mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
فرهنگ و هنر
فرهنگ و هنر > ادبیات ایران >به مناسبت ۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت ابوالقاسم فردوسی

ادبیات ایران

به مناسبت ۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت ابوالقاسم فردوسی

محمد طالبی

 

حکیم ابوالقاسم فردوسی درسال ۳۲۹ هجری در طبران طوس به دنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود که ثروت وموقعیت قابل توجهی داشت.

فردوسی درجوانی با درآمدی که ازاملاک پدرش به دست می آورد به کسی محتاج نبود اما به تدریج آن اموال راازدست داد وبه تهیدستی گرفتارشد. وی ازهمان زمان که به کسب علم ودانش می پرداخت به خواندن داستان هم علاقه مند شد وبه تاریخ واطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید. همین علاقه به داستان های کهن بود که او را به فکرانداخت تا شاهنامه را به نظم درآورد چنان که ازگفته خود اوبرمی آید مدت ها در جست وجوی این کتاب بوده وپس ازیافتن نسخه اصلی داستان های شاهنامه نزدیک به سی سال ازبهترین ایام خود را وقف این کارکرده است. درسال ۳۷۰ به نظم درآوردن شاهنامه راآغاز کرد ودراوایل این کارهم خود اودارایی قابل توجهی داشت.

 

 

برخی ازبزرگان خراسان که به تاریخ باستان ایران علاقه داشتند اورا یاری می کردند ولی به مرورزمان وپس ازگذشت سال ها درحالی که بیشترشاهنامه را سروده بود دچار فقرشد.

الا ای برآورده چرخ بلند

 

چه داری به پیری مرا مستمند

چوبودم جوان برترم داشتی

 

به پیری مرا خوار بگذاشتی

به جای عنانم عصا داد سال

 

پراکنده شد مال وبرگشت حال

 

فردوسی قصد داشت با قلمش به مردم یادآوری کند که چه بودند وچه شدند. اوتوانست با قلم وسرشت خود، زبان پارسی رابه مردم بازگرداند اما به دلایل برخی از شعرهایش مورد خشم خلیفه وقت قرارگرفت. برخلاف آنچه که مشهوراست فردوسی سرودن شاهنامه را تنها به دلیل علاقه شخصی وحتی سال ها قبل ازآن که سلطان محمود به سلطنت برسد ،آغازکرد؛ اما چون درطی این کار به تدریج ثروت وجوانی راازدست داد به فکرافتاد که آن را به نام پادشاه درآورد. اما سلطان محمود که بیش از تاریخ وداستان های پهلوانی به اشعارستایش آمیزشاعران علاقه داشت قدرسخن فردوسی را ندانست واورا چنان که شایسته اش بود تشویق نکرد. فردوسی ازاین بی اعتنایی بر آشفت وچندین بیت را در هجو سلطان محمود گفت وسپس ازترس مجازات غزنین را ترک کرد ومدتی را درشهرهای هرات، ری وطبرستان متواری بود تا آنکه سرانجام در زادگاه خود طوس درگذشت.

 

 

 

شاهنامه نه تنها بزرگ ترین وپرمایه ترین مجموعه شعربه جامانده ازعهد سامانی و غزنوی است بلکه مهم ترین سند عظمت زبان فارسی وبارزترین مظهرشکوه ورونق فرهنگ وتمدن ایران باستان وخزانه لغت وگنجینه ادبیات فارسی به شمارمی رود. فردوسی طبع لطیفی داشت؛ سخنش ازطعنه، هجو، دروغ وچاپلوسی به دوربود وتا جایی که می توانست ازبه کاربردن کلمه های غیراخلاقی خود داری می کرد. او دروطن دوستی، سری پرشورداشت ازاین رو به داستان های کهن وتاریخ وسنن قدیم عشق می ورزید واز تورانیان ورومیان به دلیل صدماتی که برایران وارد آورده بودند نفرت داشت. شاهنامه نگاهبان راستین سنت های ملی وشناسنامه قوم ایرانی است؛ شاید بدون وجود این اثر و این گونه آثار ، بسیاری ازعناصرمثبت فرهنگ آباء واجدادی ما، درطوفان حوادث تاریخی نابود می شد. فردوسی شاعری معتقد ومومن به ولایت معصومین علیهم السلام بود وخود را بنده اهل بیت وستاینده خاک پای وصی می دانست.

