مجله موسیقی پرشین پرشیا-مصاحبه ها-> گفتگو با مليحه سعيدى -آیا ساز قانون فراموش شده؟

 

Tuesday 7th of September 2010 !پرشین پرشیا مجله ای برای همه
  Welcome!  
 

مقالات و اخبار موسیقی

تماس با ما

سوالات متداول

در باره ما

صفحه اول

Music Archive

 

مقالات و اخبار موسیقی

 

 

صفحه اول مقالات

 

 

 

مفالات دیگر


علی جهاندار-یادآور آواز جلا‌ل‌الدین تاج‌اصفهانی است


کنار آمدن شعر امروز و موسیقی ایرانی در اثری درخشان


هماهنگی-هارمونی- در موسیقی ایران


موسیقی ایرانی، زخمه بر تار معیشت-پای صحبت صدیق تعریف


بررسی آلبوم‌های موسیقی برگزیده ‌سال ۸۶


فراگیری موسیقی کودکان



 

 

گوش کنید به آلبومهای

عارف و نی
ارکستر
به خاطر تولّدت


 

2009-11-14

مصاحبه ها

1388/08/23

گفتگو با مليحه سعيدى -آیا ساز قانون فراموش شده؟ ⟨

 

حتما شده که شما هم با افرادى برخورد کنيد که خستگى نمى‌شناسند. گويا هيچ‌وقت خوابشان نمى‌برد و با نشستن ميانه‌اى ندارند. بى‌قرارند و اين شايد گاهى يک نفر آرام را به هم بريزد. مليحه سعيدى از آن دسته بانوانى است که هرجا او را ببينيد نشانه‌هاى زيادى از تلاش و حرکت را در او خواهيد ديد.

 

مليحه سعيدى را از دو زاويه مى‌توان ديد. زنى که به تنهايى بار ساز قانون را بعداز انقلاب به دوش کشيده و در تمامى آثارش از آن استفاده کرده است و حالا علاوه بر کتاب‌هاى آموزشى قانون، شاگردان زيادى تربيت کرده است که مى‌توانند در ادامه مسير او به جاهاى خوبى برسانند قانون را. وجه ديگرى از شخصيت هنرى سعيدى پرداختن به احيا و شکوفايى موسيقى بانوان است. در روزهايى که امکان داشت صداى بانوان- با هر گرفت و گيري- به نحوى منتشر شود، او کنسرت‌هاى فراوانى داد و آثار متعددى را منتشر کرد که با استقبال عمومى هم مواجه شد. درواقع حرکت او در زمينه گسترش موسيقى بانوان منجر به همين اندک چيزى شد که حالا داريد گاهى به عنوان خبر در روزنامه‌ها مى‌خوانيد. اما او به تازگى اثرى منتشر کرده به نام «ريزه‌ميزه» که حرکت شايان توجهى است در موسيقى کودکان. اتکاى او به موسيقى ايرانى و خلق ملودى‌هايى کاملا ايرانى مى‌تواند راهگشاى خوبى براى روشمند کردن موسيقى ايرانى به کودکان باشد. به همين بهانه سراغ وى رفتيم و گفت‌وگويى کرديم که مى‌خوانيد.

 

شما درحال حاضر يکى از برجسته‌ترين نوازندگان قانون در کشورمان هستيد. باوجود اينکه اين ساز يک ساز کاملا ايرانى است چرا تاکنون و همچنان مهجور مانده است و به نسبت بقيه سازهايى که درحال احيا هستند، آنچنان که بايد و شايد در موسيقي، حضور ندارد؟

