mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
فرهنگ و هنر
فرهنگ و هنر > موسیقی > موسیقی ملی >نگاهی به روند تألیفات پژوهشی موسیقی دستگاهی

نگاهی به روند تألیفات پژوهشی موسیقی دستگاهی

بخش:موسیقی ملی

به نظر می رسد امروز گرایش به تبیین مبانی نظری و تئوریك موسیقی ایران، خاصه در بخش پژوهش با كمبودها و نارسایی هایی روبروست. مهمترین معضل در حوزه موسیقی به طور قطع اشراف نداشتن برخی مدرسان موسیقی به نظریه های موسیقی است و چندان مشخص نیست كه مبانی نظری موسیقی دستگاهی باید شامل چه مطالب و یا چه رویكردهایی باشد. با وجود این كه در سال های گذشته استادان بنامی، آثار درخشانی در راستای پژوهش مباحث نظری انجام داده اند اما ظاهراً به واسطه چندگانگی در رویكرد تدوین مباحث تئوری، این آثار صرف نظر از داشتن غنا و پختگی مطالب و جامع بودن نتوانسته اند آن طور كه باید نیازهای مخاطبان را پاسخ گویند. این كه چطور می توان در موسیقی سنتی به تكنیك ها و فرم و فضاهای نوتری دست یافت بی آن كه پیكره این موسیقی فاخر دستخوش آسیب شود و همچنین ابداعات در سلسله روش های تدریس و اساساً آموزش موسیقی از دیگر مباحثی است كه باید مورد توجه قرار گیرد. نكته مهم دیگری كه جا دارد گفته شود، تثبیت یك شورای نظارت برای ارزشیابی و اساساً كارشناسی آثار تألیفی و ترجمه پژوهش موسیقی است.


▪ هوشنگ كامكار - آهنگساز و مؤلف
كه اخیراً كتابی با عنوان «كنترپوان تنال» زیر چاپ دارد درباره روند كتاب های تئوری موسیقی معتقد است: ترجمه و تألیف در حیطه موسیقی بویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پررنگ تر شد و شكلی جدی تر چه به لحاظ تعداد و محتوا به خود گرفت. در واقع اگر به آثار تألیفی به جا مانده از سال های پیش از انقلاب نگاه كنیم شاهد تعداد انگشت شماری هستیم. اما امروز كتاب های معتبری از پژوهشگران مختلف عرصه موسیقی منتشر و عرضه شده است. این كتاب ها حتی به زبان های زنده دنیا ترجمه شده و از طریق خروجی هایی، موسیقی ایران را نزد سایر كشورها معرفی می كنند. من نیز به سهم خود سال ها تلاش كردم تا در قالب ۱۰ عنوان اثر مكتوب موسیقی جهانی را با تمام جزئیات بویژه به نسل جوان و نوآموز ایرانی انتقال دهم. به عنوان مثال كتاب «اركستراسیون» من یكی از معتبرترین این آثار را تشكیل می دهد یا حتی كتابی كه در ماه های آتی منتشر می شود به نظر اثری حیات بخش برای افرادی كه طالب آموختن موسیقی هستند می آید.


او درباره كتاب های موسیقی نیز می گوید: متأسفانه باید اضافه كنم خارجی ها بیش از ما بر روی موسیقی ایران تحقیق كرده اند. این ضعف در حالی اتفاق می افتد كه توانمندی موسیقی ایران بسیار غنی است و پژوهشگران باید تألیف مباحث تئوریك را حتماً سرلوحه كار خود قرار دهند تا به مدد این كتاب ها و ترجمه آنها در سایر كشورهای دنیا بتوانیم، اصالت موسیقایی مان را بیشتر به اثبات برسانیم.
سرپرست گروه «كامكارها» درباره این كه چرا امروز اغلب متدهای موسیقی دستگاهی نخ نما شده و دیگر كسی به فكر به روز كردن این شیوه ها نیست، می گوید: من این مطلب را درباره موسیقی سنتی مان می پذیرم. متأسفانه هنوز برخی از استادان این وادی می كوشند تا این هنر را به روش سال ها پیش به جوانان تدریس و تزریق كنند و در واقع به جوان بیاموزند كه باید برای تعلیم این هنر به نوعی جور استاد كشد. در حالی كه در كشورهای دیگر عكس این قضیه اتفاق می افتد. همین طور در سایر كشورها استاد موسیقی اگر به كشف تكنیك نویی دست یابد، حتماً در انتقال آن به هنرمندان جوان می كوشد. اما در ایران خاصه در حیطه موسیقی كلاسیك استاد از این آموزش ها پرهیز می كند. فراموش نكنیم علاوه بر به روز كردن، موسیقی ما نیازمند حمایت های جدی مدیران فرهنگی است. تصور كنید اركستر سمفونیك كه اركستری ارزشمند است در حال حاضر به واسطه عدم حمایت و توجه در احتضار به سر می برد. در حالی كه با توجهات و پشتیبانی های لازم می تواند معرف موسیقی ایران در سطوح بین المللی به شمار رود.


