mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
فرهنگ و هنر
فرهنگ و هنر > موسیقی > نوازندگان ایرانی >مازیار ظهیرالدینی، نوازنده ویلن

مازیار ظهیرالدینی، نوازنده ویلن

بخش:نوازندگان ایرانی

همه آنهایی كه موسیقی كلاسیك یكی دو دهه اخیر كشور را دنبال می كنند، به طور قطع نام مازیار ظهیرالدینی را به عنوان نوازنده ویلن در اركسترها و آلبوم های بسیاری شنیده اند. نوازنده ای كه از همان كودكی با همراهی خانواده اش نوازندگی ویلن را انتخاب كرده و فقط ویلن زده است.
ظهیرالدینی متولد اردیبهشت ماه ۱۳۵۳ است و از بهروز وحیدی آذر، روین طهماسبیان و ابراهیم لطفی موسیقی فرا گرفت. او كه یك دهه در اركستر سمفونیك تهران ویلن زده، چند سالی است كه سرپرست و نوازنده گروه زهی پارسیان است. وی این روزها با گروه پارسیان تمرین می كند و به شاگردانش ویلن می آموزد. این نوازنده ویلن بهترین روزهای كاری اش را حضور در گروه پارسیان و نواختن قطعاتی از موسیقی با روك، آمریكای لاتین، رمانیك و دوران های دیگر موسیقی جهان بر می شمارد. از ظهیرالدینی و گروه پارسیان آلبوم بی كلام «مرگ فرشته» به بازار موسیقی بی كلام عرضه شده است. با این نوازنده جوان در یكی از روزهای پائیزی به گفت وگو نشستیم، گفت وگویی كه دنیای موسیقایی این نوازنده را بیشتر برایمان روشن كرد.


