Thursday 5th of May 2016 | امروز ۱۳۹۵-ارديبهشت-۱۶

|پرتال فرهنگی اجتماعی پرشین پرشیا! | در باره ما | تماس با ما | تبلیغات

persianpersia.com


شباهت این بازیگران غیر قابل باور و غیرقابل انکار است!تصاویر

شباهت بازیگران,اخبار بازیگران


سلفی جواد نکونام در کنار سرباز فراری!عکس

جواد نکونام


واکنش عارف به انتشار عکس‌های منتسب به مینو خالقی

محمدرضا عارف


پاسخ حمید جبلی به درخواست فاطمه معتمدآریا

حمید جبلی


تست گریم جدید نیکی کریمی!عکس

نیکی کریمی


کاظمیان در اظهاراتی جنجالی درباره اولادی

خبرهای ورزشی,مهرداد اولادی


اعترافات تکان دهنده قاتل ستایش در برابر دادستانها

خبرهای اجتماعی,قاتل ستایش


خشونت خانگی، ر‌از مگوی زنان

خشونت خانگی و شکنجه بر علیه زنان


داشتن موهایی زیبا بعد از بیدار شدن از خواب

موهای زیبا پس از بیدار شدن از خواب


راه‌های آموزش پسران برای قبول مسئولیت‌های آینده زندگی

راه‌های آموزش پسرها برای قبول مسئولیت‌های آینده


استفاده از «گن های لاغری» موجب لاغری می شود؟

استفاده از گن های لاغری برای تناسب اندام


علل زود سفید شدن موها و جلوگیری از آن

سفید شدن مو,راههای جلوگیری از سفید شدن موها


چرا برخی از افراد بیشتر از سایرین رویاهایشان را به یاد می آورند؟

رویا دیدن,خواب دیدن


راز مادران خوش اندام پس از زایمان

تناسب اندام پس از زایمان




فرهنگ و هنر > ادبیات جهان >مقاله ای از «هارولد بلوم» درباره آنتون چخوف و آثارش

فرهنگ و هنر

جستجو در پرشین پرشیا با گوگل

 



 

تازه های فرهنگ و هنر



شباهت این بازیگران غیر قابل باور و غیرقابل انکار است!تصاویر

شباهت بازیگران,اخبار بازیگران



 ● پاسخ حمید جبلی به درخواست فاطمه معتمدآریا

 ● مهدی پاکدل چه کتابهایی را در اینستاگرام معرفی کرده؟

 ● فاطمه گودرزی در مورد جدائیش از تلویزیون میگوید!

 ● کارل پوپر:مدارا و مسئولیت ما روشنفکران

 ● حسن روحانی در افتتاح نمایشگاه کتاب: فضای پسابرجام با کتاب و تعمق به سرانجام می‌رسد

 ● دستمزد بازیگران سینما از نگاه لاله اسکندری

 ● درگذشت ناگهانی و تلخ فرزند استاد «حسن کسایی»

 ● آخرین وضعیت ممنوع الکارها و ممنوع التصویرها/تصاویر

 ● شهاب حسینی: نوجوانی‌ام با فیلم و موسیقی,شاید روزی در دانشگاه تهران...

 ● بازخوانی داستانِ لغو کنسرت «چرا رفتی» در هامبورگ در گفت‌وگو با کنسرت گذار

 ● «ژاکی» کندی را ترور می کند

 ● ستاره های جدید سینمای ایران را بشناسید/تصاویر

 ● حمله تند پرویز پرستویی نسبت به مسعود فراستی و افخمی!

 ● مارک یا فرهنگ؛ کدام را بر تن فرزندمان کنیم؟

 

 

 


ادبیات ایران


ادبیات فارسی و فصل بهار

نگاهی به بهاریه‌های شعر پارسی/لاله خونین کفن از خاک سرآورده برون

ادبیات ایران و نویسندگان مشهور,صادق هدایت و محمود دولت آبادی

نویسندگان سرشناس ایرانی در جهان,از دولت آبادی و هدایت تا...

غلامحسین ساعدی

نگاهی انسان شناختی به زندگی و آثار ساعدی+نامه ساعدی به همسرش

میلاد عظیمی

نیما، خانلری ، شفیعی کدکنی و باقی قضایا...!

فردوسی و ادبیات ایران

گذری در اندیشه های فردوسی و مهر چرخ پیر

ادبیات ایران,حافظ,آرامگاه حافظ

«بنده طلعت آن باش که آنی دارد» /شاعری در خانه همه

مهدی مجتبی,در باره مولانا و شمس

مولانا از شمس چه دید و چه شنید که این‌طور مجنون شد؟

ادبیات ایران,اخبار ادبیات ایران

پیام مولانا به همه انسان‌ها چیست؟

جمال میرصادقی داستان نویس

تجربه‌های داستان نویسی جمال میرصادقی از یک عمر نوشتن

جایگاه شادی در ادبیات فارسی کجاست؟

 

تازه های سبک زندگی



داشتن موهایی زیبا بعد از بیدار شدن از خواب

موهای زیبا پس از بیدار شدن از خواب


راه‌های آموزش پسران برای قبول مسئولیت‌های آینده زندگی

راه‌های آموزش پسرها برای قبول مسئولیت‌های آینده


کمک والدین به تمرکز بهتر کودکان پیش دبستانی

 کمک به تمرکز کودکان پیش دبستانی


استفاده از «گن های لاغری» موجب لاغری می شود؟

استفاده از گن های لاغری برای تناسب اندام


15 مدل شیک ترین دکوراسیون دیوار پشت تلویزیون/تصاویر

دکوراسیون پشت دیوار تلویزیون


12 توصیه به خانمها برای زیبایی بدون آرایش

هنر زیبایی صورت بدون آرایش


ست کردن کت و شلوار رنگی تکی برای آقایان/تصاویر

راهنمای ست کردن کت و شلوار آقایان,ست کردن کت و شلوار تکی رنگی آقایان


اعتیاد به خرید را با این ترفندها از سرتان بیاندازید!!