زمانى که من به هنرستان موسيقى راه پيدا کردم، قانون؛ ساز دوم محسوب مى‌شد و بالطبع خيلى طرفدار نداشت. خب طبيعى اين است که وقتى يک ساز به عنوان ساز دوم در هنرستان موسيقى مطرح باشد، به لحاظ اهميت هم جايگاه ديگر سازها را ندارد. علتش هم اين بود که رپرتوار موسيقى ايرانى در اين ساز وجود نداشت. يعنى نواهاى موسيقى ايرانى با تکنيک‌هاى عربى نواخته مى‌شد. استاد من، مهدى مفتاح بود که بعداز بازنشستگى و همزمان با تحصيل در آخرين سال تحصيل من در هنرستان، مسئوليت آموزش قانون را به من واگذار کردند. ساز اول من ويولن بود. ويولن ايرانى را نزد استاد تجويدى فرامى‌گرفتم و همين باعث شده بود از خودم بپرسم چرا نمى‌شود موسيقى ايرانى را با تکنيک‌هاى جديد روى ساز قانون پياده کرد. اين شد که هرچه از استاد تجويدى مى‌آموختم سعى مى‌کردم روى قانون پياده کنم. براى ورود به دانشگاه هم ويولن امتحان دادم وهم قانون. منتها قانونى که زدم با آنچه که موجود بود، تفاوت داشت. درواقع تلاش کرده بودم صداى سازم حال و هواى ايرانى داشته باشد. دکتر داريوش صفوت که رياست دپارتمان موسيقى را در آن سال‌ها به عهده داشت، بعداز شنيدن ساز من، پيشنهاد کردند که قانون را به عنوان ساز تخصصى در دانشگاه انتخاب کنم. خب شرايط خوبى بود که بتوانم روى اين ساز به شکل عملى و پژوهشى کار کنم. به هر حال مى‌دانيد که بعداز حمله اعراب به ايران، موسيقى دستخوش اتفاقات ناخوشايندى شد که لطمه‌هاى جبران‌ناپذيرى ديد. سازهايى مثل عود و قانون به دليل اينکه از لحاظ فيزيکى بزرگ بودند، نمى‌توانستند حضور اجتماعى داشته باشند و اگرهم حضورى بود، فقط دربارگاه خلفا و پادشاهان و حاکمان بود. در زمان صفويان و تيموريان هم که حکما بسيار قشرى بودند و موسيقيدان‌ها را تا حد گردن زدن آزار مى‌دادند. شما فکرش را بکنيد در يک چنين شرايطي، سازى مثل قانون در کجاى فرهنگ – به طور اخص موسيقى – قرار مى‌گيرد.

 

قدمت اين ساز به چه روزگارى برمى‌گردد؟

من در کتاب اولم عکس‌هايى آورده‌ام و نوشته‌ام که قدمت‌ساز قانون به دوره آشوريان برمى‌گردد که عکس‌ها نشان مى‌دهد، سازى بوده است ده‌سيمى که به گردن مى‌انداخته‌اند و مى‌نواختند. به مرور اين ساز تکامل پيدا کرده است و تا رسيده به اينجا که شکل ايرانى دارد منتها اين ايرانى شدن علاوه بر تکنيک‌هايى که من روى آن پياده کرده‌ام به تکامل والاى ساز هم بستگى دارد که همسرم مرحوم استاد ستوده سال‌ها تحقيق و پژوهش کرد و تغييرات زيادى روى آن اعمال کرد. همينطور پسرم که دارد اين مسير تکاملى را ادامه مى‌دهد. عرب‌ها به اين ساز؛ آلت آلاشور گفته‌اند و بعدهم قانون اسم برده شد. اين ساز حالت مرکزيت داشته و در کانون گروه قرار مى‌گرفته به همين دليل آن را قانون نامگذارى کردند و امروزه يونانى‌ها به آن کانون مى‌گويند. قانون در فرهنگ‌هاى مختلف حضور دارد و همچنان نواخته مى‌شود. اين ساز به همان دلايل تاريخى که گفتم قرن‌ها از حضور در اجتماع منع بوده و طبيعى است که به تدريج فراموش شده است. بعدهم از زمان مرحوم رحيم قانونى تکنيک‌هاى عربى وارد شد و اساتيد ما اين را قبول نمى‌کردند که يک ساز ايرانى با تکنيک‌هاى عربى نواخته شود و موردتوجه قرار بگيرد. نه مى‌شد زنگى زد، نه چهار مضرابي، نه پيش درآمدى و... .