▪ محمد سریر رئیس هیأت مدیره خانه موسیقی نیز در این راستا با تأكید بر این كه رشد كتاب های آموزشی - پژوهشی موسیقی بستگی به طیف مخاطبان دارد، می گوید: مسلماً یك كتاب زمانی می تواند بازخورد مناسب داشته باشد كه با اقبال خوبی از سوی مخاطبان و دوستداران مباحث پژوهشی روبه رو شود. ضمن این كه حضور طیف انبوه و مشتاق به یادگیری موسیقی علمی در ایران افزایش یافته است. تصور می كنم كتاب های آموزشی در زمینه سازهای ایرانی و بخش هایی چون هارمونی و كنترپوان عملكردهای تخصصی تری داشته اند. در روزگار ما با رشد وگسترش سازهای الكترونیكی فناوری جایگزین معیارهای پیشین شده است. در عین این كه دیگر جای تفكر و خلاقیت در سازهای الكترونیكی خالی است. به این معنی كه با ورود این سازها، آهنگساز به جای این كه ساز را در اختیار گیرد خود را در اختیار ساز قرار می دهد. این امر به یكنواختی در آثار موسیقی منجر می شود.


واقعیت این است كه هنر موسیقی پیش از هر مؤلفه دیگری نیازمند خلاقیت و معرفت است. ویژگی هایی كه امروز دیگر كمتر مشاهده می شود. به طوری كه امروز در حوزه علمی آهنگسازان زیادی نداریم كه به طور اختصاصی تحصیلات آكادمیك خود را در این حیطه گذرانده باشند و همچنین بتوانند این ذوق و قریحه تجربی توأم با تخصص را به جوانان آموزش و انتقال دهند.
رئیس هیأت مدیره خانه موسیقی می افزاید: در سایر كشورهای دنیا درباره موسیقی ملی از همان ابتدا به شكل علمی و همراه با محور اندیشه ورزی نگاه می شود و ابعاد زیبایی شناسی آن مورد بررسی واقع می شود. اما موسیقی ما از این پژوهش ها بی بهره مانده و یا اگر هم در این زمینه كاری انجام شده اندك بوده است. در حال حاضر موسیقی ردیف دستگاهی به واسطه زاویه دیدهای مختلف و وجود درونمایه های عرفانی كیفیت مطلوب تری دارد. در واقع این گونه از موسیقی نوعی طلبگی به شمار می آید و با ویژگی های شنیداری و معنویت حاصل می شود. اما متأسفانه برخی در این نوع موسیقی تنها به نت ها روی می آورند و به جای پرداختن به باطن بیشتر ظاهر را در نظر می گیرند و به بافت و جزئیات توجهی ندارند. اهلیت بومی - معنوی در موسیقی همواره امری حایز اهمیت به شمار می رود. چیزی كه امروز در این حیطه به واسطه تحولات اجتماعی به تدریج رنگ می بازد. در نتیجه موسیقی ردیف دستگاهی دیگر تأثیراتی كه باید بر روی مخاطبان و هنرآموزان بگذارد را از دست می دهد.


تغییر ذائقه مخاطبان و مستولی شدن ابعاد مالی بر جنبه های معنوی نیز از دیگر علل كم رنگ شدن این موسیقی را تشكیل می دهند. یادگیری موسیقی ردیف دستگاهی زمانی مفید است كه هم به شكل مكتوب ارائه شود و هم به شكل شفاهی تا زاویه هایی كه قابل نوشتن نیست و به درك و معرفت استاد مرتبط است به شاگرد منتقل شود. همین طور باید یادآور شوم، كمیته گروه موسیقی یونسكو در ایران قصد دارد در جهت حفظ میراث ملی، ابعاد معنوی موسیقی ردیف دستگاهی را ثبت كند.


