mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
اجتماعی
اجتماعی > شهر و زندگی شهری >ماجرای مردان جارو به دست

ماجرای مردان جارو به دست

بخش:شهر و زندگی شهری

داستان از ۱۷ قرن پیش از میلاد مسیح شروع می شود. از زمانی که قوم آریایی مادها، اولین شهر ایران به نام هگمتانه را بنیان گذاشتند. شهری که درباره اش می گویند: هفت دیوار داشته که هر کدام به رنگ یکی از سیاره ها بوده است. این شهر، پایتخت نخستین شاهنشاهی در ایران است.گزارش ما درباره این شهر نیست، درباره نظافت شهر است. چیزی که وقتی عقل و زندگی برای بشر پررنگ شد و انسان از زندگی سرگردان به زندگی شهری رسید، برایش مهم و حیاتی شد.

 


چیزی که شاید به خاطر تر و تمیز بودن شهری که الان در آن زندگی می کنیم خیلی به چشممان نیاید و بگوییم خب بالاخره شهرداری هست و باید شهر را تمیز کند. ولی آیا تا به حال فکر کرده اید آن زمان که شهرداری نبوده و اصلا کلمه شهرداری هم اختراع(!) نشده بود، چطور شهرها تمیز می شده؟ اصلا همین شهر هگمتانه که وصفش شد، چطور و توسط چه نیرویی تمیز می شد؟ با اغماض از این که ما نمی دانیم قبل از این که آدم ها شهرها را به وجود بیاورند و ساکن آنها شوند چطور اطرافشان را تمیز می کردند یا این که آیا کسانی این کار را برای آنها انجام می دادند یا نه، جالب ماجرا اینجاست حتی تاسیس بلدیه ها برمی گردد به دوران قاجار. در این گزارش به تاریخ تاسیس بلدیه و نظام مندشدن نظافت شهری پرداخته ایم.


اگر بدانیم تاریخ تاسیس بلدیه ـ که همان شهرداری های امروزی می شوند ـ به ۱۰۰ سال قبل برمی گردد حتما برایمان سوال پیش می آید، ۲۰۰۰ سال قبلش که هیچ بلدیه ای وجود نداشت محل زندگی افراد چطور تمیز می شد.

 

 


ناصر الدین شاه ـ سلطان صاحبقران ایران ـ چهارمین شاه از دودمان قاجار و تنها پادشاهی بوده که خاطراتش را مکتوب کرده است.


در قسمتی از خاطرات او که مربوط به سال ۱۳۱۰ هجری قمری است، آمده است: «آن روزهایی که بلدیه نبود هرکس موظف بود خود جلوی خانه و مغازه خود را پاکیزه نماید.»

 


در همان دورانی که هگمتانه ساخته شد، حکومت، افرادی را به خدمت داشت که برای تمیز کردن محوطه کاخ ها و راه های اطراف استخدام شده بودند. اینها اکثرا برده هایی بودند که در جنگ های مختلف به غنیمت گرفته می شدند.


به غیر از آن، مردم عادی هم برای این که اطراف محل زندگی شان را تمیز کنند خودشان دست به کار می شدند. یعنی خانم های خانه با جارو مقابل خانه و دم در ورودی را تمیز می کردند. این کار را تمام شهر انجام می دادند، حتی در مغازه ها. در آن زمان در واقع هر فردی نمادی از سوپورهای امروزی بود.

 


● و شهر تمیز می شود!


اوایل قرن سیزدهم هجری قمری یعنی اوایل ۱۲۸۰ شمسی، مصادف با پایان عمر سلطنت ناصرالدین شاه برای انجام و اداره امور شهری، سازمانی تاسیس شد به نام دایره احتسابیه. این اداره از دو شعبه احتساب و تنظیف تشکیل شده بود که هرکدام با تقسیم وظایف میان نایب، فراش و سوپور، کار مخصوص به خود را داشتند.

 


محتسبین که زیر نظر حکومت و کلانتر شهر کار می کردند، می توانستند در مجازات متخلفان شهری و حتی دادوستد و فروش اجناس دخالت داشته باشند.


قسمت نظافت این اداره هم منحصر به نظافت شهر، حمل زباله و آبپاشی خیابان های خاکی شهر و دیگر نظافت ها بود. شعبه نظافت، جمعی سقا برای آبپاشی در اختیار داشت و با استفاده از صد رأس الاغ و قاطر کار حمل زباله ها را انجام می داد.