 

اگر الان شما داريد تکنيک‌هاى جديدى روى اين ساز پياده مى‌کنيد به خاطر تغييراتى است که زنده‌ياد همسرتان روى قانون اعمال کرده است؟

نه. شايد رنگ و بوى جديد و ايرانى مربوط به تعويض و تغيير برخى قسمت‌هاى ساز باشد، اما بحث ما در ايرانى شدن نه يک سونوريته جديد، بلکه تکنيک‌هاى ايرانى است. اين ايرانى شدن که من از آن حرف زدم، تغيير در شيوه نوازندگى است. هر درسى که از دکتر صفوت با سه تار مى‌گرفتم، سعى مى‌کردم آن را روى قانون پياده کنم. به تدريج دريافتم که مى‌شود به شکل و روش‌هاى ايراني، قانون نواخت.

 

با اين وجود و به‌رغم تمام تلاش‌هايى که شما و همسرتان کرده‌ايد، به نظر مى‌رسد سليقه عمومى قانون را به عنوان يک ساز همه پسند نپذيرفته است؟

ببينيد اين چيزى که شما از آن تحت عنوان استقبال عمومى ياد مى‌کنيد، نيازمند گذشت زمان است آموزش اين ساز هنوز روش‌مند و ساختارمند نشده است، به غير از سه جلد کتابى که من به رشته تحرير درآورده‌ام، جهت متد، به دليل آشنايى من با پيانو به ذهنم رسيد که چگونه مى شود از انگشت‌هاى دست راست و چپ استفاده کرد که نواها و مضراب‌ها حجيم‌تر به نظر برسد. شروع کردم به تمرين و به تدريج ديدم که چقدر خوب مى‌شود اگر نوازنده‌اى بتواند اين تکنيک‌ها را روى قانون پياده کند. درواقع اين شناخت نيازمند زمان است. ازسوى ديگر شما بهتر مى‌دانيد که سازهاى ما به‌هيچ‌وجه به عموم مردم معرفى نمى‌شوند که آنها هم بخواهند به سمت يادگيرى آن بروند رسانه ملى ما وقتى با قهر با سازهاى ما برخورد مى‌کند و آنها را نشان نمى‌دهد، نتيجه‌اش اين مى‌شود که خانواده‌هاى ما هنگام رجوع به هنرستان براى ثبت نام فرزندانشان با مشکل انتخاب ساز روبه‌رو مى‌شوند. پس ما ناچار مى‌شويم ساز قانون را براى اولين بار به آنها نشان بدهيم و کمى هم بنوازيم شايد اولياى دانش‌آموزانى که مى‌خواهند فرزندانشان در هنرستان موسيقى ادامه تحصيل بدهند، از صدا و شکل و شمايل قانون خوششان بيايد و فرزندانشان را در اين زمينه مشغول به تحصيل کنند.

 

پس شما معتقديد که گذشت زمان مى‌تواند ساز قانون را وارد سليقه موسيقايى مردم، کند؟

حتما، شک نکنيد. مدت‌ها طول کشيده که من تجربه‌هايم را روى شاگردان مختلف امتحان کرده‌ام و فهميده‌ام که به تناسب گذشت زمان چه چيزى بايد به يک هنرجوى قانون آموخت. درواقع هر سال که مى‌گذرد بايد متدهاى جديدى به هنرجو آموخت که به تدريج بتواند اين تکنيک‌ها را بياموزد. اين شده که من شاگردان زيادى دارم که سال‌هاست نزد من آموزش ديده‌اند و با متدهاى من؛ حالا نوازنده‌هاى خوبى هستند. به همين دليل تصميم گرفته‌ام مجموعه‌اى از اجراهاى آنها را به زودى ضبط و منتشر کنم.

شايد يکى ديگر از دلايلى که موجب شده اين ساز در فرهنگ ما مهجور بماند، غلبه لحن و لهجه عربى و استفاده کشورهاى عربى و ترکيه از اين ساز است. درواقع با اين دلايل کسى کمتر مى‌تواند اين سونوريته را از آن فرهنگ ايرانى بداند.