 

 

فردوسی با خلق حماسه عظیم خود دوفرهنگ ایران واسلام را به بهترین شکل ممکن درهم آمیخت. اهمیت شاهنامه تنها درجنبه ادبی آن خلاصه نمی شود وپیش ازآنکه مجموعه ای ازداستان های منظوم باشد ، تبارنامه ای است که بیت به بیت وحرف به حرف آن ریشه دراعماق آرزوها وخواسته های جمعی ملتی کهن دارد؛ ملتی که درهمه ادوارتاریخی، نیکی وروشنایی را ستود وبا بدی وظلمت درستیزبوده است.

 

 

 

شاهنامه از۶۰هزاربیت تشکیل شده است ودارای سه دوره اساطیری، پهلوانی وتاریخی است. شاهنامه فردوسی روایت نبرد خوبی وبدی است وپهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی درهستی اند. جنگ کاوه وضحاک، کین خواهی منوچهر از سلم وتور، مرگ سیاوش با دسیسه سودابه همه حکایت ازاین نبرد وستیز دارد. دیدگاه فردوسی واندیشه حاکم برشاهنامه همیشه پشتیبان خوبی ها در برابرستم وتباهی است. ایران که سرزمین آزادگان به شمار می رود همواره مورد آزارواذیت همسایگانش قرارمی گیرد. زیبایی و شکوه ایران نیزآن را درمعرض رنج ها وسختی های گوناگون قرارمی دهد وازاین رو پهلوانانش با تمام توان به دفاع ازهستی این کشور و ارزش های ژرف انسانی مردمانش برمی خیزند ودراین راه جان خود را نیز فدا می کنند.

 

 

برخی ازپهلوان های شاهنامه نمونه متعالی انسان هایی هستند که عمرشان را به تمامی دراختیار همنوعان خود قرارداده اند؛ پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و طوس ازاین دسته اند. شخصیت های دیگری همچون ضحاک وسلم و تور وجودشان آکنده ازفتنه گری، بدخویی وتباهی ست ومامور اهریمنند وقصد نابودی درکارجهان را دارند. قهرمانان شاهنامه ستیزی همیشگی با مرگ دارند واین ستیز نه رویگردانی ازمرگ است ونه پناه بردن به کنج پارسایی بلکه دررویارویی ودرگیری با خطرهای بزرگ به جنگ مرگ می روند ودرحقیقت زندگی راازآغوش مرگ دور می سازند. بیشترداستان های شاهنامه فانی بودن دنیا را به یاد خواننده می آورد واو را به بیداری ودرس گرفتن ازروزگار رهنمون می سازد.

 

 

 

با وجود این، آنجا که زمان «بیان سخن عاشقانه» می رسد فردوسی با سادگی وشکوه و زیبایی خاص خود، موضوع را می پروراند. تصویرسازی درشعرفردوسی جایگاه ویژه ای دارد. شاعربا تجسم رخدادها وماجراهای داستان، درپیش چشم خواننده اورا همراه با خود به متن حوادث می برد. تصویرسازی وتخیل دراثرفردوسی چنان محکم ومتناسب است که حتی بیشترتوصیف های طبیعی درباره طلوع، غروب، شب وروز درشعراو حالت وتصویری حماسی دارد وظرافت ودقت حکیم طوس، درچنین نکاتی موجب هماهنگی جزیی ترین امور درشاهنامه با کلیت داستان ها شده است.

 

یکی دیگرازعناصراصلی شعرفردوسی استفاده ازموسیقی است . انتخاب وزن متقارب که هجاهای بلند آن کمترازهجاهای کوتاه است، موسیقی حماسی شاهنامه را چند برابرمی کند. فردوسی علاوه براستفاده از وزن عروضی مناسب با

 

به کار گیری قافیه های محکم وهم حروفی های پنهان وآشکار انواع جناس، سجع ودیگرضایع لفظی، تاثیر موسیقیایی شعر خود را تا حد ممکن افزایش می دهد. اغراق های استادانه، تشبیهات حسی ونمایش لحظه های طبیعت وزندگی ازدیگر ویژگی های مهم شعرفردوسی است.

برگرفته از: روزنامه مردم سالاری ( www.mardomsalari.com )
گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/artandculture
Monday 14th of May 2012 22:42:58_______۱۳۹۱-ارديبهشت-۲۵

مروری بر دیگر مطالب 'ادبیات ایران'



تازه های ادبیات ایران