مبارزه با اعتیاد به خرید


برای پولدار شدن چه کارهایی باید بکنیم؟!

راههای پولدار شدن


تاثیر فرزندسالاری بر خانواده و درمان آن!

فرزندسالاری و راههای مبارزه با فرزند سالاری



 ● اشتباهاتی در پوشش و آرایش که شما را مسن تر نشان میدهد

 ● بزرگترین اشتباهات مردان در زندگی مشترک!

 ● از بین بردن بوی بد سرویس بهداشتی با 5 روش موثر

 ● قانونی برای خانمها جهت ورود به قلب همسر نفوذ ناپذیر!

 ● 10 توصیه برای انتخاب رنگ دیوار منزل

 ● آثار کتک زدن و تنبیه بدنی کودک

 ● والدین!کودک خود را بدون تنبیه و خشونت تربیت کنید

 ● زدن رژ گونه برای 4 مدل صورت گرد، بیضی، مستطیل و قلبی/تصاویر

 ● چرا تنبیه بدنی روش کارآمدی در تربیت کودکان نیست؟

 ● شیک پوشی آقایان با این اشتباهات خانمها را فراری میدهد!

 ● 4 روش برای برخورد با افراد یکدنده و بدقلق

 ● نازِ دختران ایرانی کم و نیازشان زیاد شده؟!

 ● تاثیرات مثبت و منفی انیمیشن ها روی کودکان/نقش والدین

 ● 6 روش فر کردن مو در خانه سریع و ساده/تصاویر

 ● ۵ اشتباه بزرگ فروشنده، که مشتری را فراری می دهد

 

 

از گوشه و کنار ایران وجهان



واکنش عارف به انتشار عکس‌های منتسب به مینو خالقی

محمدرضا عارف


تست گریم جدید نیکی کریمی!عکس

نیکی کریمی


سرنوشت جیسون رضائیان در آمریکا چه شد؟

جیسون رضائیان


الیکا عبدالرزاقی در کنار هدیه تهرانی سال 84/اونموقع چقدر زشت بودم!عکس

الیکا عبدالرزاقی


دادستان تهران: زیبنده نیست مرگ ورزشکار ما نتیجه مشروبات الکلی باشد

خبرهای جالب


باراک اوباما و همسرش در قصر "کنزینگتون" و دیدار با نوه ها و نتیجه ملکه/تصاویر

خبرهای جالب,باراک اوباما و همسرش


بهاره افشاری و بهرام رادان در کافه بهاره رهنما!تصاویر

بهاره رهنما


طناز طباطبایی در جدیدترین مصاحبه خود از علاقه اش برای ازدواج کردن گفت

طناز طباطبایی از ازدواج میگوید


عکس نیکی کریمی و پدرش+پیام او برای روز پدر

خبرهای جدید,نیکی کریمی


موضع دولت در قبال 7 هزار نیروی نامحسوس گشت ارشاد و یک علامت سوال بزرگ

خبرهای جالب


وضعیت بیماری MS آتنه فقیه نصیری بازیگر شمعدونی

آتنه فقیه نصیری ، بیماری آتنه فقیه نصیری ، بيماري اتنه فقيه نصيري


بازیگران زن در یک فروشگاه لوازم آرایشی! از هانیه توسلی تا... تصاویر

خبرهای جالب از هنرمندان و بازیگران


کاریکاتور/ واکنش ظریف به سعید جلیلی!

خبرهای جدید,کاریکاتور ظریف و جلیلی


جین فوندا:هیلاری کلینتون رییس‌جمهور شود خشونت به وجود می‌آید

جین فوندا


از کرامات شیخ ما این است!

خبرهای جالب,سعید جلیلی



 ● بازیگر زن سریال ساختمان پزشکان نیز کشف حجاب کرد و به جم پیوست! عکس

 ● محمد بحرانی صداپیشه جناب خان و همسرش مهناز!عکس

 ● عکس جدید مهدی سلوکی در کنار همسرش

 ● 4 چالش روحانی در انتخابات سال 96 ریاست جمهوری/ آیا او دوباره کاندید میشود؟!

 ● نقاشی بی نظیر بزرگمهر حسین پور در تعریف مادر

 ● معروف ترین بازیگرانی که در سال 94 ازدواج کردند!تصاویر

 ● راز مثلث برمودا کشف شد!

 ● فعالیت الناز حبیبی به عنوان مانکن تبلیغاتی! عکس

 ● تبلیغ سحر قریشی برای یک کافی شاپ! عکس

 ● فرهاد مجیدی در کنار بهروز وثوقی! +عکس

 

 

 

 

ادبیات جهان

 

مقاله ای از «هارولد بلوم» درباره آنتون چخوف و آثارش

 


متن حاضر از مجموعه مقالاتی درباره «آنتون چخوف» انتخاب شده است، یکی از بی شمار مجموعه هایی که «هارولد بلوم» دبیری آنها را برعهده داشته. بلوم رسم دارد که خود مقدمه ای بر این مجموعه ها بنویسد، حال این ترجمه همان مقدمه که مترجم عنوانی هم بر آن گذاشته است.

