایران قدمت دیرینه ای داشته، تا آنجا که می توان اولین بانیان آن را مربوط به دوره هخامنشی دانست. البته درخشانترین دوره ترجمه در ایران را به دوره ساسانیان منسوب می کنند. اردشیر بابکان بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی بعد از اینکه بر مسند قدرت نشست افرادی را به هند و چین و روم فرستاد تا از کلیه کتابهایی که در این بلاد وجود دارد نسخه برداری کنند و حتی دستور داد کلیه رسالات پراکنده در عراق را نیز جمع آوری کنند. بعد از اردشیر جانشین(فرزند) وی شاپورکار او را دنبال کرد و دستور داد تمام آثار و کتب انتقال یافته در عهد پدرش را به زبان پهلوی ترجمه کنند و در اختیار دانشمندان قرار دهند.

 

در عهد انوشیروان نیز کتب بسیاری جمع آوری و ترجمه شد. وی در جندی شاپور مدرسه و بیمارستانی تأسیس نمود که در آن طب و فلسفه تدریس می شد. در این دوره ایران یکی از مراکز مهم علمی به شمار می رفت تا اینکه با حمله اعراب مواجه شد. مسلمانان در سال ۶۳۸م سوریه و عراق را تسخیر کردند و هنوز چهار سال نگذشته بود که ایران را نیز به تصرف درآوردند. ایران که گنجینه عظیمی از علم و فرهنگ بود دستمایه ای برای ارتقای سطح دانش اعراب شد.

 

اعراب با ورود به ایران از تجارب چندین ساله ایرانیان در فن ترجمه نیز استفاده کردند به طوری که این فن بعد از فتوحات مسلمین در میان آنان رونق اساسی گرفت. ترجمه آثار یونانی به زبان عربی از اواخر قرن هفتم میلادی(یکم هجری) آغاز شد و در اواخر قرن هشتم رونق یافت و سپس در اواخر قرن نهم به حد اعلای خود رسید. اما نهضت حقیقی ترجمه از عهد ابوجعفر منصور دوانیقی خلیفه عباسی،آغاز شد. او شهر بغداد را ساخت و آن را جانشین آتن و اسکندریه کرد.خلفای دیگر عباسی کار منصور را دنبال کردند. مثلاً هارون الرشید در زمان ریاستش عده ای را در جستجوی نُسَخ و دستنویسها به بیزانس فرستاد.

 

 

 

مأمون در سال ۲۱۷هجری برای ترجمه مدرسه ای تأسیس کرد که به " بیت الحکمه " معروف شد. وی گروهی از مترجمان را در آنجا گرد آورد و طبیب نصرانی یوحنابن ماسویه را رئیس آنجا کرد. همچنین عده ای را به هند و ایران و قسطنطنیه فرستاد تا کتب سودمند را گردآورند. در این بیت الحکمه حنین ابن اسحاق که هنوز هجده ساله بود ،یکی از مترجمان فعال بود.او در زمان متوکل که بار دیگر در حوالی سال ۲۴۲هجری یعنی همان سالِ وفات یوحنابن ماسویه بیت الحکمه را تجدید کرد ریاست آنجا را یافت. در آغاز ترجمه ها به زبان سریانی بود. اما از آن پس که حنین بن اسحاق ریاست را به عهده گرفت، ترجمه به زبان عربی فزونی یافت. حنین ابن اسحاق علاوه بر زبان خودش(سریانی)،یونانی و فارسی و عربی نیز می دانست. او بارزترین شخصیت در قرن نهم بود. به طوری که هیچ کس به قدر او در نهضت ترجمه، فعالیت نداشته است.

 

 

حنین بیشتر اوقات نخست کتبی را به سریانی و سپس از سریانی به عربی برمی گردانید. بیشتر ترجمه های حنین در زمینه پزشکی با توجه خاص به آثار جالینوس و بُقراط بود.وی حدود نود اثر از آثار جالینوس را از یونانی به سریانی و حدود چهل تا را از یونانی به عربی ترجمه کرد.بعضی از آثار بقراط را هم ترجمه نمود. همچنین سه تا از مکالمات افلاطون، از جمله تیمائوس را ترجمه یا تصحیح کرد؛ آثار مختلفی از ارسطو را نیز، از جمله مابعدالطبیعه، درباره نفس، درباره کون و فساد، و بخشی از طبیعیات او را ترجمه کرد.کتابهای متنوع دیگری را هم در منطق، ریاضیات و علم احکام نجوم به عربی یا سریانی گردانید و تحریری سریانی از کتاب عهد عتیق تهیه کرد.

