mobile menu icon
responsive search icon
منوی پرتال پرشین پرشیا
لوگوی سایت پرشین پرشیا
فرهنگ و هنر
فرهنگ و هنر > موسیقی > نقد آثار و منتقدین >"آهنگ دزدی" ، حرفه ای غیر اخلاقی

"آهنگ دزدی" ، حرفه ای غیر اخلاقی

بخش:نقد آثار و منتقدین

هنوز یادمان نرفته ماجرای شکایت از «فرج الله سلحشور» را. همان ماجرایی که در آن سلحشور متهم شده بود که فیلم نامه یوسف پیامبر را از کس دیگری ربوده(!) و به نام خود تمام کرده. حتی ماجرای «اتاق امن زلزله» در دوران دولت نهم که پای «علی اکبر محرابیان» وزیر وقت صنایع دولت احمدی نژاد هم وسط ماجرا بود.

 


از این دست اتفاقات در کشورمان زیاد اتفاق می افتد. گرچه این ماجرا فقط به ایران ختم نمی شود و در تمام دنیا اتفاق می افتد. این وسط، موسیقی هم از این ماجرا دور نیست. حتما برای شما هم پیش آمده که موقع شنیدن آهنگی از خواننده محبوبتان(که اتفاقا ایرانی هم است!) ناگهان حس کرده اید که آهنگش برایتان آشناست و قبلا آن را، جایی شنیده اید. بعد وقتی به آرشیو آهنگ های خارجی تان که قبلا گوش کرده اید رجوع کنید، متوجه می شوید که این، همان آهنگ است فقط با صدایی ایرانی! تعجب نکنید. این اتفاق به وفور در ایران رخ می دهد. اینکه خواننده های معروف و غیر معروف ایرانی دست به استفاده از آهنگ های خارجی می زنند، اتفاق جدیدی نیست. تقریبا هر سال این اتفاق ها می افتد و کسی هم نیست که شکایتی کند و حرفش را پیش بکشد. گاهی فقط در بین خوره های موسیقی این حرف ها رد و بدل می شود و در همانجا هم می ماند. به بیان کلی تر کسی نیست که بخواهد این کارها را پیگیری کند و دنبال این برود که چرا فلان خواننده از فلان آهنگ خارجی استفاده کرد یا چرا فلان آهنگساز اسم خودش را پای یک کار خارجی ثبت کرد.


در حال رشد؛ چون قارچ!


اتفاقی که در حال وقوع است این است که در بعضی سریال ها و حتی فیلم ها از آهنگ هایی استفاد می شود که موسیقی فیلم های خارجی هستند یا آهنگ اورجینالش برای یکی از گروه های موسیقی آن ور آبی است. این ماجرا درباره آلبوم های منتشر شده از خواننده های وطنی هم صادق است. اگر اهل موسیقی گوش کردن باشید حتما موسیقی های پاپ شمال خاورمیانه و ترکیه را هم گوش کرده اید. اگر به آلبوم های داخلی نگاهی انداخته باشید حتما به شباهت عجیب آهنگ هایشان با آهنگ های ترکی و خاوری پی برده اید. آهنگ هایی که در بعضی مواقع برداشتی آزاد(!) از آهنگ های خارجی هستند. این اتفاق در میان خواننده های جوانی که به تازگی وارد دنیای خوانندگی پاپ می شوند شیوع بیشتری دارد. اگر به آثار پاپ خوان های داخلی دهه ۷۰ گوش کنید، لهجه ایرانی شان کاملا مشخص است. ولی امروزی ترها کمتر حس داخلی و ایرانی بودن را به شما منتقل می کنند.

 

 


بعضی از این آهنگ ها اقتباسی از کارهای خارجی است که در بعضی مواقع ادغامی از چند آهنگ است. گرچه این کار شاید کار سختی به نظر آید ولی بعضی خواننده ها این سختی را به جان می خرند تا اسمی برای خودشان دست و پا کنند. این آهنگ ها معمولا بعد از ادغام تنها سختی شان، تنظیم شان است. در بعضی از اینها تنها خلاقیتی که به کار رفته، تغییر در سازهاست. یعنی مثلا بخشی که در آهنگ اصلی با گیتار زده شده را اینجا با کیبرد می زنند. آهنگ دزدی قبلا هم وجود داشته ولی اینقدر اپیدمی نشده بود. می گویند اگر اشتباهی همه گیر شود قبحش می ریزد. این اتفاق برای دزدی آهنگ هم افتاده! این اتفاق فقط مختص امروزی ها نیست. گاهی اسم کسانی را به عنوان سرقت کننده آهنگ می بینم که واقعا تعجب برانگیز است.