▪ مصطفی كمال پورتراب - مدرس دانشگاه و آهنگساز
نیز عقیده دارد: «من به جرأت می توانم بگویم تاكنون هیچ كتاب فاقد اشتباهی در حیطه پژوهش موسیقی مشاهده نكرده ام و تصورم هم براین است كه آثار تألیفی در این حوزه، نیازمند كار بیشتری است و نمی توان به شكلی سطحی و سرسری این تألیفات را ادامه داد.
درباره متدها و اساساً شیوه های آموزش در موسیقی نیز باید اضافه كنم نوآوری در موسیقی اصلاً مورد نكوهش نیست بلكه از آن استقبال هم می شود. آنچه باید مورد انتقاد قرار گیرد، شیوه های نادرست و من درآوردی است كه از سوی برخی استادان موسیقی ارائه و به همان شكل نادرست به دانشجو القا می شود.
متأسفانه یكی از دلایل ضعف ما در زمینه موسیقی نبود اشكال آكادمیك این رشته در دانشگاه هایی نظیر تربیت مدرس است.»


پورتراب می گوید: امروز ما اثر مكتوبی از «صفی الدین ارموی» در حیطه موسیقی در دست داریم كه متأسفانه به دلیل نداشتن اشراف كافی نتوانسته ایم به شناسایی ابعاد این كتاب ارزشمند بپردازیم. با این حال چطور انتظار داریم آثاری از این دست كه بی تردید پشتوانه غنی موسیقی ایران را تشكیل می دهندبه سایر كشورهامعرفی شود؟!
این آهنگساز كه چندسال پیش كتابی با عنوان «تئوری موسیقی» تألیف كرد در توضیح بیشتر ادامه می دهد: این كتاب تا امروز ۳۲بار تجدید چاپ شده است و به مثابه منبع موثقی برای نوآموزان و علاقه مندان به موسیقی به شمار می رود. یعنی می خواهم بگویم اثر ماندگار در زمینه پژوهش زمانی كه جامع و مكفی ارائه شود مورد استقبال قرار می گیرد. اما امروز نبود تسلط كافی بر این حوزه و آموزش های سطحی و نادرست برخی مدرسان، موسیقی ایران دستخوش مشكلات فراوانی شده است.


▪ فرشاد توكلی
مدرس موسیقی دستگاهی و عضو هیأت مدیره كانون نویسندگان و پژوهشگران خانه موسیقی از دیگر افرادی است كه به ۲ نكته اشاره می كند. بررسی كتب پژوهشی درحوزه موسیقی ایران و كتاب های نظری به معنی مباحث تئوریك دراین حیطه موضوعات قابل بحث او را تشكیل می دهند.
این پژوهشگر درباره گروه دوم معتقد است : دراین گروه سلسله مباحث تئوریكی وجود دارد كه آموزش موسیقی را به گونه ای ارزشمند و زیرساختی بیان می كند. در واقع آثار و كتب موجود در زمینه مبانی تئوریك و نظری علم موسیقی ایرانی می توانند به مخاطبان خود شناخت زیادی دهند. امری كه ما امروز در آن دچار نارسایی هستیم. البته منظورم از نارسایی این نیست كه كاری انجام نشده است بلكه اگر هم فعالیت و عملكردی دراین زمینه انجام گرفته مملو از هرج و مرج و دیدگاه های مغشوش بوده است . به بیان ساده تر اغلب این آثار بدون بازنگری و متأثر ازنقطه نظرات مختلف تألیف شده است و از انسجامی كه باید برخوردار نیست.


اساساً تدوین مبانی تئوری موسیقی دستگاهی ایران در ۸۰ سال گذشته انجام گرفت. به طوری كه جدی ترین عملكردها در زمینه تدوین مكتوب مبانی نظری ساختن موسیقی دستگاهی با تألیف كتابی با عنوان بحورالحان شكل گرفت. این كتاب مقارن با اواخر سلطنت ناصرالدین شاه تألیف شد. همین طورنقش «علی نقی وزیری» را دراین میان نمی توان نادیده گرفت. وی با گرته برداری از اصول و فنون موسیقی اروپا، جامه تئوریكی به تن موسیقی ایران دوخت. جامه ای كه گرچه در بخش وسیعی نتوانست سازگاری داشته باشد اما به مثابه یك حركت پیشتاز بعدها موردقبول واقع شد.