 

 

کتابهایی که در آغاز به عربی ترجمه می شد کتب مربوط به علوم عملی بود مانند طب و حساب و کیمیا. ولی کوشش مترجمان منحصر به این رشته نشد،بلکه به علوم دیگر و معارف نظری چون علوم طبیعی و مابعدالطبیعه و دین نیز پرداختند. ترجمه تورات و انجیل ها ، نیز ترجمه کتب مانوی و مزدکی در این دوره صورت گرفت.

 

● تأثیر ترجمه ها

ترجمه هایی که به ذکر آن پرداختیم در جهان اسلام و عرب موجب چنان انقلابی فکری و فرهنگی و لغوی گردید که در تمام تاریخ بشری نظیر نداشته،حتی (به عقیده برخی از محققان) بر رنسانس اروپا هم برتری داشت. اعراب در صدر اسلام و در عهد دولت اُموی ، جز به علوم قرآنی و فروع آن توجهی نداشتند.اما از علومی چون طب و هیئت و ریاضیات و طبیعیات و کیمیا و موسیقی و فلسفه و فروع آن نصیب چندانی نداشتند،تا آنجا که بیشتر این علوم برای آنها مجهول بود.

 

این علوم که عرب از راه این ترجمه ها بدان آشنایی یافت در همه نواحی فکر اسلامی حتی در مسائل دینی تأثیر عمیق داشت.زیرا برخورد مسلمانان با فرهنگها و فلسفه های بیگانه ،آنها را وادار می کرد تا هر چه را به تعبّد فراگرفته بودند به محک عقل بسنجند و از اینجا فِرَق مختلف پیدا شدند، ولی بعدها برای اثبات حقانیت خویش و ابطال دلایل خصم مجبور شدند با مکاتب فلسفی و استدلالهای منطقی آشنا شوند. شاید اولین نتیجه بارز برخورد مسلمانان با علوم بیگانگان،خروج آنها از فطرت نخستین و ایمان ساده خود بود،تا آنجا که گروه کثیری چون به دیده عقل نگریستند در آنچه بی چون و چرا پذیرفته بودند تردید کردند و عقل در همه مناقشات و مباحثات مقام اول را به دست آورد و حاکم بلامنازع شد که باید از آن پس در پرتو آن قدم برداشت و به نور آن راه جست. به کار بردن عقل در امور دینی،در پاره ای، موجب الحاد و زندقه و انکار نبوت و معجزات شد.

 

 

 

مترجمانی که ذکر آنها گذشت در بسط و نشر فرهنگ یونانی در جهان اسلامی خدمات شایانی انجام دادند و راه آیندگان را هموار نمودند و موجب اتصال تمدن هِلِنی با جهان اسلام در قرون وسطی شدند، زیرا مسیحیان روم ابتدا متفکران یونان را از طریق مترجمان و حکمای عرب و اسلام شناختند. همان طور که می دانیم همیشه سیّاحان و بازرگانانی بودند که میان شرق و غرب تردد می کردند و در نزدیک مرزها مردمان دو (یا چند) زبانه فراوان بودند. نیز میان دربار بیزانس و مسلمانان و غرب لاتینی تماسهای سیاسی وجود داشت.جمیع این رویدادها به تدریج تصویری از اسلام و به مقدار کمتری از بیزانس به عنوان گنجینه داران یک ثروت فکری هنگفت،در اذهان غربیان آفرید.