 


سقاها با مشک های آب در شهر می چرخیدند و روی زمین را آبپاشی می کردند تا مردم و رهگذران از گرد و خاک خیابان های شهر در امان باشند. ناصرالدین شاه در حکمی اعلام کرده بود: «به عموم کدخدایان محلات دارالخلافه باهره و صاحب منصبان اداره پلیس قدغن می شود که بر حسب امر قدر قدرت ملوکانه موافق ترتیبات وزارت حالیه دارالخلافه باید همگی مراقب تنظیف محلات راجع به خود باشند، به این معنی که هر نقطه خارج از عمل احتساب است، از قبیل خیابان های دولتی و میدان ها و سایر نقاط معینه. آنچه راجع به اهل محل و صاحبان خانه ها و بازارهاست باید موکدا بسپارند که هر صاحبخانه درصدد تنظیف و پاکیزگی جلوی خانه خود برآید و همچنین صاحبان دکاکین باید جلوی دکاکین خود را پاکیزه و کثافات جلوی دکان خود را به خارج شهر حمل نمایند.»


● مردان بلدیه

 


سال ۱۲۷۵ که ناصرالدین شاه به دست میرزا رضای کرمانی کشته شد، تقریبا زمانی بود که اداره احتسابیه به پایان خود نزدیک می شد.


مظفرالدین شاه که به تخت ریاست نشست، ۱۰ سال بعد از مرگ شاه شهید! (ناصرالدین شاه) مجبور شد فرمان مشروطیت را سال ۱۲۸۵ شمسی قبول کند.

 


بعد از این اتفاق، به دلیل مشکلات متعددی که در اداره امور شهرها در زمینه هایی مانند بهداشت شهری، آبرسانی و... وجود داشت، نمایندگان مجلس اول درصدد تدوین قانونی برای اداره امور شهرها برآمدند. همه اینها باعث شد اولین قانون شهرداری ها با عنوان قانون بلدیه در ۱۹خرداد ۱۲۸۶ شمسی تصویب شود.


این قانون در ۱۰۸ ماده به تصویب نمایندگان مجلس رسید. هدف از تأسیس بلدیه شهرداری در این قانون؛ تأمین منافع شهرها و رفع نیازهای شهرنشینان اعلام شد. یعنی تمام امور مربوط به نظافت شهر به عهده بلدیه گذاشته شده بود.

 


ریاست اولین بلدیه تهران را شخصی به نام دکتر خلیل خان اعلم الدوله ثقفی به عهده داشت. یکی از مهم ترین وظایف این بلدیه (شهرداری)، نظافت شهر بود که از جمله آن ساماندهی گذرهای شهری از جمله نصب چراغ در معابر، آبپاشی هر روز خیابان ها و نیز نصب پلاک در منازل هم از همان ها بود.


در تهران قدیم و در زمان نیابت عضدالملک در سال ۱۲۸۸ شمسی، سنگفرش کردن چند خیابان، نظافت خیابان ها و کوچه های دارالخلافه هم جزو وظایف بلدیه بود. معمولا رفتگران یا نظافتچی های بلدیه با مشک، خیابان ها را آبپاشی می کردند.

 


تنها عوارضی که اداره بلدیه از مردم در اوایل کار خود می گرفت، عوارضی بود که از وسایل بارکشی مانند اسب، قاطر، شتر و گاری که وارد تهران می شدند به دست می آورد.


از این طریق، هزینه و حقوق و مواجب رفتگران تأمین می شد و چیزی اضافه نمی آمد که به مصرف امور اساسی مثل خیابان سازی شهر برسد. اما بعدها در ارائه این خدمات خلل ایجاد شد.

 


عمده این مشکلات به خاطر کمبود بودجه بود. سال ۱۳۰۹ شمسی، قانون دیگری با ضوابط جدید، متناسب با افزایش اعتبارات و امکانات مالی شهرداری ها تصویب شد و وزارت کشور، سرپرستی ادارات بلدیه را به عهده گرفت.


پس از مدتی با گسترش شهرها و افزایش جمعیت، به تبع آن، افزایش تنوع نیازها و احتیاجات شهروندان، وظایف و فعالیت شهرداری ها هم گسترش پیدا کرد و افراد بیشتری برای نظافت شهر به استخدام شهرداری ها درآمدند و این گونه نظافت کردن شهر همچنان ادامه دارد!

 

 

 

   محبوبه شعاعی

برگرفته از: جام جم آنلاین
گردآوری و تنظیم:گروه اجتماعی پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/social

مروری بر دیگر مطالب 'شهر و زندگی شهری'



تازه های شهر و زندگی شهری