mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
فرهنگ و هنر
فرهنگ و هنر > موسیقی > مصاحبه ها >زکریا یوسفی:حرمتِ‌ ساز را نگه داريد

زکریا یوسفی:حرمتِ‌ ساز را نگه داريد

بخش:مصاحبه ها

زكريا يوسفي به گفته بسياري، ازنوازندگان خوش ذوق و خلاق نسل جوان است. وي در خانواده‌اي هنردوست در شهر پاوه چشم به جهان گشود. پس از گذراندن دوره‌هاي متعدد آموزشي در زمينه‌هاي تئوري موسيقي، نوازندگي تمبك و دف در هنرستان موسيقي استاد حسن كامكار در سنندج و نزد اساتيد صاحب‌نام ديار موسيقي يعني كردستان پيشرفت‌هاي چشمگير و قابل توجهي را در مدت زمان كوتاهي از آن خود كرد و پس از آن از سال۱۳۷۹ وارد دانشكده موسيقي دانشگاه سوره شد و همزمان رديف‌هاي عالي آوازي و سازي و همچنين تئوري و موسيقي را در محضر اساتيدي چون: مرحوم محمدعلي حداديان، جمشيد عندليبي، عبدالنقي افشارنيا، هوشنگ كامكار، بيژن كامكار و ارژنگ كامكار قرار گرفت و از همان دوران فعاليت‌هاي جدي خود را با اركسترهاي ايراني و فولكلور به‌عنوان نوازنده سازهاي كوبه‌اي آغاز كرد.

 

 

از جمله فعاليت‌هاي وي حضور چشمگير او به‌عنوان نوازنده بندير، دف و سازهاي ضربي در گروه‌هايي چون: مولوي، شمس، همنوازان كلهر، شهنازي، وصال، نيشتمان و همكاري با هنرمنداني چون: احمد پژمان، اردشير كامكار، ارسلان كامكار، جمشيد عندليبي، كيهان كلهر، شهرام ناظري، حميد رضا نوربخش، داريوش پيرنياكان، كيخسرو پورناظري، علي اكبر مرادي، ناصر رزازي، عليرضا قرباني، حسام‌الدين سراج و... است. از جمله آثاري كه اخيراً از اين هنرمند جوان منتشر شده و يا در حال انتشار است مي‌توان به: سر سماع در حلقه دف، روژيار، اورامان تا بادينان، پائيز، چيروك و نيز كتاب «در حلقه دف» اشاره كرد.

 

بحث را با كتاب اخير شما يعني «در حلقه دف» شروع مي‌كنيم، كمي در اين باره براي ما توضيح دهيد.
از سال‌ها قبل اين مسئله جزو اهداف و برنامه‌هاي هنري من بود كه مجموعه‌اي را آماده كنم و بنويسم كه شامل ريتم‌هاي متعدد موسيقي و بالاخص ريتم‌هايي كه متعلق به فرهنگ موسيقي خودمان است و كمتر به آن توجه شده و يا اصلاً توجه نشده است را تأليف كنم وبه اين جهت اين كتاب را آماده كردم.

 


ممكن است يك مثال بياوريد كه چه نوع ريتم‌هايي يا تقسيمات ريتميكي را؟
بله- به‌عنوان مثال ما ريتم
ده هشتم را داريم كه يكي از متنوع‌ترين و زيباترين ريتم‌ها مي‌باشد كه در موسيقي كردي رايج است و تا حدودي اين اواخر هم بين نوازندگان كوبه‌اي و ملوديك مرسوم شده، آن هم به واسطه شنيدن آثار كردي يا قطعاتي سنتي كه برگرفته از موسيقي كردي يا عثماني است، ولي يا آن را به عنوان ريتم شش‌هشتم مي‌شناسند يا اينكه فقط شنيده‌اند كه ده هشتم اسم دارد ولي اينكه اين ريتم داراي چه تقسيماتي است، اكسان‌هاي آن كجا قرار دارد، با چه تمپويي اجرا شود و يا غيره توجهي نمي‌شود.
خب اين يك ضعف محسوب مي‌شود كه يك اطلاعات اوليه و ضروري را در اين مورد نوازنده نداشته باشد. آن يكي از دلايل بنده بود براي ارائه اين ريتم‌ها، كه غير اجراي آن توسط نوازندگان دف و ساير كوبه‌اي‌ها، كاربرد وزن‌خواني و ريتم‌شناسي هم داشته باشد.

