mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
فرهنگ و هنر
فرهنگ و هنر > ادبیات ایران >گفتگو با سعید حمیدیان درباره علت نیاز ما به سعدی در این دوران
ادبیات ایران

گفتگو با سعید حمیدیان درباره علت نیاز ما به سعدی در این دوران

ادبیات ایران,در باره سعدی در این روزگار

یک روز سعدی را به اوج می رسانند و روز دیگر او را نفی میکنند، آن قدر که می خواهند دیگر نامش در ادبیات نباشد اما به قول معروف «شب پره گر وصل آفتاب نخواهد/ رونق بازار آفتاب نکاهد». با وجود تمام این خواستن ها و نخواستن های افراطی هنوز هم سعدی خواندنی است؛ چه در غزلش و چه در گلستان و بوستانش.

هفته نامه کرگدن - حورا نژادصداقت: گفتگو با سعید حمیدیان درباره علت نیاز ما به سعدی در روزگاری که بعضی ها معتقدند شعر شاعران پیشین از زندگی نبوده است و دیگر حرف های شان به کار امروزمان نمی آید.

یک روز سعدی را به اوج می رسانند و روز دیگر او را نفی میکنند، آن قدر که می خواهند دیگر نامش در ادبیات نباشد اما به قول معروف «شب پره گر وصل آفتاب نخواهد/ رونق بازار آفتاب نکاهد». با وجود تمام این خواستن ها و نخواستن های افراطی هنوز هم سعدی خواندنی است؛ چه در غزلش و چه در گلستان و بوستانش.

اما چرا باید امروز هم سعدی خواند؟ اصلا ما باید با همان دست فرمانی که سعدی گفته، زندگی را پیش ببریم؟ اینها سوالاتی بود که از دکتر سعید حمیدیان پرسیدیم. در یکی از روزهایی که کلاس او در دانشگاه علامه طباطبایی تمام شده بود و او به سبک آموزگاری، آرام و با حوصله از سعدی گفت، از این که خیلی ها سعدی نخوانده اند ولی او را رد می کنند؛ از این که گلستان و بوستان را نباید به طور مطلق الگوی زندگی قرار داد، ولی پندهای درستش هنوز هم به کارمان می آید و مهم تر از همه این که سعدی فارغ از بحث محتوا، حرف هایش را در شکلی زیبا بیان کرده که ما حتی بعد از نه قرن هنوز هم می توانیم از خواندن آنها لذت ببریم.

 

سعدی، به قول حافظ، برای ما «استاد سخن» است، اما در طول تاریخ نسبت به سعدی هم دچار سعدی ستایی شده ایم و هم سعدی کشی؛ حتی در همین چند دهه گذشته. ولی با وجود تمام این افراط و تفریط ها هنوز هم سعدی را می خواهیم. حالا سوال من این است که آیا واقعا ما همچنان به سعدی نیاز داریم یا نه؟

- برای شروع صحبت باید به این نکته توجه کنیم که دیرزمانی است بحث الگوگیری از پیشینیان به خصوص سعدی در گرفته، چرا سعدی را به شکل اختصاصی جدا کردم؟ زیرا سعدی را نماد نصیحت گری و صدور دستورات اخلاقی در حال و هوای قدیم (یعنی روزگاری که با ما فاصله زیادی دارد) به حساب می آورند. او خود را بیش از هر چیز، به خصوص در گلستان و بوستان، در مقام یک مرجع اخلاقی دیده و از این زاویه صحبت کرده است.

و دقیقا مسئله این است که آیا ما هم در این روزگار یعنی در این قرن بیست و یکم همچنان نیازمند الگوگیری از دستورات اخلاقی و حتی نصیحت های سعدی و امثال او هستیم؟

- من در این نیازمندی یا عدم نیازمندی آفات متعددی را می بینم. پس این سوال ساده و بسیط نیست تا در مقابلش پاسخ جمع و جور یا به اصطلاح جوابی نقلی بدهم که: «بله» یا «خیر». وقتی شما در مجله کرگدن بحثی در باب علت رویگردانی یا کمرنگ شدن شعر نیمایی که هنوز عمر زیادی از ایجاد آن نگذشته، مطرح می کنید، پس طرح چنین سوالی درباره سعدی که حدود نه قرن با ما تفاوت زمانی دارد، اصلا عجیب نیست و بحث در این باره بسیار جدی است.

