mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
فرهنگ و هنر
فرهنگ و هنر > موسیقی > موسیقی ملی >سیاوش کسرائی و شعر وطن

سیاوش کسرائی و شعر وطن

بخش:موسیقی ملی

با وجود این که شاعران دورۀ مشروطه با نگاهی تند و انتقادی از وطن می گفتند، در سالهای بعد این شیوه تقریباً فراموش شد و اشعار وطنی به مداحی ها و ستایش های سطحی تبدیل شدند.اکثر کارهای وطنی همان خصوصیاتی را دارند که دیگر ترانه های سنتی ایرانی: محتوای تکراری، تشبیهات دست دوم تقلید شده از اشعار فارسی، دوری از واقعیت و بی رنگ بودن زمان و فضای شعر، و بالاخره فقدان فردیت و گنگ و مبهم بودن شخصیت راوی.

 

وقتی ترانه سرا می گوید:

"من با نماز عشق تو هشیار می شوم

"من با وضوی مهر تو بیدار می شوم

"در چشم های تست که من شعله می کشم

"از آه های تست که من غرق آتشم"...

 

این "من"، فاقد هرگونه فردیت و بعد واقعی است، درست همانطور که در شعر قدیم فارسی، "معشوق" یا "عاشق"، فردیت و شخصیت واقع گرایانه ندارند.در این نوع ترانه های وطنی، باید به هر ترتیب از میهن تمجید و تعریف کرد و عشق و دلدادگی بی قید و شرط به آن را به رخ کشید. در این اشعار، نه وطن آن ایران واقعی است و نه راوی یک ایرانی امروزی.

با این وجود نباید فراموش کرد که در دورۀ مشروطه، اشعار وطنی از این شیوه پیروی نکردند. کسانی مثل میرزاده عشقی یا ملک الشعرا بهار هرگاه از وطن گفته اند، بیشتر برای ابراز پریشانی های سیاسی و اجتماعی، یا تأسف خوردن از شرایط موجود بوده تا مدح و ستایش. به قول بهار:

 

"چه محنت ها کشیدی ایران،

"آه، به کام دل نرسیدی

"جز غم ندیدی ای ایران...

 

متأسفانه، بعد از مشروطه و به ویژه در دوران آخرین پادشاه پهلوی، این جریان شعری تقریباً خشکید و اشعار وطنی به مداحی و عرض اخلاص منحصر شد.

 

وطن و پختگی همایون شجریان

باید گفت که شعر "وطن" سیاوش کسرایی، با موسیقی سعید فرج پوری و اجرای گروه دستان، می تواند برای همایون شجریان آغاز دوران پختگی محسوب شود. او در تمام کارهایی که به طور مستقل، و نه به همراه پدر، خوانده است، تاکنون بخت اجرای اثر مهمی را به دست نیاورده بود. بخصوص کارهایی که محمد سریر برای او ساخته، استعداد و امکانات خواننده را سخت تلف کرده بود. اینک به روشنی پیداست که همکاری همایون شجریان با یک آهنگساز دیگر، یعنی سعید فرج پوری، راه های تازه ای را پیش پای او گشوده است.

علاوه بر این، شعر "وطن" سیاوش کسرایی را باید به عنوان مثالی خوب، درست در نقطۀ مقابل ترانه های بی هویت وطنی قرار داد.

این شعر چنین شروع می شود:

 

"وطن! وطن! نظر فکن به من که من

"به هر کجا، غریب‌وار که زیر آسمان دیگری غنوده‌ام

"همیشه با تو بوده‌ام...

 

از همین بند نخست، فردیت راوی خود را نشان می دهد. به محض این که شاعر وطن را خطاب قرار می دهد و می گوید "به من نگاه کن"، هویتش از هویت شاعر سنتی فاصله می گیرد. در ادامۀ شعر نیز، شاعر همچنان با وطن خود درد دل می کند و می گوید:

"اگر که حال پرسی‌ام، تو نیک می‌شناسی‌ام"... و به این ترتیب، به تدریج تا پایان شعر، فردیت شاعر از خلال اشاراتی به سرگذشت یا به خصوصیات اخلاقی و ایمانی و عقیدتی او، بیشتر و بیشتر برجسته می شود.به طور خلاصه، باید گفت که ترانۀ "وطن" با صدای همایون شجریان، علاوه بر این که یکی از بهترین آثار خوانندۀ جوان است، در میان ترانه های وطنی نیز کاری با شخصیت قوی و پررنگ محسوب می شود.

برگرفته از: rfi.fr
گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/artandculture

مروری بر دیگر مطالب 'موسیقی ملی'



تازه های موسیقی ملی