mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
سلامت
سلامت > سلامت روان > سلامت روان بزرگسالان >بازسازی اعتماد به نفس-اعتماد به نفس چیست؟

بازسازی اعتماد به نفس-اعتماد به نفس چیست؟

بخش:سلامت روان بزرگسالان

بسـیـاری از عـقیده های ما تنها به این دلیل شکل می گیرند که بیـش از انـدازه به گـوش مــا می رسند. به همین دلیل شروع می کنیم به پذیرفتن آنها. آیا تا به حال چنین اتفاقی برای شما روی داده است؟

 

ریسـکش را قبـول نموده و مـوهای تان را کوتاه می کنید. واقعا جذاب و زیبا می شوید. روز بعد خـانه را به قصد محل کار ترک می کـنـید و در راه به خود می گویید: « خیلی خوشحالم از اینکـه موهامـو کوتـاه کـردم. عاشقشم. واقعا زیبا شدم. » شـما به دفتر کار خود می رسید و وارد آسانسور می شویـد. بطور اتفاقی یکی از همکاران تان را در داخل آسانسور مـی بینید. ناگهان او اخم هایش را در هم می کند و می گوید: « آه! تو موهاتو کوتاه کردی؟ چی باعث شد همچین کاری بکنی؟! » در اینجـاسـت کـه شما دست های تان را بر روی سرتان می گذارید و حاضرید هر کاری انجام بدهید تا یک کلاه به شما بدهند. احساس بدی به شما دست می دهد. واقعا چرا باید می رفتید و موهای تان را کوتاه می کردید؟

 

این روزها اعتماد به نفس برای خانم ها تبدیل به مقوله ی بسیار مهمی شده است. وجود مانکن های لاغر و انتظاراتی که از مادران امروزی می رود واقعا انسان را به تعجب وا می دارند. اما تعجب آورتر از آن این است که نظرات دیگران چقدر سریع در افراد تاثیر می گذارند و اعتماد به نفس افراد تا چه حد کاهش پیدا کرده است. چنین مسأله ای برای یکی از دوستان من در دوران دبیرستان اتفاق افتاده بود. او می گفت: « یک گروه چهار، پنج نفری بودند که هر روز من را تمسخر می کردند و به من می گفتند که زشت و احمق هستم. من هم بعد از مدتی شروع کردم به باور کردن حرف های آنها. این اصلا مهم نبود که پدر و مادر من هنوز هم عاشقانه یکدیگر را دوست می داشتند و خانه ی ما سرشار از شوق و شور و محبت بود. این اصلا اهمیت نداشت که تمام نمره هایم بالا بودند و دوستی داشتم که از سال سوم با هم بودیم. آنها به من می گفتند که هیچ ارزشی ندارم و من نیز تمام گفته های شان را بطور کامل پذیرفته بودم. اعتماد به نفس من رفته رفته تحلیل پیدا می کرد و این امر باعث آزار من می شد. »

 

 

● اعتماد به نفس چیست؟

 

شاید تفسیر اعتماد به نفس کمی مشکل باشد. اعتماد به نفس خیلی بیشتر از این است که احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید، به کارهای خود افتخار کنید و تصویری را که در آینه می بینید دوست بدارید. بلکه اعتماد به نفس، تصور شما از ارزش های درونی تان است. دکتر جان نامیا در کتاب خود با عنوان « اصول آسیب شناسی روانی » اعتماد به نفس را به عنوان توانایی درک ارزش های شخصی بیان می کند.

ما اغلب معادله ها را بصورت وارونه می بینیم و فکر می کنیم که اعتماد به نفس را باید از طریق دیگران بدست آوریم. در حالی که این اعتماد به نفس ما است. توانایی ما در ارزشمند نگه داشتن خود. عکس العمل ما نسبت به تصویری که در آینه می بینیم.

 

 

● اثرات کمبود اعتماد به نفس

 

برگردیم به صحبت های دوستم: « در آن زمان چون اعتماد به نفسم خدشه دار شده بود و اطمینان خاطرم را به کلی از دست داده بودم، از صحبت کردن با دیگران چه در کلاس یا جمع های دوستانه و یا حتی در راهروها خودداری می کردم. از ساعت ناهار وحشت داشتم و هیچگاه به داخل ناهارخوری نمی رفتم و فکر کلاس های نمایش گروهی مرا دیوانه می کرد. من از جمع های دوستانه طرد شده بودم و خنده از روی لبانم رخت بر بسته بود.

متقاعد شده بودم که فرد بی ارزشی هستم. اگرچه همیشه نمره هایم از ۹۰ به بالا بود اما در روزهای امتحان استرس شدیدی مرا فرا می گرفت. سعی می کردم که تا می توانم خودم را از نظر دیگران مخفی نگه دارم. تصور می کردم اگر وجودم را پنهان کنم دیگر هیچکس نمی تواند مرا آزار دهد. این شرایط همچنان ادامه داشت و لازم بود که من راهی پیدا می کردم تا از شر آن خلاص شوم. اما چیزی نبود که به من کمک کند زیرا مشکل اساسی خود من بودم. حتی گاهی اوقات به خودکشی فکر می کردم. البته در مورد فرار از خانه فکر نمی کردم زیرا باز هم نمی توانستم از خودم رها شوم. من عملا ترسیده بودم. این اتفاق ممکن است برای بسیاری از افراد روی دهد. »

 

 

● کمبود اعتماد به نفس و افسردگی

 

کمبود اعتماد به نفس دلیل قطعی افسردگی نیست اما بر اساس تحقیقات مختلف ثابت شده است که این دو پا به پای هم پیش می روند و سازمان جهانی بهداشت نیز در توضیحات خود فقدان اعتماد به نفس را به افسردگی نسبت داده است.