 

۱- بهترین منتقدان چخوف در این باره هم عقیده اند که او ذاتا یک درام نویس است حتی وقتی داستان کوتاه می نویسد. کنش در نمایشنامه های او بی نهایت فکرشده و مطلقا گریزناپذیر است، داستان های او نیز به روشی که کاملا خاص چخوف است دراماتیک هستند. «دی.اس.میرسکی» در اثر راهگشای خود، «تاریخ ادبیات روس»، با لحنی موکد به «فقدان کامل فردیت در شخصیت های او و در شیوه سخن گفتن آنها» اشاره می کند. اظهارنظر میرسکی ناعادلانه به نظر می رسد، اما منتقدی که چخوف را به زبانی غیر از روسی خوانده است نمی تواند در آن چون و چرا آورد، زیرا میرسکی به علاوه روسی، چخوف را هم متهم کرده است:

 

روسی او خالی از رنگ و فاقد فردیت است. او هیچ احساسی به کلمات ندارد. هیچ یک از نویسندگان روسِ هم طراز او این چنین به زبانی بی روح و خالی از سرزندگی ننوشته اند. همین ویژگی، ترجمه آثار چخوف را (به استثنای تلمیحات نوعی، اصطلاحات فنی و تکیه کلام های گهگاهی) بسیار آسان می کند. در میان تمام نویسندگان روس، ترجمه آثار او را با کمترین ترس از بی وفایی مترجمان می توان خواند.

 

 

مشکل بتوان باور کرد که اشاره میرسکی به زبان چخوف کمکی به توضیح این همه سال محبوبیت آثار او در زمینه ادبیات نمایشی، در میان دست اندرکاران تئاتر در کشورهای انگلیسی زبان، یا داستان های او در میان انگلیسی خوانان بکند. چخوف، همان طور که میرسکی می گوید، در شیوه ای خاص از بازنمایی، قدرتمند و یگانه است: «هیچ نویسنده ای نتوانسته در نمایش انزوای بی گریز انسان و متقابلا ناممکن بودن فهم یکدیگر، از او پیشی گیرد.» میرسکی این را در ۱۹۲۶، احتمالا بی خبر از وجود «کافکا» و پیش از ظهور «بکت»، نوشت اما بازنمایی بکت و کافکا به خواب و خیال و تصاویر وهم گون پهلو می زند. چخوف انگار واقعیت ساده تر و در دسترس تر، اما نه به هیچ رو خام تری را بازنمایی می کند.

 

بهترین نکته ای که درباره چخوف خوانده ام، سخنی از «گورکی» است که نه به آثار او، که به خود او اشاره دارد: «من گمان می کنم در حضور «آنتون پاولوویچ» همه در خود میلی ناخودآگاه به ساده تر بودن، صادق تر بودن و در یک کلام خود بودن احساس می کردند.» این همان تاثیری است که خواندن دوباره «دانشجو» یا «بانو با سگ ملوس»، یا حضور دوباره در اجرایی از «سه خواهر» یا «باغ آلبالو»، بر من می گذارد. نمی خواهم بگویم چخوف ما را آدم هایی بهتر می کند، اما تا حدی ما را به فکر می اندازد که ایکاش بهتر از این بودیم. چنین میلی، با وجود سرکوب شدنش، در نظر من پدیده ای زیباشناختی جلوه می کند تا اخلاقی. چخوف با ژرف نگری هنرمندانه خود به سادگی به ما می آموزد که ادبیات شکلی از میل و شگفتی است و نه شکلی از خیر.

 

 

 

۲- «مرغ دریایی»، به عنوان نسخه ای مدرن از «هملت»، «هنری چهارمِ» پیر اندللو و حتی «دست آخر» بکت را جا می گذارد، اما تنها به این دلیل که «هملت»اش به طرز بسیار نومیدکننده ای ضعیف است. منظورم این نیست که «مرغ دریایی» اثری هم ردیف «دست آخر» یا حتی «هنری چهارم» است؛ نه نیست و از میان چهار نمایشنامه اصلی چخوف، به نظر من این یکی، از همه ضعیف تر و مصنوعی تر است. اما بهره گیری اش از «هملت» هوشمندانه و تاثیرگذار است و، با وجود محدودیت هایش، کمدی ای که بهتر از آن باشد کمتر به روی صحنه آمده یا هنوز شوخ طبعی خود را حفظ کرده است.

 

در یکی از آیرونی های ترسناک چخوف، «تریگورین» در نقش مضحکه ای از خودِ چخوف ظاهر می شود. بعید است کسی بداند که کدام یک از آنها شوخ طبع تر، به نحو شرم آوری فریبکارتر و درنهایت خودفریب ترند، رمان نویس یا بازیگر زن. کار تریگورین با بهره مند شدن از پیشنهاد ساده اما خالصانه نینا، برای ویران کردن او آغاز می شود، در حالی که هم او، هم آرکادینا و هم ما، می دانیم که تریگورین به هر حال آن را قبول خواهد کرد. همین باعث می شود که احتیاط های او به چشم ما زننده اما خوشمزه بیایند: «چرا در ندای او که روحی چنین ناب دارد، این همه آوای اندوه می شنوم؟

 

چرا از شنیدن آن این همه درد بر قلبم چنگ می اندازد؟» اما از این هم بهتر وقتی است که خطاب به آرکادینا می گوید: «اگر می خواستی می توانستی فوق العاده باشی.» و باز هم بهتر، قهقهه سنگدلانه ناشی از دیالوگ هایی است که پس از زانو زدن آرکادینا در مقابل تریگورین رد و بدل می شوند، همراه با اطمینان دادن آرکادینا به تریگورین که او «تنها امید روسیه» است و نویسنده مطیع که با گفتن این کلمات از هم می پاشد: «مرا بگیر، همراه خودت ببر، اما اجازه نده حتی یک قدم از تو دور شوم.» این زیبایی ها چه اینجا و چه در هرجای دیگر این اثر به هم می آیند و چخوف به جای اینکه آشکارا این آدم های فوق العاده جذاب را به قالب روابط خودش با بازیگران زن مختلف درآورد، با آنها به عالی ترین کمدی دست یافته است.