بله به هر حال خيلى‌ها تحت تاثير همين عوامل از کنار زيبايى‌هاى صوتى اين ساز و قابليت‌هايش مى‌گذرند. اما خوشبختانه درحال حاضر باوجود نوازنده‌هاى خوش‌ذوق و فهيم جوانى که وجود دارند اين مسئله به تدريج رنگ خواهد باخت و ساز قانون وارد يک حوزه عمومى‌تر خواهد شد.

 

علاوه بر همه اينها ما رديفى هم روى اين ساز نداريم که افراد بخواهند به شکلى حرفه‌اى سراغ اين قضيه بروند؟

خوشبختانه من رديف ميرزا عبدالله که زنده‌ياد استاد برومند به ما آموخته‌اند را با ساز قانون زده‌ام و بخش‌هايى که در رديف ميرزا عبدالله به روايت برومند نبوده را از رديف‌هاى شهنازي، معروفي، کريمي، ‌صبا برداشته‌ام. چون آنچه که بسيارى مدعى‌اند رديف ميرزا عبدالله است، اين طور نيست و با آنچه که استاد برومند اجرا کرده است تفاوت دارد. من فتوکپى نت رديف ميرزا عبدالله را دارم که نشان مى‌دهد اين رديف با آنچه که زنده ياد برومند روايت کرده است، توفير دارد.

 

يعنى به نظر شما زنده‌ياد برومند در رديف ميرزا عبدالله تغييراتى داده‌اند؟

بله. به هر حال در هر دوره‌اى انسان‌ها دستخوش عوامل مختلفى هستند که اين عوامل سر راه بسيارى از کارها و تصميمات افراد تغييراتى ايجاد مى‌کند.

 

با اين اوصاف اسم رديف شما چه خواهد بود؟

رديف ميرزا عبدالله به روايت نورعلى برومند افزون بر ملحقاتى از روايت استادان شهنازي، معروفي، صبا و کريمى که براى قانون تنظيم و اجرا کرده‌ام. البته غيراز اين رديف يک کتاب متد و يک کتاب قطعات منتشر خواهم کرد.

 

بحث ديگر ما بى‌شک موسيقى بانوان است که شما در سال‌هاى پس از انقلاب نقش بسزايى در احيا و شکوفايى آن داشته‌ايد؟

آغاز فعاليت‌هاى من در سال 1367 با کنسرت سرکار خانم پريسا در کشورمان بود.

 

يعنى شما در سالن‌هاى بزرگ اجرا داشتيد؟

در ابتدا اينطور نبود. پارکينگ‌هاى بزرگ يا منازلى که پذيرايى بزرگى داشتند ازسوى علاقه‌مندان دراختيار ما قرار مى‌گرفت و همه با يک گروه متشکل از بانوان براى بانوان برنامه اجرا مى‌کرديم. صندلى کرايه مى‌کرديم، سن مى‌ساختيم و با يک صدابردارى معمولي، خلاصه يک کنسرت به انجام مى‌رسيد. به هر حال در چنين شرايطى کارمان را آغاز کرديم. بعدها وزارت ارشاد اعلام کرد که براى برگزارى کنسرت‌هاى بانوان مجوز رسمى مى‌دهد و ما هم شروع کرديم ازآنجا مجوز گرفتن و کنسرت‌ها و برنامه‌هاى بعدي. بعد با خانم پريسا تور اروپا را داشتيم که پيامدهاى بسيار خوبى داشت و کنسرت‌هاى موفقى را اجرا کرديم. در بازگشت به ايران به دليل مشغله زياد و مديريت هنرستان متاسفانه نتوانستم ديگر با خانم پريسا کار کنم. در ادامه با خانم‌ها پرى ملکي، حوروش خليلى و پرى زنگى همکارى کردم که تعدادى از آن همکارى‌ها به صورت رسمى درقالب آثارى مانند هزار آوا، نواى قريه، آواى روستا و آهوى وحشى منتشر شد. البته سال 68 من يک تکنوازى قانون هم منتشر کرده بودم. به ياد دارم وقتى آلبوم تکنوازى من منتشر شد بردم خدمت استاد پايور. ايشان خيلى خوشحال شدند و به من گفتند: «پدرجان به کارت ادامه بده و بدان حتما در اين کار موفق‌تر خواهى شد. حتى اگر شده مجانى کار کني، اين کار را ادامه بده» يار پنهان با صداى فاضل جمشيدى را بعدا کار کردم که موسسه سروش منتشر کرد و ازآنجايى که چنين موسساتى دغدغه بازگشت سرمايه ندارند به پخش و توزيع و روند استقبال مردم توجه نکرد و اين آلبوم هم نتوانست به حياتش ادامه بدهد. آلبوم‌هاى سفر عشق و غوغاى جان را با صداى آقاى مختاباد کار کردم. البته آلبومى هم با زنده‌ياد رضوى سروستانى دارم به نام نواى غربت که آن هم ناياب شده است.

