mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
فرهنگ و هنر
فرهنگ و هنر > موسیقی > موسیقی ملی >زیباشناختی موسیقی ایرانی

زیباشناختی موسیقی ایرانی

بخش:موسیقی ملی

لازمه تحکیم و تحول موسیقی ایرانی شناخت حالات و عناصر زیباشناسی و تمایز تأثرات گونه های مختلف آن است که بدون درک آن تحول و گسترش اصالت و زیبایی های موسیقی ایرانی میسر نیست. هر گونه موسیقی دارای صورت(فرم) و معنا(محتوی) است که حال و جنبه های زیبا شناختی آن را به وجود می آورد. صورت در موسیقی با عناصر و ارکانی چون وزن و ریتم، طنین، اجرا و شیوه نوازندگی ترسیم می شود و معنای موسیقی را ملودی، ساختار فواصل و گردشهای خیال انگیزش می سازد.


در نگاهی کلی صورت، ظاهر و سطح موسیقی و معنا، محتوای احساسی و شهودی و فکری آن را به وجود می آورد. در هر اثر موسیقی صورت و معنا با هم تلفیق شده و هویت و حال خاصی را ساخته و گونه ای از موسیقی را به وجود می آورد. به طور کلی ریتم در موسیقی خاستگاهی فیزیولوژیک و بدنی دارد. انرژی فوقالعاده ای را تهییج و به جریان می اندازد و در ضربهای ملایم انرژی را آرام و تسکین می کند و مسیر را برای تاثیرگذاری ملودی هموار می کند و یا آن را متوقف می سازد. به عبارت دیگر ریتم در موسیقی می تواند به گونه ای بکار گرفته شود که تسهیل کننده مسیر ملودی و تامل درونی و یا بازدانده آن باشد، به گونه ای که هیجان آن سدّی برای صور خیالی و توجه و تامل فکری شود.


صورت و معنا در گونه های موسیقی ایرانی مانند اصیل(کلاسیک)، پاپ و مردم پسند کوچه و بازاری حال و تاثیر متفاوتی را بر می انگیزد، یعنی هرگونه موسیقی، حال و زیبایی و تاثیرات خاص خود را دارد و بستگی دارد ملودی و ریتم چگونه به کار گرفته شده باشد و آهنگساز از تلفیق ریتم و ملودی به چه صورتی بهره گرفته باشد و اثرات روانی آن چه باشد.
آیا ترکیب ریتم و ملودی به گونه ای است که موسیقی صرفآ التذاذی بدنی و حسی را به وجود آورده و شنونده را در حالتی از لذّت و تهییج جسمانی قرار داده است؟ آیا ریتم و ملودی تنها تهییج کننده و اغواگر است یا اندیشه و تامل درونی را نیز بر می انگیزد؟ آیا انرژی ریتم یا اغراق ملویک مانع ادراک ذهنی است و فرد را در احساسات صرف فرو برده و یا مولد تخیل و محرک تفکر و ارتباط متقابل است؟ گردشهای ملودیک غنی است یا فقیر؟


ضرباهنگ موسیقی تسخیر گر یا تسهیل گر فکر و ادراک است. به لحاظ تأثرات موسیقایی، متعالی ترین حالت روانی و زیباشناسی در موسیقی ظرفیت فکری و مشهود در آن است، و در درجات پایین تر برانگیختگی های احساسی و نازل ترین آن تأثرات بدنی و جسمانی است که با ریتمی ساده و محرک نیز می توان تحرک و التذاذ بدنی را بوجود آورد. اما برای تحریک صور خیالی و فکری به ملودی غنی نیاز است. آن گونه که تخیل ملودیک در آثار اساتید بزرگی چون صبا، وزیری، درویش خان و ... سرشار است و موسیقی عامه پسند، موسیقی احساسی، تهییج گر و در مواردی محرک تمنیات بدنی است.
فکر را در طرازهای هیجانی متوقف می سازد و اغلب مانع اندیشه و تامل است، در واقع موسیقی عامه پسند به این جهت عنوان عامیانه را به دنبال دارد که با نیازهای احساسی، هیجانی و دلبستگی های روزمره و فوری آنها همراه است. موسیقی لذت بخش که غالبآ شنودهای اغواگرانه را ارضا می کند، به دلیل احساسات شدید و هیجانات بارز آن قابل فهم عموم است. اکثریت عامه به دنبال تهییج درونی و فرافکنی احساسات خود هستند و از این لذت طلبی به جهت تفنن و از همه مهم تر برای گریز از فشارهای فردی و اجتماعی بهره می برد.


