mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
فرهنگ و هنر
فرهنگ و هنر > رادیو و تلویزیون >معما به سبک «انقلاب زیبا»

معما به سبک «انقلاب زیبا»

بخش:رادیو و تلویزیون

گره افکنی و گره گشایی پی در پی که مخاطب را تا انتهای اثر درگیر حدس و پیش بینی می کند، مهم ترین و جدی ترین مولفه برای شکل گیری یک اثر معمایی است و با این تعریف تعداد سریال های تلویزیونی که در این گونه می گنجد بسیار محدود است.


از قدیمی ترین سریال های معمایی می توان به «شلیک نهایی» به کارگردانی محسن شاه محمدی اشاره کرد که داستان نفوذ یک مامور پلیس در یک باند قاچاق را به تصویر می کشید. این سریال که در زمان خود با استقبال قابل توجه مخاطب روبه رو شد، بیشتر از آن که سریالی معمایی باشد، یک اثر پلیسی به حساب می آید، چراکه مخاطب را چندان درگیر حدس و گمان برای حل معمای داستان نمی کرد.


بعد از شلیک نهایی نیز سریال های متعددی از تلویزیون به نمایش درآمد که به واسطه داستان پلیسی یا طرح داستان هایی با محوریت یکی از مشاغل مرتبط با امور قضایی، به عنوان سریال معمایی شناخته شده اند. به عنوان مثال «ساعت فراموشی» به کارگردانی عباس رنجبر داستان یک قاضی است که درگیر یک پرونده جنایی شده است. سریال «دایره تردید» به کارگردانی زنده یاد امیر قویدل یکی دیگر از سریال های معمایی تلویزیون است که با نگاهی به پرونده های قضایی ساخته شد و مخاطبان بسیاری هم پیدا کرد، اما این سریال اپیزودیک بود و در پایان هر قسمت معمای همان قسمت حل می شد و فرصت زیادی برای درگیر شدن به مخاطب نمی داد.

 


سریال «جستجوگران» و «داوران» هم از دیگر سریال هایی هستند که گاه در زمره آثار معمایی تلویزیون معرفی می شوند، اما در هیچ کدام از این سریال ها شاهد گره های قوی و جدی نبوده ایم، ضمن این که جستجوگران به وظایف بازرسان سازمان بازرسی کل کشور می پرداخت و داوران هم درباره وظایف وکلا بود، اما هر دو سریال در نشان دادن ویژگی ها و ابعاد این حرفه ها با انتقاد روبه رو شدند.

 


رد معما و رمزآلودگی را می توان در سریال های «خواب و بیدار» و «ساختمان ۸۵» مهدی فخیم زاده یا دو سری سریال «هوش سیاه» هم یافت، اما این سریال ها هم بیش از آن که آثار معمایی تلقی شوند در گونه آثار پلیسی ـ جنایی جای می گیرند، چراکه مخاطب برای کشف خلافکار اصلی چندان دچار دردسر نمی شود و خیلی زود می فهمد یا از همان ابتدا می داند کدام یک از شخصیت ها مرتکب جرم اصلی شده است؛ آنچه در این سریال ها مطرح می شود، بازنمایی چرایی و چگونگی ارتکاب جرم و اقدامات و تلاش های پلیس برای دستگیری مجرم یا مجرمان است.

 


شاید در میان سریال های معمایی تلویزیون سریال «کارآگاه علوی» بیش از تمام موارد نامبرده از ساختار معماگونه بهره برده است، چراکه همیشه مخاطب تا دقایق آخر درگیر حدس ها و گمان های متعدد بوده و عمدتا شناسایی مجرم بسادگی میسر نمی شده است، اما کارآگاه علوی هم یک سریال اپیزودیک بود و در بیشتر موارد یک داستان بیشتر از دو یا سه قسمت ادامه پیدا نمی کرد.

 


با استناد به موارد ذکر شده می توان گفت آنچه تاکنون به عنوان سریال معمایی از تلویزیون شاهد بوده ایم یا سریال های پلیسی ـ جنایی بوده اند یا داستان های معمایی مستقل که به واسطه چند عنصر مشترک در قالب یک مجموعه به نمایش درآمده اند، اما این روزها با نمایش سریال «انقلاب زیبا» می توان گفت مخاطب شاهد یک اثر معمایی به معنای واقعی آن است.

 

این سریال از همان قسمت اول معمایی طرح می کند: جابر بعد از سال ها به کشور بر می گردد و به صورت مرموزی به قتل می رسد. هیچ کس نمی داند قاتل کیست و به مخاطب هیچ کد یا نشانه ای برای معرفی قاتل ارائه نمی شود. از همین قسمت اول هر کسی که در ارتباط با جابر بوده، می تواند قاتل او باشد از همسر زیبا که معتقد است پدرش در زندان های رژیم پهلوی توسط جابر شکنجه و شهید شده تا خود زیبا که سال ها پیش پدرش او و مادرش را رها کرده و رفته است و هر چه داستان جلوتر می رود از دلایل قاتل بودن یک شخصیت کاسته می شود، اما شخصیت های دیگر بیشتر در مظان اتهام قرار می گیرند.


از ویژگی های سریال انقلاب زیبا آن است که به عنوان یک اثر معمایی، داستانی درهم تنیده دارد. به محض بازگشایی از یک گره، گره های بعدی شکل می گیرند و شخصیت های قصه ابعاد پیچیده و پنهانی دارند که به مرور خودشان را نشان می دهند. به عنوان نمونه صفر با بازی مجید مظفری در چند قسمت اول یک گماشته ساده و شخصیتی پیش پا افتاده محسوب می شود، اما بعد از چند قسمت بعد دیگری از آن به نمایش در می آید و بر پیچیدگی داستان می افزاید.


همچنین طرح داستانک ها و ماجراها در سریال انقلاب زیبا به مرور ابعاد گسترده تری برای حادثه اصلی به وجود می آورند و حدس قاتل را سخت تر می کنند. به عنوان مثال در آغاز قتل جابر به دلیل شباهت جابر با کسی که پدر حامد را شکنجه کرده، به حامد نسبت داده می شود، اما در ادامه ساواکی بودن جابر محرز می شود و به مرور ارتباطات ناگفته جابر و داستانک های دیگری درباره او روایت می شود که نه تنها به کشف قاتل کمکی نمی کند بلکه به قتل او ابعاد پیچیده تری می دهد و به تعداد افرادی که احتمال قاتل بودن آنها می رود، می افزاید.


تا اینجا سریال انقلاب زیبا از مولفه های اصلی یک اثر معمایی پیروی می کند و همچنان مخاطب را با خود می کشاند و بر مبنای سابقه حامد عنقا به عنوان نویسنده، می توان امیدوار بود سریال با همین شیوه تا انتها پیش برود و زودتر از قسمت آخر قاتل جابر لو نرود.

آذر مهاجر

برگرفته از: جام جم آنلاین
گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/artandculture

مروری بر دیگر مطالب 'رادیو و تلویزیون'



تازه های رادیو و تلویزیون