 

شما به نحوى از فعاليت‌هايتان صحبت مى‌کنيد که گويا اصلا مشکلى در موسيقى بانوان، وجود ندارد؟

انگيزه اصلى من در طول اين سال‌ها معرفى ساز قانون به بهترين شکل است. به همين دليل هميشه با يک شوق و تلاش زايدالوصف کار کرده‌ام. البته بگويم که تلاش‌هاى مرحوم همسرم که رشته تحصيلى خودش- زبان و ادبيات فرانسه- را کنار گذاشت و به سمت سازسازى آمد را يکى ديگر از عواملى بدانم که من را در رسيدن به هدفم بسيار کمک کرد. اگرچه جنسيت در فرهنگ ما براى خانم‌ها موانعى ايجاد مى‌کند، اما برنامه‌ريزى و کار فراوان خودش مانعى است براى اين موانع. از طرفى ديگر پرسش من از اجتماع اين است که چرا بايد جنسيت ما خانم‌ها بايد موجب عقب‌راندنمان شود. خداوند همه را يکسان خلق کرده و به همه هوش و ذکاوت داده است. خدا در زندگى آدم‌ها، لحظات خاصى را قرار مى‌دهد که آدم بايد باهوش باشد و آنها را بگيرد. به همين دليل معتقدم کارهايى که انجام داده‌ام، مال من نيست، بلکه الهام اوست. يعنى خدا من را مامور کرده روى اين ساز کار کنم و به اين مسيرى بروم که امروز شاهدش هستيم. شعر و عشق و موسيقى در فضا پراکنده است. اگر ما طول موجمان را با طول امواج الهى يکى کنيم، موفق خواهيم شد. در غير اين صورت محال است که يکى کارش بگيرد. حتما ديديد افرادى را که تلاش‌هاى زيادى مى‌کنند براى رسيدن به چيزهاى مختلف، اما هرچه جلوتر مى‌روند، از مسير اصلى دور مى شوند. آدم باصداقت موفق مى‌شود.

 