 

«مرغ دریایی»، هرجا که کمدی خالص است، در نظر من باشکوه جلوه می کند. بدبختانه دو فاجعه زیباشناختی دارد، یکی «کنستانتین» بداقبال، نویسنده بد و پسر مامان، که آنقدر خودکشی اش را عقب می اندازد تا پایان نمایشنامه سر برسد و دیگری بازیگر بااستعداد «نینا»، قربانی بیقرار تریگورین، که عهدهای بی پایانش از سر خوش طینتی همیشه مرا بر آن داشته اند که آرزو کنم ایکاش کارگردانی پیدا بشود که لابه لای دیالوگ های او از یکی دو نفر بخواهد این آهنگ «نوئل کوارد» را به آواز بخوانند: «نذار دخترت پاش به صحنه برسه، خانم وُرتینگتون – نذار دخترت پاش به صحنه برسه!» هرکسی می تواند بفهمد که چخوف قصد داشت با نینا چه کند و «ایبسن» شاید از آن قسر در رفته باشد، اما چخوف آنقدر کمدی نویس خوبی بود که بازنمایی خودش از ایده آلیسم نینا را خراب نکند. با این حال، این کاملا او و ما را از شنیدن شعارهای نینا معاف نمی کند: «یاد می گیری که چطور صلیبت را به دوش بکشی و ایمان داشته باشی.» چخوف، باهوش ترین نویسندگان، هرگز این خطا را در نمایشنامه هایش تکرار نکرد.

 

 

 

۳ -«اریک بنتلی» در مقاله ای درخشان، مشاهدات خود درباره «دایی وانیا» را این طور روی کاغذ آورده است: «آنچه باعث می شود آثار چخوف در زمینه ادبیات نمایشی تا این اندازه بی شکل به نظر برسند در همان ابزاری پنهان شده است که او به کمک آن به شکلی سفت و سخت دست می یابد؛ یعنی همین زنجیره چای نوشیدن ها، آمدن ها و رفتن ها، وعده های غذایی، رقص ها، دورهم نشینی های خانوادگی و گفت وگوهای تصادفی و بی قصدی که نمایشنامه های او را تشکیل داده اند.» این نوع بی شکلی که فقط درظاهر بی شکلی است، همان طور که بنتلی در ادامه مقاله خود به آن اشاره می کند، چخوف را در طبیعی کردن (naturalizing) گفت وگوهای غیرواقع گرایانه ای چون نطق های طولانی و «سولی لوکی ها حدیث نفس می کنند» یاری می رساند، گفت وگوها هنگامی بر زبان می آیند که دیگران نیز بر صحنه حاضرند ولی مورد خطاب واقع نمی شوند. «طبیعی کردن امر غیرواقع گرایانه» درحقیقت خلاصه هنر چخوف در ادبیات نمایشی است، غیراز این نکته که ژرف نگری چخوف همواره بر آن است که به ما یادآوری کند «امر واقع گرایانه» تا چه حد به واقع ناآشنا (strange) است. اما یک نفر هم ممکن است، کاملا ساده دلانه، جسارتی به خرج دهد و بگوید که قدرت آنتون چخوف در انتقال این حس به ماست که هربار داستانی از او می خوانیم یا اجرایی از نمایشنامه های او می بینیم، خیال می کنیم این دیگر همان حقیقت وجودی ماست که آشکار شده. تو گویی چخوف همّ خود را بر تکذیب این اعلامیه نیچه گذاشته بود که ما به هنر چنگ می اندازیم تا مبادا حقیقت هلاک مان کند.

 

 

گمان می کنم که «دایی وانیا»، مثل «مرغ دریایی»، می تواند هر کارگردانی را احیا کند. مخاطب همان چیزی را کشف می کند که وانیا و سونیا و حتی آستروف کشف می کنند: درون وجود معمولی ما وحشتی حقیقی نهفته است و ما به وجود آن اعتراف می کنیم تا مبادا دیوانه شویم یا خشونت بورزیم. نطق پایانی تلخ سونیا را نه می توان پذیرفت و نه فراموش کرد. همین پایان بندی ما را به فکر فرو می برد که چرا در حالی که عنوان فرعی «مرغ دریایی» و «باغ آلبالو»، کمدی در چهار پرده است و عنوان فرعی «سه خواهر»، درامی در چهار پرده، «دایی وانیا»، اثری که در آن کل زندگی جز همچون زیستن برای دیگری عرضه نمی شود، چنین عنوان فرعی آیرونیکی دارد: «صحنه هایی از یک زندگی روستایی در چهار پرده».

 

 

 

«سربریاکف» بازنمایی موثر هرچند ساده سازی شده ای از کودنی، خودستایی، جهل و همه خصوصیت های دیگری است که در سرتاسر جهان به عنوان دشنام برای اساتید دانشگاه به کار می روند. بار دیگر با قدرت یگانه زرادخانه آیرونی های چخوف مواجه شده ایم؛ خصوصیات معنوی و فکری نازل پروفسورند که کمک می کنند آگاهی روشن و قابل فهمِ وانیا و سونیا، آستروف و یلنا و نیز طیفی از عواطف بااهمیت برملا شوند، برملا شدنی که البته تنها حاصلش برای همه آنها بدتر شدن زندگی ای است که خود به قدر کافی بد بود. تو سرانجام حقیقت را خواهی دانست و حقیقت تو را بیزار خواهد کرد – این را شاید بتوان آموزه آنتون چخوف به شمار آورد، غیراز این نکته که نابغه افسرده ما، بر شاد بودن پای می فشارد.