 

 


هدف شما نسبت به ارائه اين قطعات براي نوازندگان دف و يا كوبه‌اي چه بود؟
در حقيقت منابع و آثار موجودي كه در زمينه سازهاي كوبه‌اي در ايران منتشر شده صرفاً كتاب آموزش مقدماتي همراه با تعدادي قطعات ساده و مرسوم بوده كه يك پيام را براي هنرجو داشته، هر كدام با اندك تغييراتي. ولي شما در هيچ كدام از آنها غير از ريتم‌هايي كه متداول است مانند۴/۴، ۲/۲، ۴/۳ و ۸/۶ ريتم‌هاي ديگري نمي‌بينيد، اگر هم هست بسيار محدود و گذرا اشاره شده است و فقط در اين حد كه هنرجو بداند كه ۸/۵ و ۸/۷ لنگ مي‌باشد و تعدادي از درس‌هاي آن را بنوازد!!
خب به دليل وسيع بودن اين ريتم‌ها چه از نظر تقسيمات آن، چه كاربردهاي اجرايي در موسيقي و غيره سعي كردم بسياري از اين ريتم‌ها را همراه با فرم‌ها و تقسيمات گوناگون آن بياورم كه در كنار آشنايي نوازنده با آن در جهت ارتقاي توان اجرايي و عملي هم تأثيرگذار باشد.

 

 

به نظر شما چه عواملي باعث خلق يا بهتر شدن يك اثر هنري مي‌شود و خود شما چه الگوهايي را براي خلق كارهايتان داشته‌ايد؟
كسي كه مي‌خواهد يك اثري ارائه دهد يا بخواهد در مخاطب خود تأثيرگذار باشد از هرچيز مي‌تواند الگوبرداري كند و ايده بگيرد، خود بنده سعي كردم از هر نوع موسيقي از كلاسيك، فولكلور، راك، جاز و غيره تا اجراي نوازندگان مناطق مختلف دنيا و تكنيك‌هايشان ايده بگيرم و الگوبرداري كنم، غير از موسيقي غني كردستان كه زندگي هنري‌ام را مديون اين فرهنگ مي‌دانم، از دوران كودكي الفت زيادي با موسيقي عثماني و كشور تركيه و همچنين هند داشتم و هنوز هم با آن مأنوس هستم و روي سليقه هنري و انتخاب فعاليت‌هاي هنري‌ام تأثير بسزايي داشته است.

 

 


با توجه به پيشگفتار استاد احمد پژمان مبني بر اين كه اين قطعات براي دف تأليف شده ولي نوازندگان سازهاي ديگر و نيز هنرجويان آهنگسازي هم مي‌توانند از اين مجموعه استفاده نمايند، بيشتر برايمان توضيح مي‌دهيد؟
ريتم بخشي از حركت علمي موسيقي است و براي انواع موسيقي در هر نقطه جهان و هر نوع سازي اعم از كوبه‌اي يا ملوديك يك نكات مشترك دارد و به دليل مسئله زمان است، حال مي‌تواند در سازهاي كوبه‌اي مختلف با علائم اجرايي خاص خود ظاهر شود و يا در سازهاي ملودي گوناگون متعلق به هر منطقه‌اي با فواصل ملوديك آنجا با زمانبندي‌هاي مختلف و پيچيده وجود داشته باشد ولي قضيه حركت و زمان نقطه مشترك همه آنهاست، پس اين ريتم‌ها را غير از نوازندگان دف، نوازندگان سازهاي ديگر كوبه‌اي مي‌توانند بنوازند و هر نوازنده ساز ملودي هم مي‌تواند از جمله‌بندي‌ها و موتيف‌هاي ريتميك آن استفاده نمايد و حتي روي آن قطعات ملوديك بسازد و يا جهت ريتم‌خواني به‌كارگيرد، مثلاً خودم اكثر اين قطعات را با ساز بندير اجرا كرده و ضبط كرده‌ام.