● تحصیل در هنرستان موسیقی وسوسه آهنگسازی را برای هر هنرجویی به همراه می آورد، با این كه در این هنرستان فارغ التحصیل شدی، چطور نوازندگی حرفه ای ویلن را انتخاب كردی؟
▪ وسوسه آهنگسازی در هنرستان برای هر هنرجویی در سال های آخر تحصیل شكل می گیرد، اما نوازندگی شروع موسیقی من و از جانب پدرم بود و همین كه نوازندگی می كردم فكر كردن به آهنگسازی را برایم كمرنگ كرد. پدرم به عنوان مشوق اصلی من، موسیقی را در كودكی با برعكس كردن سیم های ویلن كه برعكس همه جای دنیا بود به من آموخت. چون چپ دست بودم سال ها با دست چپ ویلن زدم و همه چیز برایم ویلن بود و اگر صحبت آهنگسازی و حتی ساز دیگری می شد با كلمه «نه» از جانب پدرم روبرو می شدم. حالا افسوس آن روزها را می خورم كه شروع نوازندگی ، به من اجازه ندادند كه نوازندگی سازهای سنتی را هم فرابگیرم و بعد به سراغ دنیای موسیقی كلاسیك بروم، این تفكرات در همان دوران نوجوانی شكل گرفت و نوازندگی همه دنیای موسیقی من شد.
● بی تردید فضای موسیقی ایرانی در آموزش و اجرا بیشتر از موسیقی كلاسیك است و آموزش موسیقی كلاسیك بیشتر در دوره های آكادمیك صورت می گیرد. دوره های عالی آكادمیك را پشت سر نگذاشتی و در خانواده با موسیقی كلاسیك عجین شدی و ویلن را آموختی، این فراگیری از چه زمانی آغاز شد؟
▪ شانس بزرگ من این بود كه در همان كودكی، تصمیم گرفته شد كه ویلن بزنم و این تصمیم از سوی مادرم گرفته شد و دایی هایم، گوش خوب من را در موسیقی كشف كردند. پدرم هم كه علاقه شدید به موسیقی كلاسیك داشت و از آن دسته علاقه مندان به موسیقی بود كه از كتابفروشی اسكندریان و ساكو، نت های كلاسیك را می خرید و به من می داد. این علاقه پدرم باعث شد كه آرزوهای خودش را در من ببیند. در آن دوران بادست چپ نت های صبا را می زدم و اگر اشتباه می كردم در اتاق حبس می شدم تا زمانی كه درست بزنم و هر وقت از تمرین سرپیچی می كردم پدرم با من قهر می كرد. این اوضاع و احوال بود كه دست به دست هم داد تا راه نوازندگی من شكل بگیرد، بعد از آن هم به سن نوجوانی رسیدم و پدرم با سیاوش ظهیرالدینی (عمویم) صحبت كرد كه باید برای آینده ام چه كار بكند، به پیشنهاد او من به هنرستان عالی موسیقی رفتم.
● یعنی سیاوش ظهیرالدینی از نوازنده شدن تو حمایت كرد؟
▪ بله، كمك كرد كه بهروز وحیدی آذر (رهبر اركستر جوانان) را ببینم و بادست راست ویلن زدن را شروع كنم، رفتن به هنرستان باعث آن شد كه همه ترس من به پایان رسید و حس كردم كه حركت موسیقایی من شروع شده است.
● در آن زمان نوازندگی را جدی گرفتی و به آهنگسازی فكر نكردی، به آینده اقتصادی این تخصص (منظورم نوازندگی) چگونه نگاه می كردی؟ این را هم به خاطر درآمد پایین نوازندگی در همان سال های اوایل دهه هفتاد می گوییم؟
▪ آن روزها به مسائل اقتصادی موسیقی ام فكر نمی كردم فقط به دنبال شروع و پیمودن راهی كه در آن حضور داشتم بودم و این راه با دعوت هنرستان دخترانه موسیقی برای اجرای یك كنسرت فارغ التحصیلی آغاز شد. در آن كنسرت از من خواستند كه كنسرتو ویوالدی را بزنم، ترسیده بودم و در مقابل جمعیت سالن نتوانستم روی صحنه بروم و روی كفی سالن ویلن زدم. بعد از این اجرا بود كه حضور در اركسترها، جشنواره ها واجرای قطعات ضبطی برایم بیشتر شد و به طور طبیعی منابع درآمدی هم بیشتر شد.
● بعد از فارغ التحصیلی از هنرستان موسیقی به اركستر سمفونیك تهران دعوت شدی؟
▪ بله فارغ التحصیل شدم و دوران خدمت سربازی را پشت سر گذاشتم كه در این دوران برای گروه ها و اركسترهای زیادی ویلن زدم، با سیاوش ظهیرالدینی صحبت كردم كه برای نوازندگی در اركستر سمفونیك تهران چه باید كرد؟
● و از او ویلن زدن را هم آموختی و یا با هم نوازندگی كرده اید؟
▪ هیچ وقت با ایشان ویلن نزدم. هرگز تشویقم نكرد و هرگز تنبیه نشدم، كوچكترین حرفی هم كه تأثیر در پیشرفت نوازندگی ام داشته باشد به من نگفته است.
● اما برای رفتن به اركستر سمفونیك تهران...؟