 

 

قدیمی ترین ترجمه هایی که از عربی(به لاتینی) به عمل آمد چند رساله درباره ریاضیات و اُسطُرلاب در اواخر قرن دهم میلادی در اسپانیا صورت گرفت.یک قرن بعد مردی از شمال آفریقا به نام قسطنطین آفریقی به دیر کاسینو در جنوب ایتالیا رهسپار شد و در آنجا شروع به ترجمه رساله هایی درباره طب از عربی به لاتین کرد.این ترجمه های آغازین اشتهای اروپا را برای ترجمه آثار بیشتر تحریک کرد.از نیمه اول قرن دوازدهم میلادی ترجمه یکی از فعالیتهای مهم دانشی و تحقیقی گشت و اسپانیا در کانون جغرافیایی آن قرار گرفت. با غلبه مسیحیان بر اسپانیا،مراکز فرهنگ اسلامی و کتابخانه ها که کتابهایشان به زبان عربی بود به دست مسیحیان افتاد؛ طلیطله که مهمترین مرکز فرهنگ اسلامی بود در سال ۱۰۸۵م سقوط کرد و در طول قرن دوازدهم بهره برداری از ثروتهای کتابخانه آن،تا حدی به یُمن حمایت سخاوتمندانه اُسقفان محلی،آغاز گشت.

 

 

 

بعضی از مترجمان اسپانیایی محلی بودند و از کودکی به زبان عربی تکلم می کردند.یوحنای اشبیلی که تعداد زیادی از کتب اختر شناسی را ترجمه کرد و مرقس طلیطلی که چند تا از متون جالینوسی را ترجمه کرد، دو نمونه از این مترجمان بودند.اما مترجمان دیگر همه خارجی بودند؛ رابرت چستری از ویلز آمده بود؛ هرمان دالماسی از اسلاو بود و افلاطون تیوولی ایتالیایی بود. بدون تردید بزرگترین همه مترجمانی که از عربی به لاتینی ترجمه می کردند گراردکرمونایی(گراردوس کرموننسیس)(حدود ۱۱۱۴ ۱۱۸۷م)بود. وی از مردم شمال ایتالیا بود.در اواخر دهه ۱۱۳۰م یا اوایل دهه ۱۱۴۰م به جستجوی مَجسطی بطلمیوس که نمی دانست در کجاست، به اسپانیا آمد.

 

نسخه ای از آن را در طلیطله یافت و در اسپانیا باقی ماند تا زبان عربی را بیاموزد.

 

 

وی سرانجام آن را به لاتینی ترجمه کرد.حاصل کار او به راستی شگفت انگیز است: دستکم دوازده متن نجومی،از جمله مجسطی بطلمیوس؛هفده اثر درباره ریاضیات و نورشناسی،از جمله اصول اقلیدس، جبر(الجبرا)خوارزمی؛ چهارده کتاب درباره منطق و فلسفه طبیعی،از جمله طبیعیات،درباره آسمان،کائنات جو و درباره کون و فساد ارسطو؛ و بیست و چهار اثر طبی،از جمله قانون ابن سینا و نه رساله از رسائل جالینوس، را ترجمه کرد.

 

همه این کتابها با دقت و طابق النعل بالنعل به وسیله مردی که هم بر زبانها و هم بر موضوعات احاطه کامل داشت ترجمه شده است.ترجمه از یونانی هیچ گاه متوقف نشد.

 

 

اما در قرن دوازدهم ترجمه از یونانی با شتابی چشمگیر پیش رفت. ایتالیا، بویژه جنوب آن،که جوامع یونانی زبان همیشه در آنجا می زیستند و کتابخانه هایش پر از کتابهای یونانی بود،جایگاه اصلی این کار بود.

 

در پایان قرن دوازدهم، جهان مسیحیت لاتینی بخشهای عظیمی از دستاوردهای فلسفی و علمی یونانی و اسلامی را به چنگ آورده بود.این کتابهای ترجمه شده به سرعت در مراکز بزرگ تربیتی پخش شد و در آنجا به انقلاب آموزشی و تربیتی کمک رسانید.

 

 

 

   محسن خادمی
منابع:
۱ تاریخ فلسفه در جهان اسلام؛ حنا الفاخوری, خلیل الجر؛ ترجمه عبدالمحمد آیتی ؛ نشر علمی و فرهنگی
۲ سرآغازهای علم در غرب؛ دیوید سی. لیندبرگ ؛ ترجمه دکتر فریدون بدره ای
۳ تاریخ علوم عقلی ؛ جلال الدین همایی ؛نشر هما

برگرفته از: www.salamat.ir
گردآوری و تنظیم:گروه اجتماعی پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/social

مروری بر دیگر مطالب 'علوم اجتماعی'



تازه های علوم اجتماعی