يعنى معتقديد زندگى و معيشت‌تان را باصداقت و اخلاص مى‌گذرانيد؟

من از راه موسيقى درآمد شايانى کسب نکرده‌ام. کمااينکه هرچه درآوردم خرج کارهايم کرده‌ام. شايد باور نکنيد ما براى به سامان رساندن کارهاى تحقيقاتى تکميل ساز قانون، ماشين همسرم و پيانوى خودم را فروختيم تا بتوانيم سيم براى ساز بخريم و تحقيقاتمان را ادامه بدهيم. هيچ وقت دولت از من کوچک ترين حمايتى نکرد تا اين امر مهم را به سامان برسانم. هرچه درآمد کسب کرديم، خرج همان کرديم. من به کارم اعتقاد دارم؛ چون سازم ايرانى است و من عاشق ايرانم. مى‌خواهم اين ساز را اشاعه بدهم و توسط شاگردانم به مردم معرفى کنم. اين کار يک نفر نيست، اما من به تنهايى کار چند نفر را انجام داده‌ام. به اضافه اينکه من افراد خانواده‌ام را هم در خدمت اين کار گرفتم. اگر بخواهيد زندگى من را با مردم مقايسه کنيد، بايد اعتراف کنم از زندگى چيزى نفهميدم. شايد کسى باور نکند اما من در تمام عمرم تنها چهار بار به سينما رفته‌ام. آيا بلد نبودم؟ يا دوست نداشتم؟ چرا اينطور نبوده، من هم دوست داشتم مثل عموم مردم گاهى تفريح کنم، اما مدام مشغول تحقيق و کار بودم. دست يافتن به چيزهاى بزرگ احتياج به گذشت‌هاى بزرگ و تلاش‌هاى بزرگ‌تر دارد. الان کارى که ما روى کتاب قانون کرده‌ايم و نتيجه‌اش 1500 و 1600 صفحه است سال‌هاى طولانى از عمر ما را با خود برده است. مثل اين است که شما با دست خالى و بدون داشتن يک دانه گندم بخواهيد يک مزرعه گندم به بار بياوريد. حالا ببينيد يک نفر چگونه به تنهايى مى‌تواند چنين کارى بکند. اما من چون به کارم اعتقاد داشتم و مى‌دانستم خدا اين وظيفه را به عهده من گذاشته است از هيچ تلاشى فروگذار نکردم.

 

هفته گذشته آلبومى به آهنگسازى شما با صداى حميد جبلى منتشر شد که حرکتى است در معرفى موسيقى ايرانى به کودکان. چطور شد که به سمت ساخت موسيقى براى کودکان رفتيد؟

در چهاردهمين جشنواره موسيقى صداوسيما در يک نشست صميمانه به واسطه آقاى سليمانيان با جناب آقاى رحماندوست آشنا شدم. آشنايى در آن جلسه و معارفه ما به يکديگر موجب شد که ايشان علاقه‌مندى خودشان را نسبت به انجام يک کار مشترک با کيفيت ابراز کنند. من هم موافقت خودم را اعلام کردم و ايشان 67 قطعه شعر به من سپردند. بعداز مدتى به اين نتيجه رسيدم که براساس بعضى از گوشه‌هاى دستگاه ماهور و آواز بيات و اصفهان قطعاتى را بسازم و خوشبختانه هرکس آن را شنيده ابراز رضايت کرده است. منتها من در ابتداى هر قطعه يک مقدمه با تکنوازى گنجانده بودم که متاسفانه شرکت سروش آنها را از آلبوم حذف کرده است. اين بى‌سليقگى در چاپ سى دى هم قسمتى از کيفيت کار ما را پايين آورد. چون من يک اينسرت با بيوگرافى و يادداشت در اين خصوص تهيه کرده بودم که بازهم توسط شرکت سروش ناديده گرفته شد و سى دى در يک پاکت به بازار عرضه شد

  محمود توسليان :نویسنده
حيات نو :منبع

 

Bookmark and Share

ارسال این صفحه برای دوستانتان

در کانون

موسیقی سنتی

سازهای ایرانی

دستگاههای موسیقی ایرانی

موسیقی نواحی

موسیقی کودک

موسیقی فیلم

آموزش موسیقی

ترانه سرایان

آهنگسازان

موسیقی آوازی

سازهای خارجی

فرمهای موسیقی

بزرگان موسیقی ایران

بزرگان موسیقی جهان

فلسفه و نظریات موسیقی

نوازندگان ایرانی

نوازندگان غیر ایرانی

نقد و منتقدین

گروههای موسیقی ایرانی

گروههای موسیقی خارجی

ترانه ها و تصنیف ها

موسیقی کلاسیک

موسیقی پاپ

موسیقی راک

موسیقی ایران

موسیقی ملل

موسیقی الکترونیکی

سازهای الکترونیک

سازها و گروههای سازی

سازهای مکانیکی

سازهای بادی

سازهای زهی

سازهای کوبه ای

خوانندگان

موسیقی آئینی

به یاد بزرگان

موسیقی بانوان

مصاحبه ها

موسیقی و رسانه ها

نقد و معرفی آثار

 

 

صفحه اول مقالات

 

استفاده از مقالات سایت پرشین پرشیا با ذکر منبع مجاز است-2003-2009