mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
فرهنگ و هنر
فرهنگ و هنر > ادبیات ایران >برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست/گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست/گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست

بخش:ادبیات ایران
ادبیات ایران,هوشنگ ابتهاج

غزلی از هوشنگ ابتهاج:


برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست/گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست
 

آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک/جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست
 

این قافله از قافله سالار خراب است/اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست
 

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش/دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست
 

من در پی خویشم، به تو بر می‌خورم اما/آن‌سان شده‌ام گم که به من دسترسی نیست
 

آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است/حیثیت این باغ منم، خار و خسی نیست
 

امروز که محتاج توام، جای تو خالی است/فردا که می‌آیی به سراغم نفسی نیست
 

در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است/وقتی همه‌ی بودن ما جز هوسی نیست

برگرفته از: اینترنت
گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/artandculture

مروری بر دیگر مطالب 'ادبیات ایران'



تازه های ادبیات ایران