 

چنانکه بنتلی می گوید، سرنوشت شما نامعلوم است چراکه چخوف حقیقت را در این می بیند. بالاترین ستایشی که در حق «دایی وانیا» می توان کرد این است که بهره ای از جنون هنر والا دارد؛ توصیف کردن آن به این معناست که باور داریم حضور در اجرای آن یا خواندن آن، افسرده مان خواهد کرد، اما منزلت زیباشناختی آن تاثیری بس متفاوت برجا می گذارد، تاثیری غم انگیز اما نیرومند، همچون مرثیه ای برای زندگی بی پیرایه. اگرچه «دایی وانیا» از همان نظم «سه خواهر» و «باغ آلبالو» برخوردار نیست، اما از «مرغ دریایی» سبقت می جوید و همچنان فناناپذیر است.

 

۴- «سه خواهر» به چشم من نیز، همچون بسیاری از خوانندگان، شاهکار چخوف می آید. حتی می شود آن را مقدمه ای بر کار او در «باغ آلبالو» و داستان های فوق العاده ای مانند «عزیزم»، «بانو با سگ ملوس» و «اسقف» دانست. «سه خواهر» حتی تلخ تر از «دایی وانیا» است، اما در این تلخی زندگی باورتر است. هاوارد ماس، در مقاله ای درباره سه خواهر که به نحوی غریب لحنی چخوفی دارد، همان ابتدا می نویسد «ناتوانی از کنش، تبدیل به کنش سراسری نمایشنامه می شود». این مرا یاد سنتی خاص در تراژدی می اندازد، سنتی که «پرومته در زنجیر» اشیل و «کتاب ایوب» را دربر می گیرد و از ایوب به «سامسون» میلتون و «چنچی» شلی ارث می رسد. از آنجا که «سه خواهر» تراژدی نیست بلکه تعمدا یک «درام» است که به ژانری تعلق ندارد، تاثیری که پایان نمایشنامه بر ما می گذارد، گیج کننده است، گونه ای ابهام چخوفی به نظر می رسد.

 

 

ارتباطی که ماس میان «سه خواهر» و «هملت» برقرار می کند، آن را بیشتر از «مرغ دریایی» متأثر از نمایشنامه شکسپیر نشان می دهد، هرچند در دومی استفاده از «هملت» موکدتر است. الگا، ماشا و ایرنا، سه خواهر چخوف، همراه با برادرشان آندری، نوعی پارودی چهاروجهی از شاهزاده دانمارک می سازند. ماس به درستی اشاره می کند که الگا از دو خواهر دیگر کمتر رغبت انگیز است، اما فقط به این دلیل که ماشا و ایرنا بسیار جذاب هستند و بیش از الگا در خانه، در آن قلمرو که اروس بر آن حکم می راند، به سر می برند. با این حال، الگا نیز برای خوانندگان و تماشاگران تئاتر از جذابیت های خاص خود برخوردار است. او، هم نقشی مادرانه برعهده می گیرد و هم به تدریج شکننده تر می شود، گویی تجسم خیر است اما نمی تواند از وجود آن، چه در خودش و چه در دیگران، دفاع کند.

 

ماشا، در نوع خود سلیطه ای ایبسنی است، کسی که ستایش ما را برمی انگیزد و همه را، چه بر صحنه و چه در میان تماشاگران، بیش از آنچه انتظار دارند در حقیقت سهیم می کند. شکی نیست که او از سر عاشقش زیاد است، یعنی وُرشینینِ ضعیف اما خیالباف که انگار یکی دیگر از سلف پرتره های بی شرم چخوف است. ما چیز زیادی از نویسندگان بزرگ اعصار قدیم نمی دانیم، اما آنچه از غول هایی مانند «میلتون» و «وردزورث» می دانیم هم باعث نشده که عاشق آنها شویم. چخوف، در میان همه نویسندگان بزرگ، از همه انسان تر به نظر می رسد و این خصوصیتی است که به سختی می توان از روی خودبازنمایی های متعدد او به آن پی برد.

 

 

ماشا از ایرنا پیچیده تر است اما هر دو به یک اندازه سرزنده اند. اما آنچه بیش از همه از ایرنا در خاطر ما مانده، استعاره خوفناک اوست که در آن خود را به پیانوی بسته ای تشبیه می کند که کلیدش را گم کرده است. «ایرنا» بسیار جوان است، اما گذر عمر نیز او را به غالب شدن بر اندوهی که بارها رنجش داده یاری نمی رساند. او حتی اگر به مسکوی رویاهایش می رسید، باز دلش در آنجا گشوده نمی شد. ایرنا، یاد مادر را در نمایشنامه زنده می کرده و بعد، او که زیاده در رویا به سر می برد، جای مادر مرده را می گیرد، هرچند اگر این طور نمی شد به طرز عجیبی با او بی ارتباط می نمود. و اما آندری، او از خواهرانش کوچکتر است، دوستدارِ هنری خوش قلب و برای زن تندخوی خود یک قربانی رام. با این حال، اگر ماشا عضو متفکر خانواده است، ایرنا عضو رویابین و الگا تجسم رأفت و مراقبت مادرانه هستند، او نیز عضو هنرمند خانواده است. هرچهار نفر آنها محکوم به شکست، هرچهار نفر سزاوار عشق، دوستدار فرهنگ، مهرورزی و معنویت. خلاصه این چهار عضو خانواده پروزورف برای شکستن قلب هر تماشاگری کفایت می کنند.