 

درعین این كه همواره جامه موسیقی غرب بر اندام موسیقی ما بود، به تدریج به یمن وجود استادان پیشكسوت و حتی جوانترها جریان هایی ایجاد شد كه موجب شد تئوری از درون موسیقی ایرانی بجوشد. این نسل كوشید تا به جامع ترین و فراگیرترین مسائل موسیقی به شكل ژرف بنگرد. به این ترتیب برای نخستین بار كتاب «هفت دستگاه موسیقی ایران» تألیف «مجید كیانی» منتشر شد. او دراین حوزه به شكل كاملی به مواردی چون فواصل، صوت، ریتم، گردش ملودی،نحوه آموزش و غیره توجه كرد. مسلماً این كتاب ممكن است نارسایی هایی نیز داشته باشد اما منظور من این است كه «هفت دستگاه» نخستین كتابی بودكه سعی كرد به همه مسائل موسیقی ایران بپردازد و دراین پردازش، مرجع تدوین اصول این موسیقی را خود این موسیقی قرار دهد و نه تئوری آماده فرهنگ های دیگر.


البته پس از آن كتاب های دیگری نیز با چنین رویكردی عرضه شده است ولی هركدام تنهابه برخی از محورهای اساسی موسیقی پرداخته اند و این درحالی است كه یك تئوری مدون مكتوب ملزم به پاسخگویی و تشریح تمامی عرصه های فنی یك موسیقی است.
عضو شورای علمی همایش «میرسیدشریف الدین جرجانی در فرهنگستان هنر» درباره این كه چرا كتاب های تألیفی ما امروز به جای آن كه باری مثبت داشته باشند نارسا هستند نیز توضیح می دهد: آمیختن تئوری های غیربومی با اتفاقات عملی و ناسازگار و از پیش مشخص شده، نداشتن شناخت صحیح اغلب هنرمندان كشور از مبانی و اصول مدون موسیقی از این عوامل به شمار می رود. مهم تر از همه آن است كه امروز برخی از نگارندگان درحیطه پژوهش موسیقی علاقه ای به شناخت مبانی و عناصر موسیقی دستگاهی ندارند و مسلم این است كه با وجود این ضعف كتاب های تدوین شده آثار كاملاً موجهی به شمار نمی آیند. گذشته از این كه كتاب هایی از این دست مورد توجه قرار نمی گیرند بلكه حوزه نقد هم در این وادی از دایره بسته ای پا فراتر نمی گذارد. متأسفم كه باید اضافه كنم عده زیادی تصور می كنند اگر از اصطلاحات بومی مان استفاده كنیم از تجدد باز می مانیم. در نظر این افراد كه تعدادشان كم هم نیست و بخش زیادی از دانشگاه های موسیقی را اشغال كرده اند، اگر فردی معتقد به سرایش سولفژ یا نغمات موسیقی به شیوه ایرانی در دستگاه های ایرانی باشد قابل قبول نمی آیند. در حالی كه دستور زبان و تئوری در ادبیات و سایر هنرها باید از بستر همان فرهنگ اخذ شود. مسلماً تا زمانی كه این نگرش در مراكز رسمی آموزش عالی هست و مثلاً موسیقی كوچك ترین قاره جهان به عنوان موسیقی تمامی جهان معرفی می شود، نمی توانیم رویكرد درستی در زمینه پژوهش و آموزش حاصل كنیم.


دكتر منصوره ثابت زاده، عضو هیأت علمی دانشگاه واحد جنوب نیز می گوید: پژوهش موسیقی در ایران باید از چند جنبه «مباحث نظری » ، كتاب های درسی و دانشگاهی ، پژوهش های میدانی صورت گیرد و البته بخشی را هم می توان به موسیقی كلاسیك غرب اعم از موسیقی پاپ و مدرن غرب و موسیقی ملل اختصاص داد. من بعد از گذشت چهل و دو سال كه آخرین پژوهش توسط استاد «خالقی» انجام شد درباره موسیقی یكی از ملل مسلمان همسایه (تاجیكستان)، این كار را در سال ۱۳۷۷ ارائه دادم. این كتاب سال یك سال بعد از تألیف به عنوان پژوهش برتر از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتخاب شد. این پژوهش ۱۰ سال به سبب غفلت ناشر منتشر نشد تا این كه توانستم از طریق مؤسسه ماهور به انتشار آن دست یابم. این كتاب در حال حاضر در مراحل پایانی چاپ به سر می برد. در مجموع تحقیقات و پژوهش در این هنر نیازمند حمایت های مدیران فرهنگی و دست اندركاران امر است و باید مورد لطف و عنایت بیشتر و توجه ارگان های مربوطه واقع شود تا بتواند ضعف های خود را جبران كند.