▪ با رهبر اركستر زنده یاد فریدون ناصری درباره من صحبت كرد و مرحوم ناصری بدون آن كه از من آزمونی بگیرد، دعوت كرد كه در كنسرت اركستر كه به یاد مرتضی حنانه برگزار می شد، ویلن بزنم. من هم رفتم سر تمرین و ساز زدن من در اركستر سمفونیك تهران آغاز شد.
● رفتی و در صف نوازندگان اركستر سمفونیك تهران ساز زدی، وقتی می خواستی برای نخستین بار برای اركستر سمفونیك تهران بنوازی، چه احساسی داشتی؟
▪ اصلاً اعتماد به نفس نداشتم، خیلی ترسیده بودم و این طبیعی بود. آن روز فقط نظاره گر بودم و هیچ كاری نمی توانستم بكنم. بعد از آن اجرا با حضور بیشتر در تمرین ها و كپی كردن پارت ها كه بتوانم تمرین بیشتر در ساعت غیر از تمرین اركستر داشته باشم، سعی كردم نظر فریدون ناصری و سیاوش ظهیرالدینی را به خودم جلب كنم.
● دستمزدی از اركستر می گرفتی؟
▪ سال اول فقط به تمرین با اركستر و اجرای كنسرت فكر می كردم و نمی دانستم كه دستمزد هم باید بگیرم، فقط تمرین می كردم و ویلن می زدم.
● نزدیك به یك دهه در اركستر سمفونیك تهران نوازندگی كردی، فعالیت آن سال های اركستر با سال های اخیر را چگونه ارزیابی می كنی؟
▪ در آن سال ها اركستر بزرگ نبود، ولی اركستر چند سال اخیر با اركستر آن سال ها فاصله گرفته است، اركستر سمفونیك تهران كه قبل از انقلاب دوران خوبی را با حضور نوازندگان ایرانی و خارجی پشت سر گذاشته بود، سال های اوایل دهه ۶۰ به دلایل جنگ تحمیلی و شرایط اجتماعی با نبود نوازنده روبرو شد و از هم پاشید.
اما اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ نوازندگان در كنار فریدون ناصری به عنوان رهبر اركستر جمع شدند وصدای خوبی را با سازهایشان ارائه كردند، در آن اركستر تنها نوازنده بی تجربه من بودم و بقیه خوب بودند. در آن سال ها از اركستر صدا خوب می آمد و این صدای خوب به خاطر نوازنده های باتجربه بود.
● حضور زنده یاد ناصری چه تأثیری داشت؟
▪ ایشان اركستر را سرپرستی می كرد و صدای خوب از آن، سازهای خوب نوازندگان اركستر بود.
● در اركستر خوب، اصل كدام است نوازنده خوب یا رهبر خوب؟
▪ هر دو باید خوب باشد،اما حس من در آن زمان این بود كه نوازندگان خوب می نوازند و قبل از دو سه سال پیش كه از اركستر سمفونیك تهران جدا شدم این صدای خوب رانمی شنیدم و احساس می كردم كه من نوازنده به این اركستر تعلق ندارم. اركستر روزبه روز تشریفاتی می شد و جذابیتی برایم نداشت.
● نوازنده هایی كه در اركستر ویلن می زدند خاطرت هست؟
▪ فلاحتی، صدقیانی، محمدرضا شریفی، آرش برادران، رضا عالمی، خانم ژیلا صدقیانی و خیلی های دیگر كه هنوز در اركستر می نوازند.
● ویلن دوم می زدی؟
▪ بله، از روزی كه به اركستر رفتم دوست داشتم ویلن اول بزنم ولی ویلن دوم بودم و این تصمیم همیشه از سوی رهبر اركستر برای من گرفته می شد.
● در این شرایط به گروه های دیگر پیوستی و نوازندگی كردی؟
▪ در كنار اركستر سمفونیك تهران كه هر دو ماه اجرا داشت برای اركستر مجلسی كریستین رابینز، اركستر جوانان و اركستر فرهنگسرای بهمن نوازندگی می كردم.
● تك نواز بودی؟
▪ بله، با ارزش ترین تجربه ها و بهترین اجراهای دوران نوازندگی ام را در همین دوره با این گروه ها پشت سر گذاشتم.
● تجربه اركسترنوازی را پشت سر گذاشتی و به نوازندگی برای ضبط استودیویی با نوازندگی برای قطعه سرود ملی «جمهوری اسلامی ایران» ساخته حسن ریاحی روی آوردی؟
▪ در نخستین تجربه ضبط استودیویی در كنار نوازندگان قدر نشستم، سازم تخصصی بود و برای نخستین بار باید در فضای استودیو می زدم، حواسم را جمع كردم و با هدف این كه می خواهم تجربه ای دیگر را شروع كنم، برای آن قطعه زدم و اكنون این ضبط های استودیویی ادامه داد.
● ضبط استودیویی رادوست نداری؟
▪ هم اكنون برایم مهم نیست، كاملاً شكل درآمدی در فعالیت هایم پیدا كرده است، معتقدم كه دراین كارها (ضبط استودیویی) موسیقی خلق نمی شود فقط موسیقی اجرا می شود.
● نوازندگی برای كدام یك از آهنگسازان در استودیو برایت مهم است؟
▪ احمد پژمان و محمدسعید شریفیان كه كارهایشان را درست می فهمند.
● دوره جدید نوازندگی بعد از حضور در اركسترها و ضبط استودیویی با سرپرستی و نوازندگی گروه زهی پارسیان شكل گرفته است، این گروه چگونه شكل گرفت؟