 

هملت، به ویژه در پرده پنجم، ورای عشق ما و شاید حتی استعلایی ترین ادراکات ماست. رنج خواهرها ما را بی اندازه تحت تاثیر قرار می دهد زیرا، برخلاف هملت، آنها هنوز در محدوده این عالم امکان می گنجند. افسوس که خودشان نمی توانند یاد بگیرند که چطور فارغ از رویاهاشان در این عالم زندگی کنند. علت ناامید شدن خواهرها از خودشان برای ما مثل یک معما باقی می ماند و نیز علت ناتوانی آنها از مقاومت در برابر ناتاشا، زن برادر تاراجگرشان. ماس، بار دیگر با لحنی که بیش از خود چخوف، چخوفی است، اصرار می کند که خواهرها نجات یافتگانند و نه بازندگان، زنده تر از آنند که یکسر فانی باشند:

 

«شاید آنها در زندگی دچار پژمردگی شوند، ولی در هنر از مردن سر باز می زنند، آنهم با تداومی عجیب – چنین آیرونی فقط نصیب نمایشنامه های خوب می شود، زیرا فقط بر صحنه است که نوع بشر به تمامی بازنمایی شده و قابل بازنمایی است.» چخوف با این حرف موافق بود ولی ماس خودش خوب می دانست که «تولستوی» نه. ماس زاریدن خواهرها بر اینکه به قدر کافی نمی دانند را حمل بر سکون آنها می کند و نیز بر ناتوانی آنها از اینکه جایی دیگر باشند، آدم هایی متفاوت باشند، در مسکو باشند، یا در جهانی با چشم اندازی گشوده. نمایشنامه چخوف آنقدر عمیق است که من خیال می کنم حق با خواهرهاست. آنها تجسم حقیقت اند اما نمی توانند از آن آگاه شوند، اما اوضاع می توانست از این هم بدتر باشد. آنها زندگی را از سرمی گیرند در حالی که، برخلاف وانیا، ناامید نیستند.

 

 

۵- بافت «باغ آلبالو» در قیاس با بافت «سه خواهر» خیلی کمتر پیچیدگی دارد، اما همانند آن نمایشنامه بزرگ، این یکی هم به هیچ ژانری تعلق ندارد حتی اگر خود چخوف بر عنوان فرعی نمایشنامه اش اصرار ورزد: «کمدی در چهار پرده». نیت چخوف هرچه بوده باشد، ما که این نمایشنامه را امروز می خوانیم یا اجرایی از آن را می بینیم احساس مان به این سمت وسو کشیده می شود که در آن گونه ای مرثیه شبانی مولف را برای خود و برای جهان خود بجوییم. عناصر قدرتمندی از فارس (مضحکه) در «باغ آلبالو» حاضرند و لوپاخینِ تاجر هرچند واجد پیچیدگی هایی است، اما می توانست تماما برازنده یک فارس خالص باشد.

 

اما پروتاگونیست شاخص و مشتاق به فنای نمایشنامه، لیوبف آندری یونا رانفسکایا، هم او که محکوم به باختن باغ آلبالو شده است، قهرمانی با اندوه متراکم، استیلیزه و با این حال متحرک، کسی است که نمایشنامه را از اینکه فارس یا کمدی باشد دور نگاه می دارد. «باغ آلبالو» تاملی شاعرانه است – خوب، حق با شماست، از هر جهت «تئاتری» است اما، به قول فرانسیس فرگوسن، یک شعر تئاتر است. در هر صورت، ژانر در مورد چخوف یک نکته انحرافی است، زیرا همچون شکسپیر او توانایی خاصی در بازنمایی تغییر، یا حتی تغییر قریب الوقوع، داشت و ارایه تصویری دراماتیک از یک تصادم یا گذار به ناچار در ماهیت چیزی سهیم می شود که «ویلیام امپسون» به خوبی آن را «به هدف زدن» نامید.

 

چخوف البته چندان تمایلی به هدف یا تغییر به طور کلی ندارد، به همین دلیل است که من بسیار تحت تاثیر این جمله فرگوسن قرار گرفتم: «شعر تئاتری درباره رنج های تغییر». اندوه تغییر در این نمایشنامه به نحو عجیبی با اندوه سکون در «سه خواهر» شباهت دارد، بنابراین پرواضح است که منظور از «تغییر» در درام چخوف چیزی تا این حد عامیانه یا تنزل یافته مانند تغییر اجتماعی و اقتصادی نیست، بیایید این دگرگونی های سیاسی را کنار بگذاریم. «لوپاخین» نیز پیش از اینکه نمایشنامه به آخر برسد، به مانند «لیوبف» شخصیتی آکنده از اندوه شده است.

 

لیوبف راست می گوید که زندگی اش فاجعه ای مدید بوده است: شوهری الکلی که از فرط نوشیدن، مرد؛ رابطه عاشقانه ای طولانی با مردی رذل که او را چاپید و رها کرد؛ غرق شدن پسرکش؛ به حراج گذاشته شدن ملک آبا و اجدادی اش. اما لوپاخین، برخلاف بانوی خودویرانگر و افسونگرش، همچون قهرمانی جان سخت و مردی خودساخته می نماید. او که فرزند یک موژیک بوده بیرحمی قابل توجهی در نهاد خود دارد، اما به لیوبف احساسی عمیق دارد، به او که می توانیم گمان کنیم تاابد عشق خواهد ورزید، عشقی یکسر ناامید. از طرفی، خود ما هم عاشق اوییم، عاشق این زن باشکوه و خانه به دوش، این بازنمایی همدلی آور اندوه در مقیاسی کهن، بزرگ و والا. آنتون چخوف، این دلباخته زن ها، در مرثیه ای که برای خود سرود زنده ترین بازنمایی اش از تجسم امر والا را در وجود لیوبف به ما عطا کرده است.

 

 

با این حال، لوپاخین حتی از لیوبف هم جالب تر است و شاید ما را قادر به مواجهه با اندوهی عمیق تر کند. اگر «باغ آلبالو» را بتوان از یک وجه، پیشرفتی نسبت به «سه خواهرِ» حیرت انگیز به حساب آورد؛ این است که چخوف در شاهکارش مجبور بود ناتاشا را همچون شخصیتی بسیار منفی به ما عرضه کند.