کمبود اعتماد به نفس باعث می شود که شما تبدیل به دشمن ارزش های شخصی تان شوید. افکاری مانند: « اگر فقط کمی زیباتر بودم... اگر ورزشکار خوبی بودم... اگر جذاب و معروف بودم... اگر از پس درست کردن این بر می آمدم... و... » باعث خراب شدن کل زندگی شما می شوند. حتی اگر دیگران هم برای شما ارزش قائل شوند، صداهایی که دائماً در گوش شما می پیچند باعث از بین رفتن آن ارزش ها می شوند.

 

درست مثل نوشته های جولیا رابرتز در کتاب خود با عنوان « زن زیبا » که می گوید: « افکار منفی خیلی سریع تر به درون ذهن شما نفوذ می کنند. افکار منفی ملکه ی ذهن شما می شوند و شما به همین دلیل، نسبت به مشکلات موجود بی توجه می شوید و بصورت بخش جدانشدنی زندگی روزمره شما در می آیند. » سازمان جهانی بهداشت و درمان اعلام کرده است که تنها ۲۵ درصد از کل افرادی که در سطح جهان مبتلا به بیماری افسردگی هستند تحت درمان مناسب قرار می گیرند.

 

 

کمبود اعتماد به نفس در نوجوان ها را جدی بگیرید. زیرا در موارد بسیاری منجر به خودکشی می شود. در حال حاضر سومین عامل مرگ و میر در جهان خودکشی است که درصد عمده ای از آن به دلیل فقدان اعتماد به نفس روی می دهد. در بزرگسالان، کمبود اعتماد به نفس نه تنها در زندگی شغلی تاثیر منفی می گذارد و قابلیت اجرایی آنها را کاهش می دهد بلکه در زندگی خانوادگی آنها نیز تاثیر گذاشته و باعث می شود که نسبت به شریک زندگی خود بی میل شوند و از قبال وظایف خود نسبت به فرزندان نیز دربمانند. فقدان اعتماد به نفس در همه ی امور زندگی انسان تاثیر می گذارد. این امر باعث می شود که فرد متحمل فشار روانی زیادی شود.

 

 

● درمان

دوستم می گفت: « برای من هیچ چیز عوض نشد تا زمانی که دبیرستان خود را تغییر دادم. درست است که در این مرحله، تهدیدها خاتمه یافته بودند اما من هنوز مجبور بودم که با خودم روبرو شوم. فرار کاری را از پیش نمی برد. تنها تغییر صحنه ای که در آن هستیم باعث بازگرداندن اعتماد به نفس نمی شود، بلکه باید دیدگاه های مان را نسبت به زندگی تغییر دهیم.

 

تابستان همان سال من با گروهی از افراد که در جلسه ی مدیتیشن با آنها آشنا شده بودم به یک کنفرانس دعوت شدم. من پاسخ تمام سؤال هایم را درست در جایی پیدا کردم که اصلاً فکرش را هم نمی کردم. در آن جلسه، من به این نتیجه رسیدم که خداوند مرا خیلی دوست دارد. در آنجا بود که به ارزش های روحی خود پی بردم و توانستم برای بار دیگر اعتماد به نفس از دست رفته ام را بازیابم و حالت عادی پیدا کنم. من در ابتدا نقاط مثبت خود را پیدا کردم و بر روی آنها کار کردم تا به نتیجه رسیدم.

 

هنگامیکه شما علایق خود را از دست بدهید و از دوست داشتن دست بکشید، قطعا دنیا برای شما تبدیل به یک مکان ترسناک می شود.

 

در حال حاضر من در زندگی خود امید دارم. چیزی که قبلا وجود نداشت. من برای بقای خود تلاش می کردم اما همین امر باعث می شد تا از پا درآیم. زمان بسیار زیادی طول کشید تا توانستم دوباره به حقیقت بازگردم و درک کنم که خداوند هیچوقت مرا فراموش نکرده بود. سال دوم دانشگاه بودم که این پیام آسمانی را خواندم و واقعا به آن ایمان پیدا کردم: « من تو را انتخاب کردم و هرگز تو را طرد نخواهم کرد. پس هراسی به دل راه مده. چراکه من همیشه با تو می مانم. وحشت نداشته باش. زیراکه من پروردگارت هستم. من توان تو را می افزایم و در همه ی امور یاری ات می کنم و تو همیشه تحت حمایت دستان پرهیزکار حق خواهی بود. »

 

من کیستم؟ پرسیدن این سؤال در صورتی که شما خودتان را دوست نداشته باشید خیلی وحشتناک است. اما من پاسخ آن را می دانم: زنی هستم که خداوند عاشق اوست. شما هم می توانید جوابی مشابه پاسخ من پیدا کنید. به این دلیل که شما هم برای خداوند باارزش هستید. او شما را بسیار زیاد دوست می دارد. شما همین حالا هم با اتکا به نیروی ایمان و از طریق عبادت می توانید با خداوند ارتباط برقرار کنید. عبادت، گفتگو با پروردگار است. خداوند همیشه از درون قلب شما آگاه است و هیچ نیازی به نطق های طولانی ندارد. زیرا او همیشه با شما و همراه شماست. »

 

 

 

   محمّدعلی خداپرست


برگرفته از: پرتال آفتاب
گردآوری و تنظیم:گروه سلامت پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/health

مروری بر دیگر مطالب 'سلامت روان بزرگسالان'



تازه های سلامت روان بزرگسالان