● گونه های موسیقی ایران
چند دهه است که موسیقی ایرانی در انواع و گونه های مختلفی رواج یافته و جایگاه خود را پیدا کرده است. گونه هایی که هرکدام بنا بر ضرورت ادراکی و روانی، اجتماعی، اقتصادی و بازار تثبیت نشده اند. انواع موسیقی ایرانی هر کدام به تفکیک و یا ترکیب از مایه های اصیل ایرانی، غربی و عربی شکل و تأثری یافته اند و آهنگسازان بزرگی به تصنیف و تکوین آن پرداختند تا به امروز که نوع و سبک غالبی را به وجود آورند.
در همه گونه های موسیقی ایرانی حتی نازلترین نوع آن یعنی موسیقی کوچه بازاری، رگه هایی از حالات و مایه های موسیقی ایرانی مشاهده می شود. در بعضی از انواع مانند موسیقی اصیل مردمی (ترانه ای دستگاهی) حالات موسیقی ایرانی پررنگ تر و غلیظ تر است. در غالب آهنگهای ترانه ای با تقلیل و سبک کردن زینت ها، تکنیکها و ساختار مایه های موسیقی ایرانی، آن را به شکلی عامه پسند با احساسات کاملآ بارز خصوصآ خون آلود ارائه نموده اند.


در موسیقی ایرانی مایه های عربی و غربی رواج زیادی پیدا کرده، خصوصآ در نوع پاپ ایرانی، مایه های ایرانی و غربی مخلوط و در نوع کوچه بازاری کافه ای مایه های عربی و ایرانی مخلوط شده اند.
درباره انواع موسیقی ایرانی، دکتر ساسان فاطمی پژوهشگر - طبقه بندی و نظریاتی را مطرح کرده که در اینجا بخشهایی از آن نقل به معنا می شود. نوعی موسیقی مردم پسند از موسیقی ایرانی توسط استاتید بزرگی چون عارف، درویش خان، امیر جاهد و ... به وجود آمد که به مرور زمان در شکل نازل تری به موسیقی دستگاهی ترانه ای مبدل شد. موسیقی که توسط ارکستر سازهای غربی اجرا می گردید و آهنگسازان و نوازندگان برجسته ای که شاگردان اساتید بزرگی چون صبا بودند: مانند مهدی خالدی، جواد و بزرگ لشگری، علی تجویدی، همایون خرم، پرویز یاحقی، حبیب الله بدیعی و ... آهنگهای آن را تصنیف کردند و خوانندگانی چون دلکش، مرضیه، داریوش رفیعی، الهه، پوران، ایرج، گلپایگانی و دیگران ترانه های آن را خواندند.


نوع دیگری از موسیقی عامه پسند کوچه بازاری در اشکالی از مطربی غزل خوانی، کافه ای توسط آهنگسازانی چون امیر پازوکی و قاسم جبلی شکل گرفت که در بسیاری از آهنگهای آن مایه های موسیقی ایرانی در تلفیق با موسیقی عربی اجرا شد و خوانندگانی چون مهوش، پریوش، و معاصرینی چون علی نظری، داوود مقامی، عباس قادری، جواد یساری، آغاسی، معین، امید و ... ترانه ها و اشعار آن را اجرا کردند. شاخه دیگر از موسیقی مردم پسند نوع نوع پاپ ایرانی آن است. موسیقی بینابینی از موسیقی غربی و ایرانی، که در مواردی از مایه های دستگاهی چون ماهور، همایون، چهارگاه، دشتی بهره گرفته و با سازهای غربی و ارکستری اجرا و نواخته می شود. ترانه ها و آوازها بر پایه ملودی ایرانی و غیر ایرانی خوانده شده است. قابل ذکر است دو نوع موسیقی پاپ در ایران رواج دارد: نوع ایرانی و نوع غربی که در نوع غربی آن هیچ عنصر موسیقی ایرانی به جز کلماتی فارسی وجود ندارد. در موسیقی پاپ ایرانی آهنگسازانی چون انوشیروان روحانی، ناصر چشم آذر، بابک بیات و خوانندگانی چون روانبخش، عارف، [هایده] و... به چشم می خورد.