 

من با این نظر «رابرت براستاین» موافق نیستم که پیروزی ناتاشا «غلبه شر محض» است، یا این گفته اش که او «عاری از هرگونه خصلت رهایی بخش است». برخلاف خواهرها که نیروی حیاتی شان تحلیل می رود، ناتاشای بی فرهنگ است که حیات پروزورف ها را امتداد می دهد؛ اوست که با بچه هایش بر جمعیت خانه می افزاید، هرچند معلوم نیست که این بچه ها مال خود پروزورف اند یا آن عاشق دیگر ناتاشا در بیرون صحنه، یعنی پروتوپوپوف، که نام معرکه اش از روی نام منتقدی ادبی در همان زمان برداشته شده که چخوف از او بیزار بود.

 

در هر صورت، لوپاخین ناتاشا نیست؛ او موجودی شر نیست بلکه مردی نیک است، حتی اگر دلقک وار و زمخت جلوه کند. و در این ترکیب پیچیده نیرو و نوستالژی در وجود او، در این مهارتش در عملگرایی و حرمتی که، توأم با نوعی بیم، برای لیوبف باشکوه قایل است جدا، چیزی شکسپیری نهفته است. هرگونه تلاش برای توصیف اثرات زیباشناختی «باغ آلبالو»، درست به مانند جرئت کردن برای تحلیل غنای به ظاهر بی دلیل «سه خواهر»، نومیدکننده خواهد بود. چخوف در بهترین نمایشنامه های خود، گونه ای شعر برای تئاتر نوشته که متکی به چشم اندازهایی هستند که پیش از او گشوده نشده بودند. کافی است پایان مشهور اما تلخ و زهردار پرده سوم را به یاد آوریم، همان لحظه باشکوه برای لوپاخین که هنرمندی بازیگری فوق العاده را می طلبد.

 

چخوف این نقش را برای «استانیسلاوسکی» نوشته بود اما او از ایفای آن سر باز زد. «چارلز لاوتون» آن را در ۱۹۳۳ در لندن بازی کرد و من هر بار که این نمایشنامه را می خوانم تصویر او در ذهنم نقش می بندد. می توانید او را مجسم کنید که چطور از پس اداره این همه چرخش تناقض آمیز اما متقاعدکننده در نقش لوپاخین برمی آید، چرخش از این دیالوگ: «دسته موزیک، بنوازید!» به ملامتی که با خشونت اما از سر دلسوزی نثار لیوبف غمناک اشک ریز خود می کند، تا آنجا که اشک خودش هم سرازیر می شود و با آهی عمیق می نالد «آخ، کاش این دوران هرچه زودتر سر آید، کاش می توانستیم شتاب کنیم و این طرز ناخوش و درهم برهم زندگی مان را تغییر دهیم.»

 

 

 

او نمی تواند تغییری را که می خواهد به دست آورد نمی تواند با لیوبف ازدواج کند، لیوبف تا ابد بر او سر خواهد بود و خروج دلقک وارش («خسارت همه را می پردازم!») بعد از اینکه ما به دلداری های بیهوده و خودفریب اما خالصانه آنیا به مادرش گوش می کنیم، هنوز به تلخی در فضا طنین می اندازد. اینجاست که می فهمیم چرا چخوف در نامه هایش لوپاخین را فردی صادق و شریف توصیف کرده و نیز فردی که فریاد نمی کشد. چخوف با تغییر مواجه می شود، آن را انسانی می کند و هنوز در حال انسانی کردن ماست.

 

 

 

   ترجمه:مهدی امیرخانلو

گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا

www.persianpersia.com/artandculture

 

روزنامه شرق :منبع
Friday 21st of September 2012 11:31:17 ________ ۱۳۹۱-شهريور-۳۱

'مروری بر مطالب مفید و جالب 'ادبیات جهان

 

کاربران گرامی,کانال رسمی پرشین پرشیا در تلگرام راه اندازی شده,با کلیک بر روی لینک زیر به ما بپیوندید.

https://telegram.me/persianpersia

لوگوی تلگرام

 

 

 

 


مطالب پیشنهادی:

توصیه گونترگراس 80 ساله به جوان‌ها


آشنایی با مکاتب ادبی-نمادگرایی (سمبولیسم)


«پرتقال کوکی» نوشته آنتونی برجس، یکی از جنجالی‌ترین رمان‌های قرن به زودی 50 ساله می‌شود.


عبدالعلی دستغیب:تی.اس.الیوت؛ شعر و زندگی


درباره آناماریا ماتوته، بانوی داستان‌نویسی اسپانیا


کالبدشکافی زخم‌های روح رابیندرات تاگور


خلاصه و نقدی بر رمان "موش ها و آدم ها" اثر جان اشتاین بک


امپراطوران ادبیات روم باستان


نگاهی به رمانهای کلاسیک رمانتیک که همچنان طرفدار دارند



 

تئاتر

رادیو و تلویزیون

اندیشه

سینمای جهان

سینمای ایران

موسیقی ملی

هنرهای تجسمی

عکاسی

ادبیات ایران

ادبیات جهان

کتاب و نشر

تاریخ و تمدن ایران

تاریخ وتمدن جهان

فرهنگ

صنایع دستی

اخبار فرهنگی هنری

مشاهیر فرهنگ و هنر ایران

مشاهیر فرهنگ و هنر ایران

 


 

 

گوش کنید به موسیقی در آرشیو موسیقی پرشین پرشیا

 


آخرین های سایت


شباهت بازیگران,اخبار بازیگران

شباهت این بازیگران غیر قابل باور و غیرقابل انکار است!تصاویر



جواد نکونام

سلفی جواد نکونام در کنار سرباز فراری!عکس



محمدرضا عارف

واکنش عارف به انتشار عکس‌های منتسب به مینو خالقی



حمید جبلی

پاسخ حمید جبلی به درخواست فاطمه معتمدآریا



مهدی پاکدل

مهدی پاکدل چه کتابهایی را در اینستاگرام معرفی کرده؟



اخبارفرهنگی,اخبار بازیگران,گودرذی

فاطمه گودرزی در مورد جدائیش از تلویزیون میگوید!