 


اشاره به بندير شد، چون در بسياري از اين آلبوم‌هاي شما در سال‌هاي اخير استفاده زيادي از اين ساز داشته‌ايد، لطفاً در اين باره توضيحاتي بدهيد؟
اين ساز درواقع يكي از سازهاي پركاشن كشور تركيه و بعضي از كشورهاي عربي است و رنگ صوتي استانداردي دارد و اساساً خوش صدا است و آشنايي با اين ساز و نوع استفاده‌اش به خيلي سال پيش برمي‌گردد و هميشه علاقه‌مند بودم كه از اين ساز در ايران و در موسيقي خودمان استفاده نمايم و خوشبختانه از همان سال‌ها در چندين پروژه و آلبوم‌هاي مختلف كردي، سنتي و تلفيقي استفاده نمودم و بسيار مورد استقبال اهالي هنر و علاقه‌مندان قرار گرفت و مي‌توانم بگويم كه نخستين‌بار بنده به طور جدي و به صورت تنظيم شده اين ساز را با سازبندي موسيقي كردي و ايراني مورد استفاده قرار دادم كه نمونه‌هايي از آن هم در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

 

 


نوع نوازندگي و كاربرد آن چطور به دف يا ساز ديگري شباهت اجرايي دارد؟
غير از تكنيك‌ها و علائم اجرايي خود بندير در ضبط‌هايم بخصوص، خط ريتم مشخصي براي آن مي‌نويسم و كاملاً به‌صورت تنظيمي اجرا مي‌كنم و تركيب بسيار جالبي با سازهاي كوبه‌اي خودمان دارد.

 


بعضي مواقع و توسط عده‌اي از نوازندگان دف شاهد يك سري حركات اضافي يا به نوعي مي‌شود گفت غيرموسيقايي هستيم كه هيچ نقش و كاربردي در جهت ارتقاي نوازندگي و علمي موسيقي و نوازنده ندارد، به چه دليل همچنين حركاتي اجرا مي‌شود؟
متأسفانه در اين زمينه كاربردهاي نادرست و نابجايي روي سازها و بالاخص دف انجام شده است و هركسي به روايت خودش انواع حركات آكروباتيك و بي‌ربط را بر روي ساز انجام مي‌دهند و صرفاً جز بي‌حرمت كردن ساز و كاري كه اجرا مي‌كنند هيچ خاصيت علمي و اجرايي ندارد، اگر هدف جذب مخاطب و تحت تأثير قرار دادن آن است با جمله‌بندي و محتواي ساز بايد حركت مثبتي انجام داد، به سونوريته و خوش‌رنگ بودن صداي سازشان توجه كنند، به فيگورهايي كه مي‌خواهند اجرا كنند متمركزتر شوند و اين زماني است كه يك نوازنده سليقه مخاطب و شنونده خود را هم ارتقا مي‌بخشد و يك موسيقي استاندارد و قابل شنيدن به شنونده ارائه مي‌دهد.

 

 


از ديدگاه شما يك هنرمند به چه سطح و درجه‌اي از نوازندگي و جايگاه علمي بايد برسد كه يك اثر هنري مانند كتاب را ارائه كند؟
خيلي سؤال خوبي مطرح كرديد، ببينيد به عقيده من يك نوازنده بايد سال‌ها فعاليت‌هاي متعدد هنري ازجمله همنوازي با گروه‌ها و آنسامبل‌هاي مختلف و كنسرت با آنها، ضبط‌هاي گوناگون و در كل اجراهاي مختلف پژوهشي و كنسرتي داشته باشد و همه اينها را خيلي خوب و مسلط تجربه كند و آثاري كه انجام داده به صورت قابل قبول و رسمي انتشار پيدا كند، آن موقع مي‌شود گفت نوازنده آمادگي اين را دارد كه براي تأليف و نوشتن اثري برنامه‌ريزي كند و آن هم با چه هدف و ايده‌اي، به هرحال آن هم مراحل خاص خود را دارد و بايد مورد بررسي اهالي صاحب‌نظر و باتجربه‌تر باشد. ولي الآن و در اين دوره با كمال تأسف شاهد چاپ كتاب‌هاي آموزشي و غيره در زمينه سازها و خصوصاً دف هستيم كه واقعاً مؤلف آن در هيچ كدام از اين مواردي كه مطرح شد، حتي در حد تجربه هم سابقه و حضور نداشته و اقدام به چاپ و نوشتن نت مي‌كند آن هم مطالبي كه بارها و بارها قبل از آن به شيوه‌هاي ديگري ارائه شده و وجود داشته. اميدوارم با نظارت بهتر انتشارات و مراكز متعددي كه در نشر آثار هنري نقش دارند و نيز همت و پشتكار بيشتر نوازندگان سطح و كيفيت اين كتاب‌ها ارتقا پيدا كند.