یک نمونه اش، فیلم «نقاب» ساخته کاظم راست گفتار است که موسیقی اش عینا موسیقی یکی از فیلم های هالیوودی به نام Primal Fear است. جالب است که در قسمت آهنگساز این فیلم اسم کسی آمده که یکی از خوش نام ترین آهنگسازان کشور است. یا حتی موسیقی «مرد هزار چهره» ساخته مهران مدیری. بیایید بیشتر از این مثال نزنیم! از همه اینها که بگذریم سوال این است که آیا اینها برای شنونده های موسیقی شان، احترام قائل هستند یا نه؟ به هر حال درصدی از مخاطبان اهل موسیقی حرفه ای هستند و با شنیدن این آهنگ ها حس بدی به آنها دست می دهد. حس اینکه آیا واقعا این آلبوم برای ما جمع شده یا فقط محض این است که خواننده برای خودش نامی درست کند.


تغییر نام دردی را دوا نمی کند


اقتباس، کاور و یا دزدی، تقریبا معانی نزدیک به هم پیدا کرده اند؛ اقتباس در موسیقی به این شکل است که موزیسین با الهام گرفتن از موسیقی مشهوری که در گذشته ساخته شده، اثری جدید می سازد و در آن از موسیقی الهام گرفته شده، با تغییراتی اساسی استفاده می کند که بیشتر جنبه ادای احترام و ادب دارد. در اقتباس اجازه صاحب اثر الزامی است. کاور کردن فقط مختص موسیقی ای است که در آن آهنگی را بازخوانی می کنند که قبلا ضبط و اجرا شده است. آهنگ هایی که کاور می شوند، معمولا تنظیم متفاوت و جدیدی خواهند داشت، به طوری که به پایه آهنگ اولیه آسیب نرسانند. برای این کار هم اجازه صاحب اثر اصلی الزامی است.

 

 


اما داستان آنهایی که سرقت آهنگ می کنند داستان جدایی است. آنها آهنگ را برمی دارند، شعر دیگری روی آن می گذارند و در نهایت با دو، سه تغییر در نوع سازها، آن را می خوانند و جالب است که اسم کارشان را برای توجیه هم که شده، اقتباس یا کاور می گذارند! آن وقت تنها کاری که می کنند این است که در خوشبینانه ترین حالت و باحیاترین شان(!) اسم اصلی آهنگ یا سازنده آهنگ را پشت آلبوم منتشر می کنند و به اصطلاح، کار را برای خودشان قانونی و خودشان را از حرف و حدیث ها خلاص می کنند. این ماجرا فقط درباره خواننده های داخلی نیست. بسیاری از خواننده های فارسی زبان خارج از کشور هم از این کاورها(!) انجام می دهند و نام آهنگساز را به نام خودشان می زنند.

 

جالب است که تعداد اینها کم نیست. در خود آمریکا و کشورهای اروپایی هم این اتفاق می افتد ولی طبق قوانین با اجازه و آن هم واقعا به معنی واقعه کلمه، آهنگ را کاور می کنند. در بعضی از کشورهایی که قانون کپی رایت رعایت نمی شود هم مثل ایران این اتفاق می افتد. موسیقی چین هم مثل ایران دچار چنین ماجرایی است. اگر قرار باشد زمانی قانون کپی رایت در ایران هم رعایت شود شاید بسیاری از خواننده ها بیکار شوند!در میان تمام خواننده ها بعضی ها توانسته اند با یکسری کارهای به اصطلاح کاور(!) حسابی برای خودشان اسم و رسمی دست و پا کنند. اگر به جدول نگاه کنید حتما تعجب می کنید. نام کسانی در این جدول برده شده که برای بسیاری از مردم اسطوره به حساب می آیند! البته بعضی از این افراد ذکر کرده اند که آهنگ اصلی برای چه کسی است.

برگرفته از: تهران امروز
گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا
www.persianpersia.com/artandculture

مروری بر دیگر مطالب 'نقد آثار و منتقدین'

مطالب پیشنهادی:
تازه های نقد آثار و منتقدین