mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
فرهنگ و هنر
فرهنگ و هنر > موسیقی > نقد آثار و منتقدین >نگاهي به مشکلات برگزاري کنسرت در ايران

نگاهي به مشکلات برگزاري کنسرت در ايران

بخش:نقد آثار و منتقدین

خارج رفته‌ها خوب مي‌دانند که يکي از صحنه‌هاي آشنا در زمان حضور در ساير كشورها، برگزاري برنامه‌هاي فرهنگي و بويژه موسيقي است. اين موضوع ديگر تبديل به يک عادت شده است؛ يک عادت استراتژيک. يعني کشورهايي که مي‌خواهند بگويند آقايان و خانم ها! ما در کشورمان امنيت داريم و البته رفاه و آسايش، مي‌آيند برنامه‌هاي فرهنگي برگزار مي‌کنند که پاي ثابت اين برنامه، کنسرت‌هاي موسيقي است.

 

 

پايتخت‌هاي فرهنگي کشورهاي صاحب تمدن و نام و نشان‌دار دنيا، به سالن‌هاي قديمي و ارزشمند موسيقي و اپرا و تئاترشان مي‌نازند و هنگام ديدن بيگانه، اين مکان‌ها را حلوا حلوا مي‌کنند تا به دهان مهمان هم شيرين شود. اينها يک واقعيت است. شما در جايي نمي‌بينيد که مثلاً براي نشان دادن امنيت شهر، خيلي از سربازان را رديف کنند و به آنان آموزش دهند که چهره‌هاي عبوس داشته باشند تا اين گونه امنيت و آرامش در شهر برقرار شود.

 

در هيچ جا نمي‌بينيد که براي جلب توريسم و گردشگر از زيباتر کردن شهر با برنامه‌هاي فرهنگي دريغ کنند. در هيچ جايي از کشورهاي پيشرفته و نيمه‌پيشرفته مشاهده نمي‌کنيد که شهرشان خالي از برنامه‌هاي فرهنگي باشد و فقط به فکر کار کردن و پول درآوردن باشند. کارهاي فرهنگي يکي از مؤلفه‌هاي مهم پيشرفت محسوب مي‌شود.

 


به گزارش ایران،در اينجا بايد يک مثال بلاتشبيه بزنيم. در دربار سلاطين و شاهان همواره برنامه‌هاي هنري، مقابل مهمانان خارجي برگزار مي‌شد و به نوعي هنر منحصر آن سرزمين به رخ نمايندگان سرزميني ديگر کشيده مي‌شد. حالا اين برنامه‌هاي هنري، گاهي بسيار نازل بودند و گاهي هم بسيار فرهيخته. اين موضوع بستگي به سطح فرهنگ و پيشرفت آن مرز و بوم داشت. در دوره قاجار، پس از آنکه ناصرالدين‌شاه و مظفرشاه قاجار در آن‌گير‌و‌دار نداري و فقر مردم، سفرهاي پرخرج و امتيازده به اروپا داشتند، وقتي برمي‌گردند نخستين کاري که مي‌کنند اين است که توجه بيشتري به مسائل هنري و فرهنگي کشورشان بکنند.

 

اين موضوع گر چه تلخ است اما واقعيتي است که ما بايد به آن اهميت بدهيم. البته نبايد دچار اين اشتباه شويم که برنامه‌هاي فرهنگي، نشانه‌هايي از سرمايه‌داري و رفاه‌زدگي است. نه؛ برنامه‌هاي فرهنگي جزئي واجب از زندگي يک جامعه فرهيخته است. مهم در اينجاست که برنامه‌هاي فرهنگي و هنري مي‌بايد با مسائل بومي و بافت اجتماعي هر ديار و جغرافيايي همخواني داشته باشد. دريانوردان و ماهيگيران جنوب ايران، همواره و هميشه کارشان را با موسيقي عجين کرده‌اند. جاشوها، موسيقي خاص خود را دارند و موسيقي ساحل نشينان و مردم عادي جنوب هم رنگ و نواي ديگري دارد.

 

جالب اينجاست که مثلاً قايقرانان و ماهيگيران شمال، آن گستردگي و ملموس بودن موسيقي را همچون هم صنفي‌هاي جنوبي شان در کارشان ندارند اما موسيقي شهري شان گسترده‌تر و جذاب‌تر است. در اينجاست که نقش اقليم بسيار حائز اهميت خواهد‌بود در برنامه‌هاي فرهنگي و هنري. قايقرانان شمالي، هميشه با سرسبزي و طراوت کوه هايشان شاداب و پرانرژي هستند و جنوبي‌ها بايد خشکي مناطق‌شان را با موسيقي سبز و آباد کنند.

 


حال اگر برگرديم به بحث ابتدايي‌مان، بايد بگوييم که موسيقي که يکي از مؤلفه‌هاي مهم برنامه‌هاي فرهنگي کشورها محسوب مي‌شود، مي‌تواند نقشي سازنده، بازدارنده و بالنده‌اي را در جوامع ايفا کند. کشور ما به لحاظ فرهنگي و هنري، کشوري غني است. اين جمله را بارها و بارها گفته‌ايم و گاهي آنقدر در مواقع مختلف تکرارش کرده‌ايم که تبديل به يک تعارف معروف در نقطه‌اي از شهر تهران شده است؛ تعارفي که شنونده در دلش مي‌گويد: «نکند واقعيت نداشته باشد؟ » نخير. واقعيت دارد. سندهاي زيادي در اين باره موجود است. حال اگر يکي از آن سو بيايد و از ما بپرسد که آقايان!

