mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
فرهنگ و هنر
فرهنگ و هنر > موسیقی > فلسفه و نظریات موسیقی >موسیقی نیاز جامعه یا تجمل

موسیقی نیاز جامعه یا تجمل

بخش:فلسفه و نظریات موسیقی

بی گمان موسیقی هنری است که در طول تاریخ همواره انسان را در مواجهه با زشتی ها و پلشتی های جهان و مافی هایش یاری داده است. حضور موسیقی در تمامی مراحل زندگی انسان، درخوشی ها، غم ها، مراسم ازدواج و سوگواری و جنگ و صلح و... به روشنی نشان می دهد که تاریخ موسیقی چیزی جدای از تاریخ زندگی انسان بر روی کره خاکی نبوده است.

 

 

موسیقی در کنار آئین ها و مناسک دینی همواره انسان را به ادامه زندگی و کاستن از رنج های به ظاهر بی پایانش یاری داده است. مشهور است در قرن هفدهم هنگامی که میلیونها سیاه پوست آفریقایی را به عنوان برده برای کار در مزارع نیشکر و قهوه به قاره آمریکا میآوردند، با اینکه آنها را در شرایط بسیار رقتآور و غیرانسانی نگهداری می کردند، اما آمار خودکشی در میان آنها بسیار پایین تر از کارفرمایان و اربابان سفید پوست شان بود! چرا که آنها ملودی ها و ترانه هایی را در سینه داشتند که به هنگام کار طاقت فرساد در مزارع می خواندند و لحظات یاس و ناامیدی خود را با آنها تسلی می دادند.

 

ساده انگارانه است که موسیقی را تنها به لحظه شنیدن یا حتی خلق آن محدود کنیم. چرا که امروزه موسیقی به عنوان سندی جامعه شناختی برای بررسی جوامع و به عنوان نشانه ای از وضعیت عمومی حاکم در کشورها نزد پژوهشگران کاربرد فراوانی دارد. چه بسا سلیقه و درجه فهم و ادراک اعضای جامعه ای و نسبتشان با انواع موسیقی گویای بسیاری از حقایق و ناگفته هایی باشند که معمولا در آمارهای رسمی و ریاضی، آگاهانه یا ناآگاهانه نادیده انگاشته می شوند. با وجود پیشرفت های خیره کننده پژوهشگران در چند دهه اخیر هنوز اطلا عات چندان دقیقی از چگونگی وضعیت موسیقی و نحوه آموزش آن در تمدن های باستانی وجود ندارد.

 

 

اما به لطف کتاب جمهور افلا طون و کتاب پنجم سیاست ارسطو به جرات می توانیم بگوییم که موسیقی جزو جدائی ناپذیر زندگی اجتماعی یونانیان باستان بوده و نقش ویژه ای در تربیت اخلا قی کودکان داشته است. اما براساس مدارک بدست آمده، اولین آموزشگاه های موسیقی در دوران میانه و زیرنظر کلیساها به وجود آمدند هدف این آموزشگاه ها تربیت کودکانی بود که در مراسم دینی وظیفه خواندن سرود را بر عهده داشتند و اساسا واژه کنسرواتوار که امروزه دانشگاه های معتبر موسیقی را با آن می نامند از واژه ای لا تینی به معنای «مورد نیاز کودکان» گرفته شده است.

 

از دوران رنسانس روند جدائی این آموزشگاه ها از کلیسا آغاز شد و در قرن نوزدهم به اوج خود رسید به نحوی که در اواخر قرن نوزدهم تمامی شهرهای بزرگ در اروپا صاحب کنسرواتوارهای معتبر بودند که از میان آنها می توان به کنسرواتوار پراگ(۱۸۱۱)، وین (۱۸۱۷) و سن پترزبورگ(۱۸۶۶) اشاره کرد. در نیمه اول قرن بیستم آموزش موسیقی در دبستان های دولتی انگلستان و فرانسه رایج شد و تا امروز موسیقی جزو لا ینفک نظام آموزشی وحوزه عمومی در کشورهای صنعتی است; به شکلی که امروزه گذراندن روزی در کشورهای صنعتی بدون درک و دریافت موسیقی اگر نگوییم محال، امری نزدیک به محال به نظر می رسد. کشور ما نیز سرزمینی بیگانه با نوای موسیقی و خالی از موسیقی دانان و نوازندگان برجسته نبوده است.

 

 

آثار هرودوت و گزنفون نشان می دهند که موسیقی در میان هخامنشان بسیار پر ارج بوده است. در دوران ساسانیان موسیقی یکی از پایه های اصلی تمدن ساسانی بوده است و در زمان خسروپرویز خنیاگران و رامشگران(موسیقی دانان و نوازندگان) در کنار او و همدم او بوده اند. پس از اسلا م و در زمان خلا فت عباسیان دوره اوج شکوفایی موسیقی در ایران و ممالک اسلا می آغاز می شود و اندیشمندان بزرگی چون فارابی، ابن سینا، عبدالقادر مراغه ای و... درباره موسیقی آثار ارزشمندی را از خود به جای گذاشته اند.

 

اما معضل اساسی که در طول تاریخ همچون بیماری مزمنی گریبان گیر موسیقی و موسیقی دانان در سرزمین ما بوده است این بوده که موسیقی هیچگاه مستقل از قدرت سیاسی نبوده است. امروز نیز فقدان نگاه فراگیر و مستقل از قدرت سیاسی مانع اصلی رشد و بالندگی موسیقی در کشور ماست. موسیقی در سرزمین ما همچنان در بند سلیقه های شخصی گرفتار است و تصمیم های غیر کارشناسانه همچنان دل موسیقی دانان مارا آزار می دهند. مکان های برگزاری کنسرت و حتی آموزش موسیقی درکشور ما از داشتن ابتدائی ترین امکانات و لوازم محرومند و اساسا برای شنیدن و تولید موسیقی ساخته نشده اند.

 

 

رسانه ملی برنامه مدون و منسجمی برای معرفی تولیدات داخلی موسیقی، معرفی و تبلیغ آثار ممتاز ارزشمند جهان ندارد و همچنان گوش فرزندان و دلبندان ما از شنیدن نوای موسیقی در مدارس و مراکز آموزش محروم است. امروزه کارکردهای آموزشی، اقتصادی و حتی سیاسی موسیقی در غالب هزاران جشنواره، تور و مسابقات ریز و درشتی که هرساله در نقاط مختلف جهان برگزار می شود، تصور کشوری محروم از موسیقی را بسیار غم انگیز ساخته است. اما به راستی افسوس شامل حال جوامعی است که خود را بی نیاز از موسیقی می دانند و شنیدن و درک نوای آسمانی آن را امری تجملی، زینتی و غیر ضروری می پندارند.

 

 


   نویسنده : مهدی مال میر

برگرفته از: روزنامه مردم سالاری ( www.mardomsalari.com )
گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/artandculture

مروری بر دیگر مطالب 'فلسفه و نظریات موسیقی'



تازه های فلسفه و نظریات موسیقی