کارل پوپر,فلسفه و اندیشه

کارل پوپر:مدارا و مسئولیت ما روشنفکران



نمایشگاه کتاب تهران

حسن روحانی در افتتاح نمایشگاه کتاب: فضای پسابرجام با کتاب و تعمق به سرانجام می‌رسد



لاله اسکندری

دستمزد بازیگران سینما از نگاه لاله اسکندری



نیکی کریمی

تست گریم جدید نیکی کریمی!عکس



خبرهای ورزشی,مهرداد اولادی

کاظمیان در اظهاراتی جنجالی درباره اولادی



خلیل کسایی

درگذشت ناگهانی و تلخ فرزند استاد «حسن کسایی»



خبرهای اجتماعی,قاتل ستایش

اعترافات تکان دهنده قاتل ستایش در برابر دادستانها



خشونت خانگی و شکنجه بر علیه زنان

خشونت خانگی، ر‌از مگوی زنان



موهای زیبا پس از بیدار شدن از خواب

داشتن موهایی زیبا بعد از بیدار شدن از خواب



راه‌های آموزش پسرها برای قبول مسئولیت‌های آینده

راه‌های آموزش پسران برای قبول مسئولیت‌های آینده زندگی



 کمک به تمرکز کودکان پیش دبستانی

کمک والدین به تمرکز بهتر کودکان پیش دبستانی



استفاده از گن های لاغری برای تناسب اندام

استفاده از «گن های لاغری» موجب لاغری می شود؟



ادویه ترشی چیست,طرز تهیه ادویه ترشی,ادویه ترشیجات

طرز تهیه ادویه ترشی برای انواع ترشیجات



سفید شدن مو,راههای جلوگیری از سفید شدن موها

علل زود سفید شدن موها و جلوگیری از آن



رویا دیدن,خواب دیدن

چرا برخی از افراد بیشتر از سایرین رویاهایشان را به یاد می آورند؟



تناسب اندام پس از زایمان

راز مادران خوش اندام پس از زایمان



بیماریهای کودکان در فصل بهار

کودکان و بیماری های فصل بهار



ورزش و سلامتی بدن,کارهای بعد از ورزش سنگین

9 کاری که باید پس از هر ورزش برای مراقبت بدن انجام دهید



مراحل زایمان طبیعی,زایمان زنان

باز شدن دهانه‌ی رحم برای زایمان طبیعی/دکتر سمامی



 

 

 

 

 


تازه های

ادبیات جهان


ولادیمیر ناباکف نویسنده روس

مقاله‌ای از ولادیمیر ناباکوف درباره هنر ترجمه و «خطاهای ترجمه»


داریوش شایگان

گفت‌وگو با داریوش شایگان، متفکر معاصر به مناسبت انتشار کتاب «جنون هشیاری»


ادبیات جهان,شگرد نوشتن داستان کوتاه پلیسی

چگونه یک داستان کوتاه پلیسی بنویسیم؟


رمان,انواع رمان پلیسی روانی اجتماعی تاریخی,ادبیات جهان

انواع رمان؛هر آنچه درباره رمان و انواع آن می خواهید بدانید از رمان اجتماعی تا رمان نو و...


نوبل ادبیات,جایزه نوبل ادبیات

10 نکته درباره جایزه نوبل ادبیات از نگاه گابریل گارسیا مارکز


سوتلانا الکسیویچ,سوتلانا الکسیویچ برنده نوبل ادبیات 2015

سوتلانا الکسیویچ برنده نوبل ادبیات 2015: احساس پیچیده‌ای دارم


در باره نوبل ادبیات از زبان پیتر انگلوند

15 سوال درباره نوبل ادبیات از زبان دبیر آکادمی سوئدی نوبل


آندره مالرو

سیری در افکار و آثار آندره مالرو در گفت‌و‌گو با سیروس ذکاء


داستایفسکی,داستایفسکی رمان نویس روسی

رستاخیز راسکولنیکوف / مفهوم جوانی در آثار داستایفسکی


رمانهای عاشقانه کلاسیک,عکس رمان آنا کارنینا

رمان‌های عاشقانه کلاسیک + عکس


نویسنده مشهور ژاپنی به این پرسش پاسخ می‌دهد: چگونه نویسنده شدم؟


نویسندگان بزرگ چطور با شخصیت‌های داستان‌شان کنارمی‌آمدند؟ /تولستوی، فلوبر، همینگوی و ...


تراژدی بالزاکی / نادر شهریوری (صدقی)


رمزگشايي داستان‌هاي جنايي «آگاتا كريستي» جنایی نویس انگلیسی


نگاهی به داستان رگتایم اثر داکتروف


˝آناکارنینا˝ اثر لئو تولستوی یکی از صد رمانی که باید خواند


اکتاویو پاز,شاعر، نویسنده و دیپلمات


یادی از «سروانتس»؛ خالق «دن کیشوت»


جمله‌هایی به‌یادماندنی از «گونتر گراس»


ژول ورن,نویسنده‌ای که خاطرات نوجوانی‌مان را ساخت


برای خالق رمان ˝دن آرام˝/ 31 سال پس از مرگ میخائیل شولوخوف


انتشار تازه‌ترین رمان میلان کوندرا و چند نکته دربارة ترجمة رمان


نظری بر رمان« میشل استروگف »(1876)اثر ژول ورن


مروری بر رمان "غرور و تعصّب" اثر جین آستین


نقد کتاب «بار هستی» اثر میلان کوندرا


 

 

 

   PersianPersia PersianPersia.com |2016-2003|.باز نشر مقالات با ذکر منبع بلامانع است
.تمام حقوق برای سایت پرشین پرشیا محفوظ است
X بستن تبلیغات