درواقع جز در یكی دو اثر مكتوب و به ندرت در برخی پایان نامه های دانشجویی می توان شاهد پژوهش های صحیح و مطابق با اصول علمی و دانشگاهی و نیز كمك به تحقیقات آینده بود و سایر آثار رونویسی و یا تحقیقاتی فاقد منابع علمی و فرضیه های درست بوده است.
در نهایت یك چرخه عدم كارایی میان استاد و دانشجو و پژوهشگر شكل می گیرد. در این سال ها تنها چند پژوهشگر در موسیقی ایران پدید آمدند كه توانستند با خون دل خوردن و زحمات شخصی تجربیات و تخصص خود را تا جایی كه امكان دارد به حوزه موسیقایی القا كنند.
پیشكسوتان عرصه پژوهش موسیقی درسال های گذشته چون: محمدتقی مسعودیه و فوزیه مجد در زمینه موسیقی نواحی ایران و موسیقی دستگاهی، در زمینه موسیقی قدیمی ایران استاد مجید كیانی و ساسان سپنتا و ... در حوزه سازشناسی و موسیقی نواحی ایران محمدرضا درویشی و جهانگیر نصر اشرفی كه در حال حاضر به تألیف دایرهٔ المعارف مفصلی از موسیقی های نواحی مشغول است و انواع موسیقی های نواحی در حوزه موسیقی عامیانه و مردم پسند نظیر: دكتر ساسان فاطمی و دكتر هومان اسعدی در حیطه شناخت موسیقی قدیم ایران و رسالات كهن موسیقی دكتر امیرحسین پور جوادی، من و ... اشاره كرد. این افراد در حقیقت مطرح ترین محققان موسیقی ایران به شمار می روند.


در زمینه موسیقی و حركات آئینی اعم از نواحی رسمی ایران از بیست و چهار سال پیش مشغول مطالعه و پژوهش های میدانی در اقصی نقاط ایران هستم كه بخش صوتی آن در حال حاضر، در یازده سی دی انتشار یافته و بقیه آنها كه شامل سیزده سی دی و بیست و پنج جلد كتاب است به سختی پیگیری می شود و انجام آن نیازمند كمك های فرهنگی است.
انجام تحقیقات من همواره با كمترین امكانات برای مثال همراه بردن یك كوله پشتی، دوربین مكانیكی قدیمی، ضبط دیجیتال، یك ملافه و متكای كوچك صورت گرفته است. در حالی كه اگر پژوهشگران میدانی و نواحی ایران امكانات اندكی نظیر وسیله ایاب و ذهاب، عكاس و وسایل مجهزی در اختیار داشته باشند با سرعت بیشتری می توانند میراث فرهنگی ایران را گردآوری و به جهان ارائه كنند.


بنابراین از نهادهای فرهنگی استدعا می كنم برای ثبت موسیقی نواحی كه در ردیف میراث عظیم ایران به شمار می رود تلاش كنند تا موسیقی نواحی در كنار موسیقی ردیف دستگاهی در یونسكو به ثبت رسد و ماندگاری یابد.
وحید بصام، پژوهنده و نوازنده سه تار و تار و كارشناس با اشاره به این كه تألیفات پژوهشی در حیطه موسیقی روند رو به رشدی دارد اما باید از یك نظارت كلی برخوردار شود درباره متدهای آموزشی نیز می گوید: من اعتقاد دارم سازهایی چون گیتار و ویلون این قابلیت را دارند كه متدهایی به روز داشته باشند اما در موسیقی سنتی متد نو وجود ندارد. شاید به این خاطر كه هنوز این موسیقی جایگاه خود را به آن شكلی كه باید نیافته است. در حیطه موسیقی سنتی، هنوز متدی كه تمام نكات موسیقی شفاهی را در بربگیرد تدوین نشده و از متدهای غربی استفاده می شود.
این مدرس موسیقی درباره خروجی هایی كه می توانند نقش عمده ای در معرفی كتاب های پژوهشی موسیقی ایران به جهانیان داشته باشند، توضیح می دهد: تصور می كنم روند رو به رشد تألیفات را در حوزه پژوهش نمی توان نادیده گرفت اما واقعیت این است كه ایران هنوز به لحاظ تألیفات به جایگاهی دست نیافته است كه بتواند عرضه كننده محصولات فرهنگی خود به سایر كشورها باشد. زیرا وقتی قصد داریم فرهنگی را به فرهنگ دیگر وارد كنیم باید اطلاعات و داده های ما مثلاً در موسیقی آن قدر جذابیت داشته باشد كه بتواند برای كشورهای دیگر مفید باشد.

برگرفته از: روزنامه ایران
گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/artandculture

مروری بر دیگر مطالب 'موسیقی ملی'



تازه های موسیقی ملی