نیما با تمام محبوبیتش که پیشوای شعر نو است و کسی این مقام را به او هدیه نکرد، بلکه عملکردش موجب شد تا شایسته این عنوان شود، به قول بعضی ها شعر نیمایی اش رو به فراموشی گذاشته شده و درباره او و کارش باید بحث های جدی کرد. پس حتما سوالات اساسی درباره سعدی و نیاز ما به او وجود دارد.

شما آفات این نیازمندی یا عدم نیاز به سعدی را در چه می بینید؟

- اگر ما بگوییم نیازی به سعدی و اندیشه ها و سخنان او از جمله نصایح او نداریم، ادعای مان به منزله نفی و انکار یک شخص مهم در دوره ای مهم از تاریخ است. وقتی ما عادت کرده ایم که با چنین طرز تفکری یک به یک بزرگان مان را به بهانه های مختلف پس بزنیم، دیگر چطور باید انتظار داشته باشیم که در دوره معاصر کسی به دنبال شناخت یا الگوگیری از اشخاصی مثل نیما یوشیج برود؟ اساسا این طرز تفکر غلط است.

 

سعدی در کمترین حال و مقام، یکی از چهار ستون شعر و ادب پارسی است؛ فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ. چطور می توان یکی از این چهار ستون را حذف کرد؟ آیا با حذف یکی از اینها، شعر و ادب پارسی همچنان استوار باقی می ماند؟

از طرف دیگر، اگر کسی بگوید که ما در هر لحظه و برای انجام هر کاری باید به سعدی رجوع کنیم و دنبال آموزه های او باشیم تا بر اساس همان ها عمل کنیم، باز هم دچار آفات متعددی می شود. اصلا گفتن همین طرز تفکر مایه خنده بسیاری از افراد خواهد بود. آنها می گویند در این دوره و زمانه که با تغییرات شگرفی مواجهیم و فناوری لحظه به لحظه در حال پیشرفت است، برویم بگوییم ای سعدی، شاعر قرن هفتم، نظر تو چیست؟!

گرایش شما به کدام گروه است و آفات کدام را کمتر می بینید؟ البته سوال اصلی من این است: با رو آوردن به کدام نظر است که ما امروز آرام می گیریم؟

- من شخصا نه با افراط موافقم و نه با تفریط. بلکه معتقدم ما نباید سعدی را به طور کلی حذف کنیم تا مشمول عیب حذف یکی از بزرگان مان شویم. از طرفی، به نظرم نباید در هر حرف و کاری به سعدی رجوع کنیم. در کنار این، من به شهادت نوشته هایم، معتقدم که سعدی هنوز درست شناخته نشده است؛ به خصوص در غزل. اگر این طور نبود، کتاب «سعدی در غزل» را هرگز تالیف نمی کردم.

پس حتی من در نوشتن این کتاب، می خواستم به این نیاز پاسخ بگویم که آیا آن نظریاتی که او در گذشته ارائه کرده است، درست بوده یا خیر. حتی آن تقسیم بندی هایی که دیگران انجام داده اند و طبق آن سعدی را در فلان دسته قرار داده اند (که البته من با آن نیز مخالفم) درست است یا خیر؟

تا الان شما در صحبت تان چند باری بر مسئله زمان تاکید کرده اید. مسئله زمان و گذشته ها چقدر بر میزان نیاز ما به سعدی تاثیرگذار است؟

- نکته مهمی درباره زمان و علت گرایش یا عدم گرایش به سعدی وجود دارد. سوال اصلی این است که آیا ما آن قدر از گذشته بریده ایم که زمان قدیم و زمان فعلی مثل دو پاره کاملا مجزا از یکدیگر شده است؟ درست مثل امر یکپارچه ای که به خاطر یک واقعه به دو بخش کاملا جدا از یکدیگر تبدیل شده و دیگر هیچ ارتباطی با هم ندارند. من واقعا نمی توانم

گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/artandculture

منبع:هفته نامه کرگدن

Friday 7th of July 2017 19:15:35_______۱۳۹۶-تير-۱۶

مروری بر دیگر مطالب 'ادبیات ایران'



تازه های ادبیات ایران