▪ سال های آخری كه در اركستر سمفونیك تهران بودم، نایدانف لهستانی از من دعوت كرد كه با اركستر مجلسی نیاوران همكاری كنم، نایدانف این اركستر را تشكیل داده بود و حضور در این اركستر تازه تأسیس برایم جذاب بود ولی گرفتاری به همراه داشت و داستان از هم پاشیدن اركستر دوباره تكرار می شد. دعوت نایدانف را ردكردم، اما بعد از چند ماه ابراهیم لطفی كه از استادان من بود، سرپرستی این اركستر را به عهده گرفت و من را عوت كرد، شروع به تمرین كردیم و همه چیز خوب بود، كار با وسواس آغاز شد ولی ماندگار نبود و اركستر مجلسی نیاوران هم همچون دیگرگروه های موسیقی كشور از هم پاشید. بعد از این اتفاق سرگروه های اركستر منحل شده، دور هم جمع شدیم و پایه تشكیل گروه زهی پارسیان را گذاشتیم.
● دعوت به كنار هم نشستن این سرگروه ها از طرف تو بود یا آنها؟
▪ بچه ها دور هم نشستند و كوارتت كار كردند وبعد با من تماس گرفتند كه من هم به جمع آنها پیوستم.
● نخستین كنسرت پارسیان بعد از چه مدت كه دور هم جمع شدید اجرا شد؟
▪ چهار ماه دور هم جمع شده بودیم و گروه سر و سامان گرفته بود، انجمن فیلارمونیك تهران از ما دعوت كرد كه در تالار رودكی كنسرت بدهیم و نخستین اجرای گروه پارسیان در این تالار اجرا شد.
● قطعاتی را كه برای اجراهایتان انتخاب می كنید توسط چه كسی پیشنهاد می شود؟
▪ سیاست تصمیم گیری هر برنامه گروهی است و بامشورت همه بچه ها قطعه ای انتخاب می شود. صرفاً به عنوان سرپرست گروه، برنامه ای را تحمیل نمی كنم.
● قطعه ای هم برای اجرا می نویسید؟
▪ خیر، پتانسیل گروه زهی به قطعات كلاسیك جهانی برمی گردد، در این میان برای تنوع از قطعات آهنگسازان ایرانی استفاده می كنیم.
● اجرای قطعه نی نوا حسین علیزاده در ماه گذشته توسط پارسیان در اجرای این برنامه بود؟
بله، نوستالژی این قطعه، گروه را بر آن داشت كه اجرایش كنیم، نی نوا قطعه ای بسیار ناب است و درست نوشته شده است. از دو سال پیش قصد اجرای این قطعه را داشتیم كه نشد تا این كه فرصتی درماه گذشته دست داد تا گروه زهی پارسیان قطعه ای از علیزاده بنوازد.
● قطعه های ایرانی را فقط اجرا می كنید یا ضبط هم خواهید كرد؟
▪ چهار قطعه از دهلوی، علیزاده، خیام و روحانی را تاكنون اجرا كردیم. ولی فكر ضبط این قطعات را داریم، اما این برنامه نیاز به همراهی آهنگسازان دارد كه در آینده اگر مشكلی نباشد به طور قطع انجام خواهد شد.
● قطعات ایرانی را برای اجرای اركستر چه كسی تنظیم می كند؟
▪ سعی می كنیم قطعاتی را انتخاب كنیم كه اصل قطعه برای ویلن نوشته شده باشد، اما در صورت نیاز به تنظیم قطعه ای، خودم انجام می دهم.
● بی شك شنیدن قطعات آهنگسازان ایرانی با اجرای اركستر زهی برای هر علاقه مند به موسیقی جذاب است، هدف از این اجراها چیست؟
▪ شناساندن آهنگسازان ایرانی هدف اصلی اجرای این قطعات است، چرا كه معتقدیم آهنگسازان ایرانی در سطح جهانی هستند و فاصله ای باآهنگسازان مطرح دنیا ندارند و می توانند با شناخته شدن، تأثیرگذار باشند.
● مانیفست گروه پارسیان چیست؟
▪ اجرای موسیقی علمی، كلاسیك و ایرانی برای مخاطب خاص كه این موسیقی باید جذاب و با كیفیت توسط گروه ارائه شود.
● بدون تردید كه گروه زهی پارسیان با اجرای قطعات ایرانی می تواند به هدف خود سریع تر برسد، چه برنامه ای برای كنسرت در دیگر كشورها دارید؟
▪ رمز بقای هر گروهی دراجراست و این اجراها باید در شهرهای دیگر و كشورهای دیگر باشد. گروه زهی پارسیان توانایی آن را دارد كه سفیر موسیقی و فرهنگ ایران در دیگر كشورها باشد. تاكنون هم تلاش كردیم كه حامی مالی برای اجرای این برنامه داشته باشیم كه هنوز موفق نشدیم.
● برای آینده چه برنامه هایی دارید؟
▪ دوام گروه پارسیان در برگزاری كنسرت است و قصد داریم این مهم را در شهرهای ایران و كشورهای دیگر همچون تهران گسترش دهیم.

برگرفته از: روزنامه ایران
گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/artandculture

مروری بر دیگر مطالب 'نوازندگان ایرانی'



تازه های نوازندگان ایرانی