mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
فرهنگ و هنر
فرهنگ و هنر > موسیقی > فلسفه و نظریات موسیقی >دانستنیهای گوناگون دنیای موسیقی

دانستنیهای گوناگون دنیای موسیقی

بخش:فلسفه و نظریات موسیقی

● مختصری از موسیقی:
موسیقی هنری است که به منظور انتقال حالت روحی خاصی که موسیقیدانان آن را تجربه کرده اند، به بهترین و گویاترین نحو به کار می رود . موسیقی به خودی خود گویاست و از دیدگاه صرف زیبایی شناسی چیزی ورای موسیقی را بیان نمی کند ولی از دیدگاه روانشناسی گنجایش فکری بشر همان اندازه که محدود است نامحدود نیز هست بنابراین هر موضوع عادی مفاهیم موسیقائی را تحریک کرده و یا برعکس موسیقی می تواند معانی و یا موضوعاتی ورای موسیقی را تحریک کند .


موسیقی توصیفی می تواند تا آنجا پیش برود که کل داستان را با سمبلهای موسیقایی نقل کند . قطعات کاراکتریستیک زیادی وجود دارند که هر حالتی را که قابل تصویرکردن باشد بیان می کنند مانند نوکتورن ها ، بالادها ، مارش های عزا ، رمانس ها ، خاطرات کودکی و ...... از شوپن و شومان ، سمفونی اروئیکای چایکوفسکی و سمفونی پاستورال او ، رومن کارناوال برلیوز ، رومئو و ژولیت چایکوفسکی ، چنین گفت زرتشت ریشارد اشتراوس ، دریای دوبوسی و دریاچه قوی توانلای( Swan of Tounela ) سیبلیوس و بسیاری از موسیقی های کر ، اپرا ، ملودرامها ، باله ها و موسیقی های متن فیلم ، تمام این مقولات نه تنها مفاهیم موسیقایی را بیان می کنند بلکه تاثیرات ثانویه ای را که مورد نظر آهنگساز است توام با تداعی کاراکتری خاص نیز به وجود می آورند؛ واژه کاراکتر در موسیقی نه تنها به هیجانات و حالاتی که بایستی قطعه ایجادکندمنحصر نمی گردد بلکه در اصل شیوه اجرا را بیان می کند .


تمپو به تنهایی کاراکتر را مشخص نمی کند ( بخصوص که در موسیقی کلاسیک این موضوع حقیقت ندارد ) چون برای آداجیو صدها و برای اسکرتسو هزاران کاراکتر وجود دارد . تمپو در واقع بعضی از ویژگیهای کاراکتر را مشخص می کند نه همه چیز را .


● کف زدن
کف زدن به عنوان تشویق شنونده ازاجراکننده موسیقی ، رسمی قدیمی است . کف زدن در اصل باید ریشه روانی داشته باشد یعنی شادی و هیجان حاصل از شنیدن چنان شدید است که شنونده احساسات خود را به این وسیله ابراز می کند اما این واکنش ناخودآگاه درطول زمان جای خودرابه نوعی نزاکت و تکلیف اجباری داده است . جالب است که بدانیم کف زدن در قدیم با آنچه امروز معمول است فرق داشته است .
به طور کلی بعضی از فرمهای موسیقی مانند سونات ، سمفونی ، کنسرتو و ... از چند قسمت تشکیل شده اند . امروز کف زدن بین موومانهای یک سونات یا سمفونی منسوخ شده است اما در قرن ۱۸ نه تنها بین موومانها بلکه هنگام اجرای قطعات نیز گاهی کف می زدند .


کف زدن برای کدانس در کنسرتها نیز یک رسم قدیمی است البته در زمان ما کف زدن بین موومانهای یک قطعه ممنوع است و فقط در پایان کامل کنسرت کف زده می شود هنوزهم در ایتالیا برای آواز بخصوص شانسون کف زدن ضمن اجرا معمول است در اسپانیا نیز هنگام اجرای یک قطعه اغلب صدای فریاد اوله ( Ole ) از جمعیت برمی خیزد .
در اپراهای ایتالیایی همیشه بعداز هر اریا جمعیت کف می زنند آهنگسازان کلاسیک بخصوص موسیقی را طوری می نوشتند که اریا با اکورد کامل به پایان برسد و شنوندگان مجال دست زدن داشته باشند ریاچارد واگنر رسم کف زدن را در اپراهای خود ممنوع کرد و جمعیت فقط در پایان هر پرده حق کف زدن و ابراز احساسات را داشتند در اپراهای مدرن نیز موضوع کف زدن منسوخ شده است .


در ا جرای موسیقی کف زدن معمول نیست حتی پس از پایان موسیقی هم حضار حق کف زدن ندارند در کلیسا کف زدن برای موسیقی ممنوع ا ست ولی چند مورد استثنایی وجود دارد که مردم چنان از موسیقی به هیجان آمدند که در کلیسا هم کف زدند از جمله در سال ۱۹۲۰ در یکی از کلیساهای ایتالیا هنگامی که ارگانیست معروف بوسی Bossi ارگ می نواخت مردم چنان به هیجان آمدند که بی اختیار برای او دست زدند .
بسیار جالب است که بدانیم در بسیاری از کشورها بعضی از تالارها و اپراها افرادی را برای کف زدن استخدام و بودجه ای نیز برای کف زدن پیش بینی می کنند .

 

برگرفته از: خانه موسیقی
گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/artandculture

مروری بر دیگر مطالب 'فلسفه و نظریات موسیقی'



تازه های فلسفه و نظریات موسیقی