 

 


پيامدهاي اين جريان چيست؟
اگر زماني درخصوص آثار هنري تنوع وجود داشته باشد و هر كدام پيام‌هاي خود و نكات مثبت خود را دارا باشد كه عالي است، ولي با توجه به مواردي كه مطرح شد در اين شرايط معلوم است كه يكي از پيامدهاي آن سردرگمي هنرجويان است و اين كه يك مجموعه‌اي را مي‌نوازد و مراجعه مي‌كند به كتاب ديگر و مشاهده مي‌كند كه مطلب جديدي دريافت نخواهد كرد جز اين كه همان نت‌ها و ريتم‌ها اين جا به روش ۱ خط يا ۴ يا ۳ نوشته شده!! و ريتم‌ها همان ۴ ضربي، ۲ ضربي، ۶ ضربي و... است و يا بيشتر به تاريخچه و مطالب حاشيه‌اي پرداخته شده است، اين به چه درد هنرجو مي‌خورد و اين تيترها بايد وارد كتاب و مقوله ديگري شود و جز حجيم شدن كتاب بر چيز ديگري نمي‌افزايد.

 

 


چه پيشنهادي به علاقه‌مندان به مبحث ريتم و هنرجويان سازهاي كوبه‌اي داريد؟
منابعي كه استفاده مي‌كنند با آگاهي كامل و زيرنظر افراد متخصص و فرهيخته باشد كه بهتر آنها را به مقصد و هدفي كه دارند هدايت و راهنمايي كند و تا مي‌توانند به آثار صوتي و تأليفي مناطق مختلف جهان و متعلق به هر نوع موسيقي و سبكي گوش دهند و بررسي كنند و از آن ايده بگيرند و در عين حال تأثيرات صحيح و علمي بر روي ساز خود داشته باشند.

 


به تازگي چندين آلبوم در زمينه موسيقي كردي با نوازندگان و چهره‌هاي شاخص از موسيقي كردستان ارائه داده‌ايد، توضيحي در اين باره براي ما داريد؟
بله، اين اواخر آلبوم روژيار را با همكاري استاد ارجمند آقاي ارسلان كامكار انجام داديم كه قطعاتي است براي عود، بندير و دف، آلبوم اورامان تا بادينان كه براساس موسيقي نواحي مختلف كردستان طراحي و آماده شده كه اساتيد و بزرگاني چون اردشير كامكار، عزيز شاهرخ، عثمان هورامي و ... در اين مجموعه همكاري داشته‌اند، آلبوم پائيز كه قطعاتي است براي تنبور – ني و دف كه با استاد علي‌اكبر مرادي و هنرمند ارجمند سيامك جهانگيري همكاري كرده‌ام – آلبوم سر سماع كه براساس موسيقي سماع كردستان انجام شده با همكاري دوستان عزيزم مرتضي ضايعي و وحيد تاج – در حلقه دف كه شامل قطعات تكنوازي كتاب اخيرم مي‌باشد و دو مجموعه ديگر به نام‌هاي شهد اما شوكران و دف و ني كه با دوستان هنرمندم آقايان آرش كامور و فردين لاهور‌پور انجام داده‌ايم.

برگرفته از: روزنامه ایران
گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/artandculture

مروری بر دیگر مطالب 'مصاحبه ها'



تازه های مصاحبه ها