mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
فرهنگ و هنر
فرهنگ و هنر > موسیقی > نقد آثار و منتقدین >نگاهی به وضعیت آواز و تصنیف خوانی اصیل ایرانی

نگاهی به وضعیت آواز و تصنیف خوانی اصیل ایرانی

بخش:نقد آثار و منتقدین

پس از نسل اول و دوم خوانندگان موسیقی سنتی، نسل سومی ها سال هاست پا به عرصه خوانندگی گذاشته اند که برای نمونه می توانیم از علیرضا قربانی، همایون شجریان، سالار عقیلی، سینا سرلک و... نام ببریم. اما آنچه در این میان مورد نقد جدی است، درجا زدن و تکرار مکررات تعدادی از خوانندگان نسل حاضر است که غرق در آنچه گفته اند و خوانده اند و شنیده ایم، همچنان عمری است سخن از زلف به عادت مالوف یار می گویند و چنان که حس می شود نوعی یأس و دلزدگی از جنس تکرار و خستگی در ذائقه شنوندگان به بار آورده اند. این وضعیت چندین علت دارد که می توان آنها را در چند موضوع اساسی جای داد و بررسی کرد.

 

 

● بیگانگی با شعر امروز

 

نکته اول، متاسفانه آشنانبودن این خوانندگان با شعر و ادبیات امروز است. این عزیزان از این واقعیت مهم روز غافل هستند که در زمان حاضر، کمتر شنونده ای فقط و فقط به سروده های کلاسیک شاعران پارسی گوی گوش فرا می د هد و هر عصر و زمانی شعر و هنر مختص خود را هم می طلبد. اگر این گونه هست، چرا کمترین التفاتی به شعر امروز و شاعران امروزی از طرف این عزیزان نمی شود و ده باره و صدباره با شیوه های دستگاهی گوناگون، اشعار بزرگانی چون سعدی و حافظ و مولانا و... است که اجرا می شود. انگار در قحطی مطلق شعر به سر می بریم و پس از قرن هفتم و هشتم، دیگر نسل شعرسرایی از این سرزمین به کل برچیده شده است. این کاستی و ضعفی است که بخش عمده ای از آن متوجه بزرگان این کسوت و عرصه است که کمترین توجهی به شعر امروزیان ندارند. البته این حرف به معنای مخالفت با استفاده از شعر قدما در موسیقی سنتی امروز نیست، اما به این نکته نیز باید اندیشید که همگام با تحولات و پیشرفت ها در هر شاخه و رشته ای، بر بزرگان موسیقی نیز فرض است که از قافله عقب نمانند.

 

● ساخت و سازهای نو

نکته دوم، غفلت آهنگسازان است که موقعیت شناس نیستند و نمی خواهند بپذیرند که موسیقی سنتی ما تنها آن چیزی نیست که در ردیف خوانی دستگاهی توسط خوانندگان اجرا می شود و در نهایت شنونده شاید با ۴ مضرابی، قطعه ای ریتمیک یا تصنیفی ضربی مورد لطف قرار بگیرد.

 

بر پژوهشگران امروز موسیقی ما واجب و الزامی است که تحقیقات کاربردی و وسیعی در راستای کاربردی ترکردن این موسیقی در همسان سازی آن با سلیقه ها و خواست های از جنس امروز به عمل بیاورند. اجراها و تصنیف های تکراری هرچند جاودانه و همیشگی باشند، هرگز باعث نمی شود که دست از ساخت و سازها و نوآوری های جدید برداریم و به داشته های گذشته مان که حاصل نبوغ و ابتکار نسل های درگذشته ماست ببالیم و بسنده کنیم.