تفکیک و طبقه بندب انواع موسیقی عامه پسند و قرار دادن نام آهنگسازان و خوانندگان مقوله ای نسبی است. بسیاری از آهنگسازان آثار متعددی در گونه های مختلف تصنیف کرده اند که حالات مختلفی دارد، اما در کل آثار آنها گرایش مردم پسند دارد. در میان گونه های اشاره شده موسیقی عامه پسند مطربی و کافه ای نازل ترین فرم به لحاظ صورت و محتوا است و در مقاطعی از دوره های اجتماعی پرشنونده ترین نوع موسیقی در ایران بوده و همچنان این نوع موسیقی(کوچه بازاری و کافه ای) بعد از موسیقی پاپ بیشترین مصرف را در خانه ها و ماشینهای مردم دارد. موسیقی که اساس «حال» آن هیجانی و اغواگرانه است.


● موسیقی ایرانی و حالت هسیتریک
سیمایه هیستریک نشان حال شخصی است که در پی تهییج پذیری با هدف و نمایش خود است، نشانه روحیه کسی که با هر لحن تأثر برانگیزی، دلبستگی و اغواشدگی او به ظهور و نمایش در می اید. به عبارت صریح تر حالات هیستریک در روانشناسی با تهییج پذیری وابستگی تلقین پذیری و اغواگری مشخص می شود، و موسیقی عامه پسند در بسیاری از آثار بهترین نمود تأثرپذیری و هیجان [است] و تهییج موسیقی به گونه ای است که ذهن را محسور و مجذوب خود می کند و شنونده را از تامل و رابطه ذهنی باز می دارد.
موسیقی عامه پسند کافه ای بسیار جذاب و سطحی است. جذابیت آن غالبآ احساسی و فاقد ادراک عمیق است. شور حالی چنان در مجلس بر می انگیزد که با سرعت و فوریتی همه را به تحریکی بدنی و تهییج وا می دارد. تأثر برانگیزی آن خاستگاهی لذت طلبانه دارد، به همین دلیل بیشترین شنونده را پیدا کرده و عموم مردم ساعتها و ساعتها بدون خستگی به شنیدن آن مشغول می شوند.
ترانه ها و اشعار عاشقانه حزن آلود آن التذاذهای حسی را دو چندان می کند، هرچند ظاهر مفاهیم اشعار بر ناکامی ها، فراق و تالمات عاشقانه اشارت دارد، اما در باطن به نحو چشم گیری تمایلات غریزی افرخته از ناکامی های عشقی را یادآوری و ترغیب می کند و لذّت می آورد. ریتم در موسیقی عامه پسند مطربی و خصوصآ کافه ای عربی متمرکز و متوجه غرایز است. موسیقی صرفآ تأثر برانگیز، اغواگر است زیرا فرصتی برای تأمل و تفکر و شنود واقعی به جا نمی گذارد. در واقع با تحریک گسترده سیستم لیمبیک مغز که عواطف و هیجانات انسانی را بر می انگیزد، مجالی برای فکر و اندیشه نمی ماند و ذهن تسخیر و فلج می شود.


● برداشت نادرست
بسیاری تصور می کنند که حالت و لحن موسیقی عامه پسندِ کوچه بازاری، حداقل در بسیاری موارد نشاط انگیز است. این تصوری اشتباه است جنس و حالت شادی با هیجان زدگی فرق دارد. آدم شاد با هیجان زده همچون ترنم باران با هیاهوی طوفان متفاوت است و سرزندگی نیز با اغواگری تفاوت دارد. در نفس نشاط ثبات، متانت و سرزندگی وجود دارد و در مقابل [در] هیجان زدگی تهییج، بیقراری و وابستگی موج می زند. به دلیل عدم گسترش برنامه های مناسب موسیقی، موسیقی عامه پسند به گونه ای چشم گیر با اغراق های احساسی و حالات نوحه گرایانه رواج یافته است و شنود طبیعی جامعه را به سوی هیجان طلبی و تأثر برانگیزی هدایت می کند، [که] بسی جای تامل دارد.