 

چه تعداد سالن موسيقي داريد، ما چه جوابي بايد برايشان داشته باشيم؟ اگر راستش را بگوييم، يک سالن موسيقي استاندارد داريم آن هم تالار وحدت؛ مابقي سالن‌هاي همايش هستند که به درد کار موسيقي نمي‌خورند. در حقيقت صداخراب کن هستند. صداي‌سازي که از طريق ميکروفن و بلندگو شنيده شود، با ضبط شده‌اش چه فرقي دارد؟ مردم مي‌روند فيلم‌اش را مي‌بينند، برايشان ارزان‌تر هم تمام مي‌شود. بويژه در موسيقي ايراني که سازها از احساس بالايي برخوردارند و ميکروفن‌ها و بلندگوهاي غول‌پيکر و گرانقيمت، واقعاً نمي‌توانند از عهده منتقل کردن اين همه احساس برآيند، بنابراين صدايي که شنيده مي‌شود، صدايي مصنوعي و جعلي است؛ صدايي است که براي موسيقي ايراني نيست.

 

۴۰۰ سال پيش در عمارت عالي قاپو، اتاق موسيقي را ساختند که حيرت همه جهان را با خود به همراه دارد، اما همان جهانياني که تشريف آورده‌اند ايران و اصفهان و نقش جهان و عالي قاپو، بسرعت رفته‌اند در سرزمين خودشان با الهام گرفتن از اين اتاق جادويي، سالن‌هاي موسيقي اپرا ساختند و صدايش را هم درنياورده‌اند که از فلانجا ما بهره گرفته‌ايم. بعد وقتي که شما بعنوان ايراني پا مي‌گذاري داخل يکي از سالن‌هاي بسيار استاندارد، نخستين چيزي که محکم توي صورت و چشم شما کوبيده مي‌شد، تاريخ ساخت بنا است که مثلاً سال هزار و هشت و فلان اين بنا ساخته شده است.

 


همه اين مسائل را گفتيم که بگوييم ما کشوري داريم که امن است و آسايش در آن روان است. با تمام مشکلات، سختي‌ها، تحريم‌ها و تعدد برنامه‌ريزي‌ها و تداخل قوانين و مصوبه‌ها، فقير واقعي نداريم. اگر هم کسي بضاعتش کم است، ارگان‌ها و نهادهايي هستند که به دادشان مي‌رسند. يعني در سرزمين ما کسي نيست که از گرسنگي واقعي رنج ببرد. پس اين مردم نياز به برنامه‌هاي فرهنگي دارند. ما نياز داريم به همه دنيا بگوييم که در کشور ما امنيت و آرامش حاکم است. چطوري مي‌توانيم بگوييم؟ با همين برنامه‌هاي فرهنگي و بويژه موسيقايي. در کدام سالن؟ اينجاست که به يکباره بايد مکث و تعلل کنيم.

 

سالن کم داريم، هنرمند زياد و گروه‌هاي خوب و به درد بخور در حد معقول همچنين خلاقيت و استعداد فراوان. اينها يک جاي مناسبي بايد داشته باشند که بتوانند داشته‌هايشان را عرضه کنند اما به اندازه کافي ندارند. بنابراين يا مي‌روند در سالن‌هاي نامناسب فرهنگسراها و همايش‌ها و بعضاً سينماهاي کوچک به اجراي برنامه، يا اينکه کلاً قيد اجراي برنامه را مي‌زنند و مي‌روند دنبال کار و زندگي‌شان و منتظر مي‌مانند که ارگاني يا نهادي بيايد سراغشان و بگويد که دوستان بياييد در مراسم آغاز يا پايان همايش يا کنفرانس يا جشنواره ما، ‌ساز بزنيد و فضا را کمي رنگ و لعاب فرهيختگي بدهيد.

 

البته روي ديگر سکه اجراي برنامه‌هاي موسيقايي هم مشکلات اقتصادي برگزاري کنسرت و مشکلات حاشيه‌اي مثل اخذ مجوز و پول اداره اماکن و تبليغات نيم بند و غيره است. ما در اينجا نمي‌خواهيم به همه مشکلات برگزاري کنسرت‌ها و برنامه‌هاي موسيقايي در ايران بپردازيم بلکه مهم اينجا، موضوع سالن است؛ سالن‌هايي که بايد در آن به خوبي نشان داده شود که همه چيز بر وفق مراد است.

 


قصد و غرض در اين نوشتار آن است که بگوييم راه‌هاي معقولي وجود دارد که با صرف هزينه‌هاي اندک، مي‌توان بهره‌هاي بيشتري برد. اگر دشمن ما را تهديد مي‌کند، ما با برگزاري برنامه‌هاي فرهنگي و البته موسيقايي به آنها مي‌توانيم يک تودهني درست و حسابي بزنيم. مي‌توانيم روحيه بالاي مردم‌مان را در جامعه نشان دهيم. يا رخوت و بي‌انگيزگي را از ذهن‌ها و جسم‌هاي شهروندان بزداييم. دقت داشته باشيد که اين حرف‌ها ديگر يک تعارف آن منطقه معروف نيست، يک واقعيت است.

برگرفته از: ایران
گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/artandculture

مروری بر دیگر مطالب 'نقد آثار و منتقدین'



تازه های نقد آثار و منتقدین