 

 

البته برای این که آهنگ تازه ای تولید شود، باید از زیربنا و حساب شده، پله به پله، همه چیز طبق اصول و عرف پیش برود. حمایت های دولتی، فرهنگ سازی ها، پژوهش ها و تحقیقات کاربردی و موثر، وجود کلاس های متعدد آموزشی، تببین و شفاف سازی بسترهای موسیقی امروز و دیروز و ربط دهی کارشناسانه و مثمرثمر این دو حوزه و... کارهایی است که باید انجام گیرد تا به نتایج مطلوب و درخور برسد.

 

● پیوند با موسیقی دیگر ملل

نکته دیگری که خوانندگان امروز را دچار درجا زدن و پسرفت می نماید، نبود خط و مشی روشن این نوع موسیقی در اجرا و ارتباط گیری اش با موسیقی سایر ملل است. موسیقی هر ملتی، هر چه قدر هم که غنی باشد، برای پیشرفت و عقب نماندن از قافله زمان، نیاز به ایجاد ارتباط با موسیقی های همسان و همتراز خود دارد. این بده بستان های اصولی و تعریف شده، علاوه بر این که از شان و اقتدار موسیقی آن فرهنگ خاص نمی کاهد، بل که در همسان سازی اش با شرایط مدرن و عقب نیفتادنش از آن کمک موثری می کند.

 

در حالی که تکلیف موسیقی امروز ما حتی با خودش نیز روشن نیست، خواننده به عنوان یکی از اعضای گروه خود، باید وظایف اش را به خوبی انجام دهد که به علت نبودن شرح وظایف مشخص، نبود آهنگساز توانمند، ناهماهنگی بین اعضای یک گروه در هارمونی صدا و ساز و از همه مهم تر خواننده محور بودن موسیقی، این بر عهده خواننده است که با نبوغ و خلاقیت خود مردم را بیش از پیش راضی نگه دارد.

 

 

● مرکب خوانی

 

به نظر می رسد گروه های اجراکننده موسیقی، حتی باید در چینش ساز، نحوه نشستن و اجرا نیز دچار تغییر و تحول شوند. مردم ما امروز بیش از هر زمان دیگر از تکرارها خسته اند. باید خواننده عزیز در کنار اجرای تصنیف ها و ردیف های خاطره ساز گذشته، اندکی بر خود زحمت دهد و به صورت جدی به شعر شاعران معاصر التفات داشته باشد حتی باید ردیف خوانی ما نیز ـ اگرچه حتی به اندازه ۱۰ درصد از ظرفیت های بالقوه آن استفاده نشده است ـ متحول گردد و توسط محققان و مطلعان این حوزه با تلفیق و ترکیب گوشه های آن، به آورده ها و کشفیات جدیدی نایل گردد.

 

اگر صحبت از مرکب خوانی است باید نه فقط مرکب خوانی شور و همایون یا ماهور و همایون و از این دست مطرح باشد که دامنه این ترکیب و ادغام بسیار گسترش یابد تا بتواند راه های تازه ای به روی نوآوری های تازه تر بگشاید. در این راه می توان از موسیقی اقوام مختلف ایرانی چون کرد، بلوچ، لر، گیلک و... که سرشار از آواها، نواها و نغمه های بکر و گوشنواز هستند، در غنی کردن موسیقی اصیل ایرانی بهره برداری کرد.

 

کوتاه سخن آن که یک خواننده امروزی رسالت و بار بسیار سنگین تری در کشور خواننده محور ما بر دوش دارد. این که از سویی با عملکرد خود قهرکنندگان و پشت کرده ها با این نوع موسیقی را آشتی دهد و دیگر این که با نبوغ، خلاقیت، شعرشناسی، نو شدن و تامل در همه کارکردهای هنری خود، خیل عظیم علاقه مندان ـ که اندکی از تکرارها و یکنواختی ها خسته شده اند ـ را بیش از پیش راضی و خشنود سازد.

 

 
   سالار عبدی

برگرفته از: جام جم آنلاین (www.jamejamonline.ir)
گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/artandculture

مروری بر دیگر مطالب 'نقد آثار و منتقدین'



تازه های نقد آثار و منتقدین