● ادراک های شهودی
گردشهای دانگی و ساختار لطیف و مایه های درونگر موسیقی ایرانی لحنی شهودی و حال ملایم شیوا گونه دارد. با توجه به وجود دوگونه ادراک ذهنی یعنی فکری و شهودی، مایه های ردیف موسیقی ایرانی غالبآ پردازشی شهودی دارند. به طوری که گردشها و فواصل آن سیری انفسی و درونی را به وجود می آورد. فارغ از هرگونه هیجان زدگی، التهاب و اغواگری، حال و اندیشه را به سیری الهامی سوق می دهند. ردیف و مایه های موسیقی ایرانی وقتی در غالب ترانه ها و تصانیف احساسی وجه مردمی و عامیانه پیدا می کند، در اصل نازل و کوتاه می شود و حالت شهودی آن رنگ و لعاب خون آلود و یا شوریدگی و سرخوشی می یابد و این امری طبیعی است. هر اثر هنری زمانی مقبولیت عام پیدا می کند که شأن و تراز زیباشناختی آن در حد فهم و احساس عموم نازل شود.
● شکل گیری سبک و نوعی موسیقی شبه اصیل
اتفاقی تازه در حال شکل گیری و تکوین است، و سبک و نوعی جدید به ظاهر اصیل و در باطن شبه اصیل به میان آمده و رواج پیدا کرده است و نوازندگان جوان اصیل نوازی را که در پی تحول و تحرک موسیقی ایرانی هستند، به خود مشغول و مشتبه ساخته است. موسیقی شبه اصیل که به لحظ ساختاری و حال روحی کاملآ هیجانی، احساسی و عامه پسند است و اصالت ظاهری آن تنها در شکل اجرای موسیقی، سازها و نوازنده و نوازندگان با سابقه اصیل نوازی است. گردشهای ملودیک پر هیجان که صرفآ به لحاظ «تأثر پذیری» بسیار غنی، نمایشی و شور انگیز است، حالات و تأثراتی که در موسیقی ایرانی وجود ندارد.
موسیقی ایرانی به دلیل غنای ملودیک و گردشهای خیال انگیز ذهنی و طبع شهودی مجال و فرصتی برای هیجان نمایی ندارد. موسیقی شبه اصیل ایرانی که آثار متعددی از آهنگهای آن تصنیف و منتشر شده است، به تصور نادرست خلاقیت، نوآوری و طرحی نو در تحول موسیقی ایرانی پنداشته و القا می شود.
در صورتی که جذابیت و واقعیت آن تنها در اغراق آمیزی ملودیک و تأثر برانگیزی آن است و بس، و هیچ گونه تحول زیباشناختی، احساسی و ساختاری در موسیقی ایرانی ندارد. چرا که نمونه های غنی تر از آن در موسیقی عامه پسند و کوچه بازاری وجود دارد و اگر سازها و نوازندگان آن شکل و ظاهر اصیل را تغییر دهند، حالات و احساسات و ساختار آن مشابه موسیقی عامه پسند است.
در موسقی شبه اصیل حاضر، حالاتی از مایه های موسیقی ایرانی در لحنی اغراق آمیز و تأثر برانگیز اجرا و ارئه می گردد.
هدف آن ایجاد شور و هیجان و حالی فوری است که در واقع این برانگیختگی و اغراق مانع و آفت بروز هرگونه توجه فکورانه و صور خیالی مثبت و الهام بخش است. همان تأثری که سراسر موسیقی جذاب و تسخیرگر عامه پسند کوچه بازاری را فرا گرفته است.
شکل گیری هر نوع سبک موسیقی، متناسب با نیاز و علاقه نوازنده و یا خواست و طلب گروه و جامعه امری طبیعی و واقعیتی پذیرفتنی است. هر سبکی به مرور زمان وقتی مخاطبینی و موقعیت اجتماعی خود را پیدا کند، رواج و ثبات پیدا خواهد کرد.
واقعیت موسیقی شبه اصیل نیز به عنوان یک سبک پذیرفتنی است، امّا نکته مهم این است که هر نوع موسیقی باید جایگاه واقعی و طراز واقعی و زیباشناختی و احساسی خود را در تحول موسیقی ایرانی بشناسد و ساختار و تأثیرات خود را بداند. اگر تمایز و تفاوتهای خود را نداند، آنگاه امر مشتبه و شرایط سرگردانی برای خود و مخاطبینی [که شنونده آن هستند] ایجاد می کند. آنگونه که امروز دوغ و دوشاب مخلوط و قاطی شده است. خصوصآ زمانی که سبک یا روشی خود را به عنوان تحولی در موسیقی اصیل و راه و طرح نو می شناسد، در حالی که تغییر و تحول اساسی آن تنها بروز ملودیهایی [می باشد] که بسته هایی از تأثرات نوحه گرانه هستند و ذهن در درک تمایزها و مسیر واقعی دور می ماند.

برگرفته از: گریلی
گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/artandculture

مروری بر دیگر مطالب 'موسیقی ملی'



تازه های موسیقی ملی